• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

عشق چیست؟؟؟

آقا هی هورمون هورمون نکنید .!
اون عشقی که بخش بزرگیش هورمون باشه عشق نیست ،هوسه
........
الکی هی دیسلایک ندید،واقعیت تلخه.
 
آخرین ویرایش:
این متن کپی پیست عه ولی به نظرم خیلی درست اومد میزارمش اینجاو :

اول اجازه بدهید ببینیم عشق چیست. لغت نامه عشق را اینطور تعریف می کند، “حسی عمیق و لطیف به فردی دیگر”، “تعلق قلب به کسی”، یا “شور و میل جنسی”. اگر عشق این است، پس هیچ تعجبی ندارد که اینقدر نوسان دارد. برای تداوم عشق باید آنرا بر یک ارزش یا اعتقاد شخصیت ساز بنا کرد. چیزهایی مثل مهر، شور و امیال جنسی کاملاً احساسی هستند و به همان اندازه گرسنگی، غیر قابل پیش بینی می باشند.
البته اشتباه نکنید هر چیز احساسی، جنسی نیست. احساسی از کلمه حس یا همان حواس پنجگانه (بینایی، بویایی، چشایی، شنوایی و بساوایی) می آید. ازاینرو، همانطور که می بینید عشقی که به جوانان ما آموزش داده می شود عشقی احساسی یا حسی است که با عوامل خارجی تحریک می شود. و وقتی آن تحریک فروکش کند یا ناپدید شود، آن عشق متوقف می شود. این همان فارغ شدن از عشق است.
اگر عشق بین یک زوج احساسی باشد جای تعجب نیست که بگویند از عشق فارغ شده اند. منظور آنها این است که این تحریک متوقف شده و به همین دلیل دیگر احساس عاشقی نمی کنند.
اگر این آن عشقی که می خواهیم یا نیاز داریم نیست، پس چیست؟
جستجوی ما برای عشق واقعی ما را به گذشته و به زبان عبری باستان می برد. زبان عبری فقط توسط یهودیان استفاده می شد. آنها باور دارند که عبری زبان خداوند جهود است. و از زمانیکه جهود قبل از هر چیز دیگری وجود داشت، می بایست معنای واقعی عشق را می دانست.
در زبان عبری عشق به معنای دادن است. و زمانیکه خداوند می خواست به جهان عشق خود را نشان دهد، به آن نگفت که “دوستت دارم”؛ او فقط بخشید.
دوست داشتن یعنی بخشیدن. امروز وقتی مردی به زنی می گوید دوستت دارم، در اکثر موارد هیچ قصد بخشیدنی ندارد. فقط می خواهد بگیرد. از آن دختر چیزی می خواهد که معمولاً باکرگی آن دختر است. این هشداری برای همه دختر خانم هاست. سعی کنید قبل ازاینکه ادعاهای مردی که در زندگیتان وارد می شود و به شما می گوید دوستتان دارد را باور کنید، او را به شیوه های مختلف آزمایش کنید و ببنید چقدر به “بخشیدن” تمایل دارد.
 
عشق کلاهیه ک طبیعت ب واسطه هورمونها سرمون میاره تا بقای نسل صورت بگیره :D
چ بین زن و مرد و چ بین مادر و فرزند (اگه اکسی توسین تو بدن مادر نبود با اون همه درد زایمان عمرن از بچش مراقبت نمیکرد :D ب قول استادمون از پنجره بیمارستان پرتش میکرد بیرون بچه رو :D )
همجنسگرا ها سرشون کلاه نرفته هه
 
