- ارسالها
- 231
- امتیاز
- 15,027
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان امین
- شهر
- اصفهان
- سال فارغ التحصیلی
- 1403
یا گل نورسته شو یا بلبل شوریده حاللطفت نمی شود سبب اعتبار من
از بس که مرا پیش خلق خوار کرده ای
یا چراغ خانه یا آتش به جان پروانه باش
یا گل نورسته شو یا بلبل شوریده حاللطفت نمی شود سبب اعتبار من
از بس که مرا پیش خلق خوار کرده ای

ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت استشمال ، جنوب ، شرق یا غرب چه معنا دارد ؟
تو نباشی من بی جهت ترین موجود زمینم ....
م.س

تنور لاله چنان برفروخت باد بهارمحبت آتشی کاشانه سوز است
دهد گرمی ولیکن خانه سوز است
درد بي عشقي ز جانم برده طاقت ور نه من ........ داشتم آرام تا آرام جاني داشتمدیوانه را توان به محبت نبود رام
مارا محبت است که دیوانه میکند
محمد علی بهمنی
مرا عمری به دنبالت کشاندیدرد بي عشقي ز جانم برده طاقت ور نه من ........ داشتم آرام تا آرام جاني داشتم
یک جهان بر هم زدم وز جمله بگزیدم تو را .......... من چه می کردم به عالم گر نمی دیدم تو رامرا عمری به دنبالت کشاندی
سر انجامم به خاکستر نشاندی
ربودی دفتر دل را و افسوس
که سطری هم از این دفتر نخواندی
فریدون مشیری
آدمی نیست که عاشق نشود وقت بهاریک جهان بر هم زدم وز جمله بگزیدم تو را .......... من چه می کردم به عالم گر نمی دیدم تو را
لاهیجی
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان راآدمی نیست که عاشق نشود وقت بهار
هر گیاهی که به نوروز نجنبد، حطب است...
آفرین جان آفرین پاک راتو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
مولانا
آن که از سنبل او غالیه تابی داردآفرین جان آفرین پاک را
آنکه جان بخشید و ایمان خاک را
دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پایآن که از سنبل او غالیه تابی دارد
باز با دلشدگان ناز و عتابی دارد
از سر کشته خود می گذری همچون باد
چه توان کرد که عمر است و شتابی دارد
حافظ
دل از سنگ باید که از درد عشقدلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای
فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد
"حافظ"
تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافری استدل از سنگ باید که از درد عشق
ننالد خدایا دلم سنگ نیست
مرا عشق او چنگ اندوه ساخت
که جز غم در این جنگ آهنگ نیست
فریدون مشیری
شهریارت می شوم ، دار و ندارم می شوی؟؟تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافری است
راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
یک وعده خواهم از تو که باشم در انتظارشهریارت می شوم ، دار و ندارم می شوی؟؟
ماه رویم ! اخترِ دنباله دارم می شوی؟؟
صخره ام ! یاد تو موجِ روزگاران من است
بی قرارت می شوم اما قرارم می شوی؟؟
شب من نشان مویتیک وعده خواهم از تو که باشم در انتظار
حاکم تویی در آمدن دیر و زود خویش
وحشی بافقی
