• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
درد بیمار نپرسند به شهر تو طبیبان
حلقه بر در نتوانم زدن از بیم رقیبان
شهریار
 
تیر را قوت پرهیز نباشد ز نشانه
مرغ مسکین چه کند گر نرود در پی دانه
شهریار
 
یک تار موی او به دو عالم نمیدهند
با عشقش این معامله گفتیم و سر گرفت
 
تا فکندم به سر کوی وفا رفت اقامت
عمر بی دوست ندامت شد و با دوست غرامت
شهریار
 
در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم
مشیری
 
یقین آنجا علی هم یا علی گفت
مگر خیبر ز جایش کنده می شد
 
ماییم و نوای بی نوایی
بسم الله اگر حریف مایی
 
توتمنای من و جان من و یار منی
پس بمان تا که نمانم به تمنای کسی


قبلی رو چرا پاک کردی؟ @half of pine
 
يارب آن يار سفر كرده كه صد قافله دل همره است
هر كجا هست خدايا به سلامت دارش
 
قبلی رو چرا پاک کردی؟
آخه پندار قبل از من جواب داده بودبه بیت قبل
ایرادی نداره...ادامه میدیم

شاید آن روز که سهراب نوشت :
تا شقایق هست زندگی باید کرد
خبری از دل پر درد گل یاس نداشت
 
تا به گریبان نرسد دست مرگ
دست ز دامن نکنیمت رها
 
انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت
اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم!
 
انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت
اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم!
 
من آن گلبرگ مغرورم* که میمیرم ز بی آبی
ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم (*ممنون.تصحیح کردم)
 
آخرین ویرایش:
Back
بالا