همجنسگرا ها سرشون کلاه نرفته هه
همجنسگرایی بیشتر از اونکه یه رفتار با مزیت زیستی باشه، پیامد و اثری جانبیه. ولی چون باعث انقراض و فاجعه خاصیم نشده، همچنان باقی مونده. در کل توضیح همجنسگرایی، زیاد بر اساس کارکرد نیست بلکه بیشتر باید یه محصول جانبی از موارد دیگه دونستش.
اما این حرف، به این معنی نیست ک هیچ مزیت و کارکردی هم نداره. مثلا قوهای گنگ وقتی گی باشن و از یه تخم نگهداری کنن، شانس سالم موندن تخم و جوجه بیشتره(برای اینکار، یا تخم ماده های دیگه رو میدزدن، یا یکیشون موقتا با یه ماده جفت گیری میکنه و ماده تخم میذاره، بعد ماده رو بیرون میکنه و میره با عشق همجنس پنهانش تخمو بزرگ کنه ((((: ) یا تو بونابوها و دلفینها، باعث کم شدن کینه بین نرها توی گروه و افزایش پیوند اجتماعی بینشون میشه. یجور صمیمیت. تو انسان هم درباره گی بودن، تقریبا همینطوره. اینجوری، وقتی مذکرها زیاد باشن(مثلا بیشتر از مونث ها)، جنگ بین جفت بینشون ایجاد نشه و بزنن همدیگه رو بکشن ((((: به همین دلیل هر برادر بزرگتر، شانس همجنسگرایی نوزاد پسر رو 33% بالا میبره(البته همچین نتیجه ای برای زنان بدست نیومده. توضیحات درباره مزایای فرگشتی همجنسگرایی، خیلی زیاد و قطعی نیستن و بطور عمده، باید همون اثرات جانبی رو به عنوان علت اصلی در نظر گرفت و این مزایایی که گفتم، عمومیت ندارنوبیشتر مزید بر علتن. خصوصا که این تحقیقات، بیشتر روی گی بوده تا لزبین).
در کل مثل خیلی مفاهیم قدیمی در زبان متعارف و عامیانه، عشق هم دقیقا تو زبان، خیلی واضح و دقیق تعریف نشده و به انبوهی از پدیده ها، این اسم رو میگیم، در حالی که تو تحلیل های علمی و دقیقتر، متوجه تفاوت های قابل توجهشون میشیم.
مثلا میشه اینطور تصور کرد که چیزی که بهش کلمه عشق رو نسبت میدیم، بطور کلی، یجور حس علاقه خاصه(حالا همون خاص بودن با ویژگی های جزئی تر) که میتونه بر اثر عوامل مختلفی به وجود بیاد یا به طی روند فرگشت، به مقاصد مختلفی ازش استفاده شده باشه. یه بار به قصد تولید مثل، هورمونی با ایجاد کردن این احساس ایجاد شده-یه بار بخاطر حفظ انسجام اجتماعی-یه بار یادآور فانتزی هائیه که از کوچیکی به طرق مختلف کسب کردیم و...البته همه این موارد میتونن ویژگیهای کلی و یکسان و ثابتی هم داشته باشن، ولی خب خیلی کلی و بازن و میتونن مصداق های زیادی که از لحاظی دیگه، تفاوت عمده دارن، داشته باشن. وقتی با مفاهیم مبهم و بی در و پیکر زبان عامیانه سر و کار داشته باشیم، همچین دردسرهاییم تو ترجمشون پیش میاد طبیعتا (((: چون بر اساس تحلیل دقیق نبودن و از دیرباز، فقط براساس یافته های اولیه و تکامل نیافته، و رفع نیازهای عاجل گذشته، تعریف شدن و تا الان هم به ارث رسیدن. به همین دلیل اگه دنبال کارکرد اجتماعی و معمولیشونیم، زیاد نیازی نیست تو تعاریف دقیق و علمیشون وسواس داشته باشیم. همونطور که برای آب خوردن، لازم نیست بدونیم آب از H2O تشکیل شده.
 
آخرین ویرایش:
عشق همون دوس داشتن خود هست
چطوری؟
اینطوری:
یه دختری رو میبینی از قیافش خوشت میاد(عاشق قیافه ای که خودت دوس داشتی میشی نه عاشق اون دختر...چون فردا به هر دلیل قیافش عوض شه دیگه عاشقش نیستی)
یا یه دختری رو میبینی از طرز فکرش یا حرفاش خوشت میاد(درواقع چون طرز فکر و حرفاش شبیه خودته خوشت میاد... فردا عوض شه خوشت نمیاد دیگه ازش)

در نهایت اینکه ما عاشق طرف مقابل نمیشیم. ما عاشق خودمون و افکار و احساساتمون هستیم. و معشوق تنها بروز اینها هست و تا زمانیکه همچنان بروز بده، و البته ما هم عوض نشه فکر و احساسمون، این عشق همچنان پا بر جا میمونه
 
تقابلِ دیدگاه ماشینی و غیرماشینی رو شاهد هستیم در این تاپیک. بگذریم که همه انگار فقط یه چیزی شنیده‌‌ن.
 
عشق ینی طرف مقابلت رو همون طور که هست بپذیری و همیشه پاش وایستی و بدونی روز خوب و بد هست، شادی و غم هست!

هشتگ بسوزه پدر تجربه :))

هورمون اکسیتوسین

از چه نظر؟(صرفا "خیلی متفاوته" رو نمیشه دلیل دونست.)

تغییرات هورمونی؟!

من فکر میکنم یه سری چیزا فرای بیولوژیه!
کدوم هورمونی باعث میشه یه مادر از همه چیزش به خاطر یه بچه کوچیک بگذره؟
 
درک کردن درست
حالا هر عشقی!
 
میگن عشق سه مرحله داره
1_ جذب شدن به فرد مقابل (زیبایی)
2_صمیمیت بین دو نفر
3_تعهد به تداوم این رابطه که این خیلیییییییی مهمه.
اگه حتی شماره ی 1 هم نباشه یه رابطه ی شکست خوردس
کسی که با یک نگاه عاشق میشه اون عشق نیست بلکه فقط غریزه هست
به خاطر همینه من با عشق دوره ی نوجونی مخالفم (خودم نوجوانم)
(ببخشید بدون سانسور گفتم اگه ناراحت شدن بعضی ها)
 
Back
بالا