• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
دل فروشی میکنی گویا گمان کردی که باز
با غرورم می‌خرم آن را در این بازار نه
شهریار
همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنایی بنوازد آشنا را
(شک دارم درست گفته باشم:‌))
 
همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنایی بنوازد آشنا را
(شک دارم درست گفته باشم:‌))
(مصراع دوم فک‌کنم آشنایانه)
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
اندر این دنیا کسی بر کس ندارد برتری
من غنی را با فقیر یکجا یکسان میکشم
 
(مصراع دوم فک‌کنم آشنایانه)

اندر این دنیا کسی بر کس ندارد برتری
من غنی را با فقیر یکجا یکسان میکشم
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی
 
شاد آمدی ای مه رو ای شادی جان شاد آ

تا بود چنین بودی تا باد چنان بادا

مولانا
یا گل نورسته شو یا بلبل شوریده باش
یا چراغ خانه یا آتش به جان پروانه باش
 
آخر این ناله سوزنده اثرها دارد
شب تاریک فروزنده اثرها دارد
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت
با من راه نشین باده مستانه زدند
 
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت
با من راه نشین باده مستانه زدند
دلم گرفته دوباره در این هوای مزخرف
به یاد آن همه خنده به روزهای مزخرف
 
دلم گرفته دوباره در این هوای مزخرف
به یاد آن همه خنده به روزهای مزخرف
فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش
دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش
 
فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش
دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش
شب، همه بی تو کار من شکوه به ماه کردن است
روز ستاره تا سحر تیره به آه کردن است
 
شب، همه بی تو کار من شکوه به ماه کردن است
روز ستاره تا سحر تیره به آه کردن است
تو همان قایق بی‌رحم که ساحل ننشاند
هدفش غرق دلم باشد و گرداب کِشاند
منم آن عاشق بیچاره که پارو ندارد
میزند دست رساند به تو اما نتواند…
 
تو همان قایق بی‌رحم که ساحل ننشاند
هدفش غرق دلم باشد و گرداب کِشاند
منم آن عاشق بیچاره که پارو ندارد
میزند دست رساند به تو اما نتواند…
دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما
 
Back
بالا