تریبون آزادِ مطالعاتی

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع mohad_z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
کتاب سینوهه رو کی خونده؟
من ، همه شو از جمله یک و دو و اون یکی سینوجه کاهن اعظم و ... ، قبل دبیرستان جذب این دوستان بودم خیلی (کنیز ملکه مصر ، سقوط قسطنطنیه اینا)
خوب بود ، حالا کتاب خفن و فاخر نبود ، از اول هم بسته بودم ذهنمو که اصلا واقعی نیست، صرفا برای تفنن بخون، با این پیش فرض خوب بود ، خوش گذشت

رمان داستا یوسکی خیلی خوبه اما چون سمپادی هستیم دیگه وقتی به این کارا نیست.
نگو اینو
حالا اگه سال کنکورته و اینا یه چیزی ، ولی واقعا حیفه. داستایوفسکی مثلا برادران کارامازوف ، سخته ، تجربه من که می گه آدم ها هر چی بزرگتر می شن "شل مغز" تر می شن ، اکثریت ، و احتمال غواصی های عمیق ترشون کمتر می شه
 
واقعن نیاز دارم به یه رمان که استان یه زندگی روزمره ی خوب باشه بدون اتفاق خاصی فقط زندگی آروم معرفی کیند
 
تا حالا ازش نخوندم اینو جدی گفتی؟
آره جدی گفتم ولی نمیدونم از ژانر داستاناش خوشت بیاد یا نه...داستانا توی جو قرن 18 و 19 و اون فضای اروپایی اتفاق می افته ولی خب زندگی روزمره ی شخصیتاشو بیان میکنه و معمولا از یه جاهایی فضای داستان عاشقانه میشه
 
آره جدی گفتم ولی نمیدونم از ژانر داستاناش خوشت بیاد یا نه...داستانا توی جو قرن 18 و 19 و اون فضای اروپایی اتفاق می افته ولی خب زندگی روزمره ی شخصیتاشو بیان میکنه و معمولا از یه جاهایی فضای داستان عاشقانه میشه
نه یه داستان از زندگی خودمون آدمای این دوره می خام واقعن عین زن بارداریم که ویار کرده
 
نه یه داستان از زندگی خودمون آدمای این دوره می خام واقعن عین زن بارداریم که ویار کرده
خب به نظرم قصه های امیرعلی بخون اگه نخوندی که فانم هست.
کتاب شلوارهای وصله دار رسول پرویزی هم قشنگه ولی خب یه کم قدیمیه داستاناش(مجموعه داستان کوتاهه) دیگه دقیقا مال دوره ی خودمون نیست مثلا مال دوره ی مامان بزرگ بابابزرگامونه :D
 
واقعن نیاز دارم به یه رمان که استان یه زندگی روزمره ی خوب باشه بدون اتفاق خاصی فقط زندگی آروم معرفی کیند

چراغ ها را من خاموش می کنم،زو یا پیرزاد
ر ه ش ، رضا امیر خانی
هرس ،نسیم مرعشی
بادبادک باز،خالد حسینی
پاییز فصل آخر سال است،نسیم مرعشی
همشون ایرانین و معاصر هم هستن،بجز بادبادک باز که اون تو افغانستان اتفاق میفته
 
خب به نظرم قصه های امیرعلی بخون اگه نخوندی که فانم هست.
کتاب شلوارهای وصله دار رسول پرویزی هم قشنگه ولی خب یه کم قدیمیه داستاناش(مجموعه داستان کوتاهه) دیگه دقیقا مال دوره ی خودمون نیست مثلا مال دوره ی مامان بزرگ بابابزرگامونه :D
امیرعلی رو دوتاشوخوندم اتفاق داره =)))))) اصن دلم می خاد طرف صب پاشه صبونه بوخوره بره پارک برگرده از اول =))))))))
مت گرم
چراغ ها را من خاموش می کنم،زو یا پیرزاد
ر ه ش ، رضا امیر خانی
هرس ،نسیم مرعشی
بادبادک باز،خالد حسینی
پاییز فصل آخر سال است،نسیم مرعشی
همشون ایرانین و معاصر هم هستن،بجز بادبادک باز که اون تو افغانستان اتفاق میفته
سپاس
 
واقعا نیاز دارم به یه رمان که داستان یه زندگی روزمره ی خوب باشه بدون اتفاق خاصی فقط زندگی آروم معرفی کنید.

