• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
می‌سوزم از فراقت روی از جفا بگردان
هجران بلای ما شد یا رب بلا بگردان
نیمی از جان مرا بردی، محبت داشتی
نیم باقیم‌انده هم، هر وقت فرصت داشتی

خانه‌ای از جنس دلتنگی بنا کردم ولی
چون پرستوها به ترک خانه عادت داشتی
 
نیمی از جان مرا بردی، محبت داشتی
نیم باقیم‌انده هم، هر وقت فرصت داشتی

خانه‌ای از جنس دلتنگی بنا کردم ولی
چون پرستوها به ترک خانه عادت داشتی
یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
بازآید و برهاندم از بند ملامت
 
ترسم این نیست که او با لب خندان برود
ترسم این است که او روز مبادا برسد
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور
 
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور
روح من را مرگ شادش می‌کند، مادر ببخش
زعفران انداختن در چای من بی‌فایده‌ست
 
روح من را مرگ شادش می‌کند، مادر ببخش
زعفران انداختن در چای من بی‌فایده‌ست
تا خاک مرا به قالب آمیخته‌اند/
بس فتنه که از خاک برانگیخته‌اند
 
در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم
کاین چنین رفته ست در عهد ازل تقدیر ما
الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد
مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم
 
الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد
مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم
می‌روم هرچند بعد از تو برایم هیچ‌چیز...
بعدِ من اما تو راحت‌تر به خیلی چیزها
 
می‌روم هرچند بعد از تو برایم هیچ‌چیز...
بعدِ من اما تو راحت‌تر به خیلی چیزها
اگر ان ترک شیرازی به دست ارد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
 
Back
بالا