جانا! سخن از زبان ما می‌گویی :-"

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Samandoon :D
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
با تو ای یار سفر کرده ســـــخن بسیــــار است
کاندر این معبر پر حــــادثه دل بی یـــــــار است

گفته بودی که زمین کوچه ســــــرگردانی است
بی تو زین کوچه گذشتن به خــــدا دشوار است

ای گذر کرده از این خاک فـــــراموش نکـــــــــن
که دل منتظــــرم تا به ســــــحر بیــــــدار است

من طمع کارم و راضی به شـــــفاعت نشــــوم
مرهم سینه در خــــون شده ام دیــــــدار است

چشم مستت همه شب داد سفر سر مـی داد
خرم آن چشم که خــــــاک قدم دلـــــــدار است

شب هجـــــــران تو چون آیه ی دل تنگیها است
خــــارج از تــــــاب و توان دل این بیمــــــار است

عـــــبدی از خـــــانه اگــر رفت غــــــلامی بخرید
کـــــان گــــران است و این به یکی دینـــار است

در مـــــی خـــــانه گشــــایید که گم کرده رهی
همچو منصور "انــــــا الحق" زده و بــــر دار است

روی قبرم بنویســــید مســـــــــــــافر بوده است
بنویسید که یک مرغ مهـــــــــــــــاجر بوده است

بنویسیـــــــد زمیـــــن کوچـــه سرگردانی است
او در این معبر پر حــــــــادثه عــــــابر بوده است

مدح گویی و ثنـــــا خــــــوانی اگر دینداری است
او در ایــــــن مرحــــــله کــــــــــــــافر بوده است

غزل هجـــــــــرت من را همــــه جــــــــا بنویسید
روی قبرم بنویسید مســـــــــــــــــــافر بوده است



شهید محمد عبدی
 
آخرین ویرایش:
گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست
در و دیوار گواهی بدهد،کاری هست
 
"فصل زمستان"
تو که بر غصه و غم های دلم تسکینی
مرهم و محرم اسرار من مسکینی
ای که در سایه ی عشقت به جهان خندیدیم
تو کجایی که پریشانی و هم غمگینی
بی تو شب را به سحر ناله کنان سر کردم
ننهادم سر راهت به سر بالینی
بی تو ابیات چه بی رنگ و چه بی احساس است
بخت بد مستحق لعت و هم نفرینی
ای نسیم سحر این فصل زمستان تا کی؟
کی پیام آور عید و گل و فروردینی
انتظار است که سهم دل هر عاشق گشت
جان عاشق بگرفت این چه قشنگ آیینی
ای نگارم همه ی عشق و خیال شایان
می نشیند به سر کرسی آن ،می بینی!

***شایان***
 
حاجی تا صبح قرآن به سر گرفت و گناهانش بخشیده شد!
اما کارگر خسته بعد از افطار خوابش برد و گناهان امسالش به گناهان سال قبل افزوده شد!
این است اعتقادات مردم سرزمین من!

حسین پناهی
 
ناتانائیل! من به تو شور و شوقی خواهم آموخت. اعمال ما وابسته به ماست؛ همچنان که روشنایی فسفر به فسفر.راست است که ما را میسوزاند، برایمان شکوه و درخشش به ارمغان میآورد، و اما اگر جان ما ارزشی داشته باشد، برای این است که سخت تر از برخی جانهای دیگر سوخته است....
"آندره ژید"
 
اگه به پاک‌بانی خسته نباشید میگید،
اگه با یک شکلات کلی ذوق می‌کنید،
اگه به اون بچه‌ای که از پشت شیشه‌ی ماشین جلویی بیرونو نگاه میکنه دست تکون میدید،
اگه هنوزم جلوی کار مورد علاقتون میخکوب میشینید،
اگه تو تنهاییاتون آهنگ مورد علاقتونو بلند بلند میخونید،
اگه کسی رو بدون توجه به نتیجه دوست دارید،
باید بگم که شما یک زندگی‌گر واقعی هستید...! تبریک میگم
(اینو اول توی حرف بزن گذاشته بودم که پاک شد...)
 
آنان ک ما را به جرم دوستی
با جنس مخالف از اتش جهنم میترسانند،
خودشان به امید
حوریان بهشتی نماز میخوانند!
دکتر علی شریعتی
 
باید یکی باشد که ببینی دل توی دلش نیست
که تو را به وقت هایی که می داند
خوب نیستی و حوصله نداری بخنداند
و امیدوار کند و حواست را پرت کند و به یادت بیاورد
که هر چقدر هم که اوضاع بد است
اما یکی یکجایی هست که هنوز دوستت دارد...
باید یکی باشد که ببینی که چقدر برایش مهم است
همین یکذره بهتر و بدتر شدن هات...
باید یکی باشد که همینطور الّابختکی نسپاردَت
به امانِ زمان که بلکه خود به خود خوب شوی خود!...
باید یکی باشد که ببینی دل توی دلش نیست
که حتی دو دقیقه زودتر خوب شدنِ حالِ دلت را ببیند...
باید یکی باشد که ببینی چقدر برایش فرق می کنی
و چقدر بلد است تو را و چقدر حواسش به تو جمع است...
باید یکی باشد که به یادت بیاود
که برای یکی فرق داری!...
آدم برای یکی فرق داشته باشد!،
و اگرنه دنیا سراسر ترس و وحشت است...!
و اگرنه از بالا که به زمین نگاه می کنم
همه مان یک مُشت در شلوغی بی پناه و بی اهمیت
رهاشدگانیم که به هیچ کجای جهان برنمی خورد
هر بلایی هم که سرمان بیاید...
باید یکی، فقط یکی، اهمیتِ بود و نبود ما را به یادمان بیاورد که هنوز برای یکی، فقط برای یکی، چقدر مهم ایم!...
مثلا فرض کنید همین الان در یکی از پیاده روهای
این کره ی خاکیِ بی صاحب مانده
که ما حتی اسمش را هم نشنیده ایم،
یکی بیفتد و بمیرد، باور کنید اگر آن یکی تمام دنیای
فقط یک نفر نبوده باشد،
بیهوده مرده است؛ بیهوده و محض خنده ی دنیا!...
باید یکی باشد که ببینی
دل توی دلش نیست که به دست آورد دلت را...
#عادل_دانتیسم
 
ماها که باباهامون پولدار نبود خیلی خوب یادگرفتیم قید چیزایی که دوست داریم رو بزنیم، یه لطفی کن اگه دوستمون داری ناز نکن.
«از یه کاربر ناشناخته»
 
هیچکس نخواهد فهمید در زندگی هر ادمی یک نفر هست که دوست داشتنی ترین پنهان دنیاست
 
جایی که بودن و نبودنت هیچ فرقی ندارد
نبودنت را انتخاب کن !

این گونه به بودنت احترام گذاشته‌ای ...!

#هاروکی_موراکامی
 
عزیزی میگفت
جای گیاه بامبو را که عوض کنی
دیگر رشد نمیکند
میدانی چرا؟
چون ریشه اش را همانجا،جا میگذارد
دل آدم که کمتر از گیاه نیست
گاهی ریشه اش
جا میماند در دلی...
 
آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری،
آنگاه که حتی گوشت را می گیری تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی وبنده ی خدا را نادیده می گیری
می خواهم بدانم،
دستانت را به سوی کدام آسمان دراز میکنی
تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟

سهراب سپهری
 
وقتی آدمها شما را ترک می‌کنند
مانعشان نشوید،
شما با کسانی که رهایتان می‌کنند
آینده ای ندارید...
“رومن گاری”
 
Back
بالا