• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مولانا صاحب العلما

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع ehsan2562
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • تگ‌ها تگ‌ها
    @sara.kh.rma
  1. تا بند اول سخن شما موافق هستم حلاج رفتار شیطان وفرعون رو از روی درونیات وذات اصلیشان میدونه یعنی درون خودش را نشان داده
  2. حلاج میگه من همان رویه را ‍ پیش میگرم که سخن حق خود رو میگه وترسی نداره ودرون خود را نشان میده آتشش بترسانيد ابليس را، از دعوي بازنگشت فرعون را به دريا غرق كردند، و از پي دعوي بازنگشت.
  3. با بند دوم سخن شما کاملا مخالفم حلاج میگه فرعون ترسی نداره که درون خود را نشان بده را اگر بكشند، يا بر آويزند، يا دست و پاي ببرند، از دعوي خود بازنگردم.
 
ببینید شما میگید نفرین فرعون از سر محبت درحالی که حلاج میگه فرعون تا آخرین لحظات درون خود را نشون داد

حلاج میخواد اماده سازی کنه که بگه انالحق به مفهوم این است که درون خود تمیز نمایی ونشان دهید درون خود برای نشون دادن هم ابلیس وفرعون را مثال آورده

عارف ایمان نیاورد تا وقتی که کافر نشود.

  • نقل است که در ابتدا که ریاضت می‌کشید، دلقی (کلاهی) داشت که آن را بیست سال بیرون نیاورده بود. روزی به ستم از وی بیرون کردند، گزنده بسیار در وی افتاده بود. یکی را وزن کردند، نیم دانگ بود.
 
رخی او را سنیدانسته‌اند، اما بر اساس برخی منابع شیعه، و همچنین بنابر نقل خطیب بغدادی در کتاب تاریخ بغداد، حلاج منسوب به شیعیان بوده است. حلاج را از قرمطیان، معتقد به اتحاد و حلول، زندیق، اهل سحر و شعبده و همچنین کافر خوانده‌اند. همچنین او را مدعی امامت، نبوت، ربوبیت و الوهیت دانسته‌اند. مذهب او، گاه شیعه زیدی، گاه اسماعیلی و گاه شیعه اثناعشری دانسته شده و در محکمه‌هایی خود را از اهل سنت و معتقد به اصول و فروع اسلام و مبانی قرآن معرفی کرده است.

برخی از حکما و فیلسوفان مسلمان و شیعه از قرن هفتم به بعد، حلاج را تحسین کرده و او را ستوده‌اند؛ از جمله خواجه نصیرالدین طوسی، قاضی نورالله شوشتری،ملاصدرای شیرازی، قاضی سعید قمی، و علامه طباطبایی.در همین حال بسیاری از فقها و محدثان شیعه، با اتکا به توقیع امام زمان (ع) خطاب به حسین بن روح دربارهشلمغانی، او را کافر دانسته‌اند. ابن بابویه، شیخ طوسی و علامه حلی، از جمله فقها و محدثانی هستند که به کفر حلاج حکم داده‌اند
 
حلاج، یکی از مشهورترین عارفان و صوفیان جهان اسلام است که به باور برخی محققان، کمتر کسی در میان عارفان مسلمان، به اندازه او، موضوع اختلاف و درگیری بوده است. در همان حال که گروهی از علما و مردم، او را فردی مقدس و اهل ولایت می‌دانسته‌اند، گروه فراوانی هم او را کافر به شمار می‌آورده و خونش را مباح می‌دانسته‌اند.

در میان عالمان مسلمان، گروهی فتوا به کفر حلاج داده‌اند، گروهی او را اهل ولایت دانسته‌اند، و گروه دیگری سکوت کرده‌اند. از میان فقهای امامیه، ابن بابویه، شیخ طوسی و علامه حلی، به کفر او فتوا داده‌اند و شوشتری و عاملی، او را بی‌گناه و پاکدامن خوانده‌اند. همین اختلاف در میان عالمان مذاهب دیگر اسلامی نیز دیده می‌شود. علاوه بر فقهای مذاهب اسلامی، اهل کلام و حکمت و تصوف نیز درباره او اختلاف کرده‌اند. بر اساس برخی منابع، صوفیه و عرفای هم‌عصر حلاج، او را علاوه بر شعبده و سحر، به انحراف و کفر متهم کرده‌اند.

