• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

کار کردن بانوان خارج از منزل؟!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع wdr
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

آیا موافقید خانومتون خارج از خونه کار کنه؟

  • بله، میتونه فول تایم کار کنه

    رای‌ها: 77 60.6%
  • بله، اما پارت تایم کار کنه

    رای‌ها: 33 26.0%
  • بله، 3 روز در هفته پارت تایم

    رای‌ها: 5 3.9%
  • بله، ولی توی خونه کار کنه، مثلا بره پروژه یا ترجمه یا کارهایی که میشه تو منزل انجام داد رو بگیره

    رای‌ها: 5 3.9%
  • نه، بهتره بشینه خونه و به شوهر و بچه هاش برسه

    رای‌ها: 7 5.5%

  • رای‌دهندگان
    127
به نظرم باید اتفاقا زن کار کنه، ولی در جایگاه خودش. مثلا کار کردن زن در معدن! اشتباهه. ولی زن ها ریز بین و دقیقن، حسابداری یکی از کارهاییه که خیلی مناسبشونه. زن ها احساسات و منطق رو میتونن هم زمان داشته باشن، معملمی یکی از بهترین شغل هاست براشون. خانم ها سلیقه و تشخیص رنگ قوی تری دارن و هنر یکی از بهترین رشته هاییه که شغل های زیادی رو شامل میشه از طراحی تبلیغات گرفته تا نقاشی و ...

به نظرم قبل از مطرح کردن این سوالات باید خودمون رو بشناسیم ببینیم که ظرفیت های اختصاصی ای داریم تا اون ها رو رشد بدیم، مگه هدف از خلقت ما غیر از رشد بوده؟
 
واقعا دلیل این همه جبهه گیری نسبت به این تاپیک رو نمیفهمم.واقعا تاپیک مفیدیه.
مشکلیه که الان تو جامعه ما خیلی وجود داره.من دارم میبینم تو خانواده های دوست و آشنا که فلان بچه مادرش خیلی کم حضور داره تو خونه و همش خونه مادربزرگشه و واقعا کمبود حضور مادر رو تو روحیات بچه میشه متوجه شد.اصلا خودمم یه همچین کمبودی داشتم و بعضی وقتا به فلان دوستم نگاه میکنم ک مادرش بیشتر وقت داره براش و راحتی بیشتر و .....

ولی از یه طرف خودمو میزارم جای مادرم یا هر خانم دیگه ای.واقعا اصلا حاظر نبودم کار نکنم و از استعداد هام استفاده نکنم!راستش اصلا خیلی خوشحالم که توی این دو راهی قرار نمیگیرم

واقعا راهکار لازمه.چون بی توجهی به همین مسائله که آمار طلاق رو میبره بالا
راهکار اکثر دوستانم اینجا خوندم.اکثرا به جای پیشنهاد دادن فقط تعصبی میگن که حق ماست و ...
 
به نظرم باید اتفاقا زن کار کنه، ولی در جایگاه خودش. مثلا کار کردن زن در معدن! اشتباهه. ولی زن ها ریز بین و دقیقن، حسابداری یکی از کارهاییه که خیلی مناسبشونه. زن ها احساسات و منطق رو میتونن هم زمان داشته باشن، معملمی یکی از بهترین شغل هاست براشون. خانم ها سلیقه و تشخیص رنگ قوی تری دارن و هنر یکی از بهترین رشته هاییه که شغل های زیادی رو شامل میشه از طراحی تبلیغات گرفته تا نقاشی و ...

