• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
ترسم این نیست که او با لب خندان برود
ترسم این است که او روز مبادا برسد
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور
 
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت
دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور
روح من را مرگ شادش می‌کند، مادر ببخش
زعفران انداختن در چای من بی‌فایده‌ست
 
روح من را مرگ شادش می‌کند، مادر ببخش
زعفران انداختن در چای من بی‌فایده‌ست
تا خاک مرا به قالب آمیخته‌اند/
بس فتنه که از خاک برانگیخته‌اند
 
در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم
کاین چنین رفته ست در عهد ازل تقدیر ما
الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد
مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم
 
Back
بالا