نه یه داستان از زندگی خودمون آدمای این دوره می‌خوام واقعا عین زن بارداریم که ویار کرده.
من بهت کتاب‌های جومپا لاهیری رو پیشنهاد می‌کنم.
داستاناش واسه دهه‌ی اخیره ولی خب آمریکایی-بنگالی هستش.
به قدری رئال و با جزئیات می‌نویسه که، خودش اعتراف کرده مردم ازش میان می‌پرسن که داستان زندگی خودت و اطرافیانت رو نوشتی؟ و همواره پاسخ داده که خیر زایده‌ی ذهن خودش هستن.
 
آخرین ویرایش:
به نظرم رهش نخون. کتاب خاکستری ایه.
من او بخون ^^
دنیای سوفیم فضاش جذابه هر چند اروپاست.
 
به نظرم رهش نخون. کتاب خاکستری ایه.
من او بخون ^^
دنیای سوفیم فضاش جذابه هر چند اروپاست.
دنیای سوفی خوندم مرد مومن من داستان یه زندگی ملایم میخام تو دنیای سوفی پیشنهاد می کنی؟-___-
با اروپایی بودن مشکلی ندارم
 
به نظرم رهش نخون. کتاب خاکستری ایه.
من او بخون ^^
دنیای سوفیم فضاش جذابه هر چند اروپاست.

خوب شد گفتی منِ او رو یادم رفته بود،
شاید ر ه ش یکم فضاش دلگیر و خاکستری باشه ولی خیلی قشنگه و خوندنش خالی از لطف نیست(هر چند اگه رمان خوش و خرم میخوای:)))
دنیای سوفیم که فلسفه ست یکم رمان قاتیش کردن
 
چیزایی که گفتینونوشتم برم نیگاشون کنم وای به حالتون از نظرم دور باشن
 
چراغ ها را من خاموش می کنم،زو یا پیرزاد
ر ه ش ، رضا امیر خانی
هرس ،نسیم مرعشی
بادبادک باز،خالد حسینی
پاییز فصل آخر سال است،نسیم مرعشی
همشون ایرانین و معاصر هم هستن،بجز بادبادک باز که اون تو افغانستان اتفاق میفته
@Samandoon :D
با اون توصیفاتی که به من گفتی هیچ کدوم رو نخون!
همه این کتابا توش دغدغه داره
هرس رو هم ک اصلا نخون، اون اصل بدبختیه :))
 
برو فیلم به همین سادگی رو ببین
کلا هیچی نمی شه ، یه روز خیلی معمولی از صبح تا شب !
یا ازاین وبلاگا و پیچا که همه زندگی شونو می نویسن
 
کسی کتاب خرمگس اتل لیلیان وینیچ یا نادیا ی اندره برتون رو خونده ؟
 
ای بابا!!
خب کتاب رو از زندگی عادیِ عادی نمی نویسن یه چیزی بالاخره تو همش هست دیگه:-"
دقیقا منم اینو گفتم بش :))
حتا گفتم بیا پول بده به من هر روز برات داستان صب تا شبم بگم :))
 
مسئله اینه زندگی عادی عادی هم خیلی وقتا خیلی چیزا توش هست،
شاید بیشتر دنباله اون آرامش گرفتنو حس تسلی بخشی و پرهیز از هیجانات کاذبو این داستانا باشه.
خودش باید بیاد برای شفاف سازی.
سن هری پاتر خوندن که بود ، همیشه نیمه اول کتاباشو دوست داشتم ، اونجا که زندگی عادی شون بود ، بعد که می شد جنگ پایان هر قصه و ... دیگه جذابیتشو برام از دست می داد
همین فیلم به همین سادگی که بالا گفتم ، خودش کلی کشته مرده داره .
 
عاره من یه کتای می خام یه زندگی عادی بدون دغدغه های خاص باشه آدمی که زندگی روزمرشه داستان نه داستان یه مشکل یا مساله ای که براش پیش اومده
فیلم دیدن خیلی سختمه ولی سریالیمثل یادداشت های یک زن خانه ارو دوسدارم که روزمرشو بیانمی کنه
 
Back
بالا