برخی از حکما، فیلسوفان و عارفان شیعه، از جمله خواجه نصیرالدین طوسی،قاضی نورالله شوشتری،محمدعلی مؤذن خراسانی، ملاصدرای شیرازی، قاضی سعید قمی، ملامحمد هیدجی،و علامه طباطبایی، با تحسین از او یاد کرده‌اند

اسلام‌شناسان غربی هم درباره حلاج، نظرات مختلف و متضادی داشته‌اند؛ آگوست مولر، او را مسیحی دانسته و معتقد بوده‌ که او دین خود را پنهان می‌کرده است. یوهان ریسکه، او را کافر قلمداد کرده‌ است. حلاج به باور آلفرد کریمر، از طرفداران وحدت هستی، و به نظر ادوارد براون، فریبکاری ماهر و خطرناک دانسته شده است
 
دیدار علامه طباطبایی با حسین بن منصور حلاج
یکبار در عالم بیداری (نه خواب) منصور حلاج را در اتاق دیدم و از او در مورد ولایت آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) پرسیدم.اما منصور حلاج جوابی نداد و سکوت کرد! علامه طباطبایی در ادامه فرمودند: من از سکوت او فهمیدم که هنوز در اعتقاد به ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) دچار مشکل است
 
به نظر حسین بن منصور حلاج هیچ یک از عقاید شیعه وسنی را قبول نداشت ومیگفت انسان خود خدای خویش است
خدا نفس پاک انسانیت ما است
 
و میگفت به جای گرد کعبه چرخیدن به درون حقیقی خود بگردید (سماع)
فریاد انالحق به همان مفهوم است .
منصور حلاج شخصیت بسیار پیچیده وگسترده تاریخی داره
باید بررسی کنیم مثلا در الشطحیات می گوید کعبه را نابود کن (اهدم الکعبه )
 
آخرین ویرایش:
در مورد دین حلاج ،که اسلام بوده ،چرا که روایات زیادی از حج رفتن و اعمالش هست، حلاج در اعمالی مثل نماز و روزه خیلی هم جدی بوده !!
اما در مورد نگاهش به دین ، خودش می گه :
به دینها اندیشیدم و سختکوشانه در آن همه کاویدم ، و آن همه را شاخه شاخه ی اصلی یگانه یافتم . پس بر کسی مخواه دینی را ، که وا می گراید از آن اصل استوار ؛و خود آن اصل است که می باید تا او را در یابد ...
در روایتی دیگه از حلاج یک نفر رو می بینه که به فردی یهودی توهین کرد و در جواب میگه :
انسان ها دین را نه خود اختیار کرده اند که بر ایشان اختیار کرده اند (نوع دین رو جبری می دونه چیزی شبیه همین جمله که میگه اگر در عربستان به دنیا بیایید احتمالا مسلمان ، در اسرائیل یهودی و ...)
شاید بشه حلاج رو به سبب ناپختگی در عرفان متهم کرد و ادعای اون رو از سر خامیت دونست ولی روایاتی که حلاج رو به کفر متهم می کنه قطعا از سر دیدگاه خشک به دین داشتنه ، دیدگاهی که هنوز با نگاه عاشقانه داشتن به خدا آشنا نبوده (مثل غزالی)
 
دین رو نوعی جبر میدونه درست است
اما هیچگاه نه وارد حلقه جنید (صوفی معروف) نشد
بالعکس پختگی کاملی در عرفان داشت اما نمیتوانست به صورت فلسفه بگویید
درباره حج هاش هم بگیم
که در حج سوم به طور کلی دنیا بینی حلاج عوض میشه ودر بغداد تبلیغ میکنه
 
خیر حجاج به این خاطر به کفر متهم شد که بدعتی نوین ورا داشته بنیانگذاری میکرد بدعت که در مولانا به اوج ودر دراویش گنابادی به بدترین شکل خود میرسه
 
Back
بالا