• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
واعظ از عشق رُخَت منع منِ زار کند
گرچه پندش پدرانه‌ست، ولی بی‌اثر است
تو را از من جدا کردند هر باری به ترفندی
یکی با طعنه ی تلخش، یکی با برق چاقویش
 
تو را از من جدا کردند هر باری به ترفندی
یکی با طعنه ی تلخش، یکی با برق چاقویش
شیرین سخنی در دل ما میخندد

بر خسرو شیرین سخنی میبندد

گه تند کند مرا و او رام شود

گه رام کند مرا و او میتندد
 
شیرین سخنی در دل ما میخندد

بر خسرو شیرین سخنی میبندد

گه تند کند مرا و او رام شود

گه رام کند مرا و او میتندد
دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم، نعره مزن، جامه مدر، هیچ مگو
 
دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم، نعره مزن، جامه مدر، هیچ مگو
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
چون به خلوت می‌رسند آن‌ کار دیگر می‌کنند
 
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
چون به خلوت می‌رسند آن‌ کار دیگر می‌کنند
دلم شکسته تر از شیشه های شهر شماست
شکسته باد کسی را کاین چنین‌مان می‌خواست
 
دلم شکسته تر از شیشه های شهر شماست
شکسته باد کسی را کاین چنین‌مان می‌خواست
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
 
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
آدمیزاد است و عشق و دل به هر کاری زدن
آدم است و سیب خوردن، آدم است و اشتباه
 
یک برکه‌ی پُرقو یا یک بوم دو رنگ است؟
بین دو قبیله سر چشمان تو جنگ است
تا ماه شب افروزم پشت این پرده ها نهان است
باران دیده ام همدم شبم یار آنچنان است
 
تا ماه شب افروزم پشت این پرده ها نهان است
باران دیده ام همدم شبم یار آنچنان است
تو آن بت مغرور پیمبر شکنی، داغ ندیدی
از سنگ نبودی که بدانی چه کشیدم

پ.ن: این بیت که گفتی از کیه؟👀
 
تو آن بت مغرور پیمبر شکنی، داغ ندیدی
از سنگ نبودی که بدانی چه کشیدم

پ.ن: این بیت که گفتی از کیه؟👀
ما در این دنیا شبیه ماهیان مرده‌ایم
آب را دیدیم و اما تشنگی را خورده‌ایم
 
ما در این دنیا شبیه ماهیان مرده‌ایم
آب را دیدیم و اما تشنگی را خورده‌ایم
من ماهی ام اما به سرم شور نهنگ است
این برکه ی بی حوصله اندازه ی من نیست

آخی اینو از طناز شنیده بودم
 
من ماهی ام اما به سرم شور نهنگ است
این برکه ی بی حوصله اندازه ی من نیست

آخی اینو از طناز شنیده بودم
اخییییی

تو را گم می‌کنم هر روز و پیدا می‌کنم هر شب
بدینسان خواب‌ها را با تو زیبا می‌کنم هر شب
 
Back
بالا