• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
من بی‌مایه که باشم که خریدار تو باشم
حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم
مقدار یار هم‌نفس، چون من نداند هیچکس
ماهی که بر خشک اوفتد، قیمت بداند آب را
 
شبیه نوح اگر هیچکس به دینِ تو نیست
تو با خدای خودت باش و ناخدای خودت
تنها،گناهِ من، این بود که دوستت داشتم
چرا، جُرمِ عاشقی، این گونه تاوان دارد؟

× تاوان دادم خودم. :(
 
دل چو در خدمت تو شاد کنم
ننگم آید که ز جان یاد کنم
من خود دلم از مهر تو لرزید، وگرنه
تیرم به خطا می رود اما به هدر نه!

یک بار به من قرعه ی عاشق شدن افتاد
یک بار دگر، بار دگر، بار دگر...نه!
 
من خود دلم از مهر تو لرزید، وگرنه
تیرم به خطا می رود اما به هدر نه!

یک بار به من قرعه ی عاشق شدن افتاد
یک بار دگر، بار دگر، بار دگر...نه!
همای اوج سعادت به دام ما افتد
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
 
Back
بالا