• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو
جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد
 
  • دابل‌لایک
امتیازات: Uvzst
  • دابل‌لایک
امتیازات: Uvzst
دعا کردم که برگردد شده با دیگری باشد
دعا های به این تلخی همان بهتر نمی‌گیرد
دست‌های خسته‌ام بعد از هزاران سال خاموشی
کوه‌ها را در دهان باز دریاها فرو می‌ریخت
 
دست‌های خسته‌ام بعد از هزاران سال خاموشی
کوه‌ها را در دهان باز دریاها فرو می‌ریخت
تو وعده می‌دهی و فکر می‌کنی که مرا
هزارسالگی نوح و صبر ایوب است
 
تو به کار داوری مشغول و صد افسوس
در ترازویت ریا دیدم، ریا دیدم
من از دنیای آدم‌های بی‌احساس می‌ترسم
از آسیب زبان‌ها بر دل حساس می‌ترسم،
جهانی از تفاوت‌ها میان شیشه و سنگ است
شبیه شیشه‌ی حساس‌، از الماس می‌ترسم
 
Back
بالا