به نظرم قبل از مطرح کردن این سوالات باید خودمون رو بشناسیم ببینیم که ظرفیت های اختصاصی ای داریم تا اون ها رو رشد بدیم، مگه هدف از خلقت ما غیر از رشد بوده؟
خب من فکر نمی‌کنم که ظرفیت‌ موفق شدن یک آدم اختصاص به جنسیتش داشته باشه. انسان‌ها به واسطه جنسیتشون تفاوت‌هایی دارند ولی معنیش این نیست که استعداد ذاتیشون با توجه با جنسیتشون تعیین می‌شه. شما یک کار خیلی سخت مثال می‌زنی که انجامش حتی برای خیلی از مرد‌ها هم دشوار هست. پس از آن هم یک سری کلیشه بیان می‌کنی و با سوء استفاده از گزاره‌های قبلی کارهای خانم‌ها رو محدود می‌کنی و توجیه هم این مسئله است که اصلاً خانم‌ها با انجام کارهای دیگه رشد نمی‌کنند!؟
ما حق نداریم بنا به سلیقه خودمون شغل‌های خانم‌ها رو محدود کنیم.
واقعا دلیل این همه جبهه گیری نسبت به این تاپیک رو نمیفهمم.واقعا تاپیک مفیدیه.
مشکلیه که الان تو جامعه ما خیلی وجود داره.من دارم میبینم تو خانواده های دوست و آشنا که فلان بچه مادرش خیلی کم حضور داره تو خونه و همش خونه مادربزرگشه و واقعا کمبود حضور مادر رو تو روحیات بچه میشه متوجه شد.اصلا خودمم یه همچین کمبودی داشتم و بعضی وقتا به فلان دوستم نگاه میکنم ک مادرش بیشتر وقت داره براش و راحتی بیشتر و .....
ولی از یه طرف خودمو میزارم جای مادرم یا هر خانم دیگه ای.واقعا اصلا حاظر نبودم کار نکنم و از استعداد هام استفاده نکنم!راستش اصلا خیلی خوشحالم که توی این دو راهی قرار نمیگیرم
واقعا راهکار لازمه.چون بی توجهی به همین مسائله که آمار طلاق رو میبره بالا
راهکار اکثر دوستانم اینجا خوندم.اکثرا به جای پیشنهاد دادن فقط تعصبی میگن که حق ماست و ...
خب فرزند بدنیا آوردن یک مسئولیت مشترک زن و مرد هست. خیلی از مادرها بودند و هستند که علاوه بر کار خارج از خانه به بچه‌هاشون رسیدگی کردند و اجازه ندادند که اون بچه‌ها کمبودی احساس کنه. ولی خب به هر حال مادرها هم انسان هستند خسته می‌شند، فشار کاری زیاد می‌تونه از کیفیت کارهاشون کم کنه، این کار زیاد باعث بشه که فدای نظام خانواده بشند و آنقدر که باید از زندگی لذت نبرند زود شکسته بشند و ...
خب الان ایراد این نیست که چرا اون مادر شاغل هست و مسئولیت‌هاش زیادتر از یک خانم خانه‌دار شده. ایراد اونجا هست که مرد خونه چقدر در تقسیم مسئولیت‌ها سهیم شده؟ اون پدر هم باید برای بچه‌اش به اندازه‌ی مادر وقت بذاره، باید توی کارهای خونه کمک همسرش باشه و ... همه‌ی این کارها باعث می‌شند که خانواده شادتر و استحکام بیشتری داشته باشه.
 
خب من فکر نمی‌کنم که ظرفیت‌ موفق شدن یک آدم اختصاص به جنسیتش داشته باشه. انسان‌ها به واسطه جنسیتشون تفاوت‌هایی دارند ولی معنیش این نیست که استعداد ذاتیشون با توجه با جنسیتشون تعیین می‌شه. شما یک کار خیلی سخت مثال می‌زنی که انجامش حتی برای خیلی از مرد‌ها هم دشوار هست. پس از آن هم یک سری کلیشه بیان می‌کنی و با سوء استفاده از گزاره‌های قبلی کارهای خانم‌ها رو محدود می‌کنی و توجیه هم این مسئله است که اصلاً خانم‌ها با انجام کارهای دیگه رشد نمی‌کنند!؟
ما حق نداریم بنا به سلیقه خودمون شغل‌های خانم‌ها رو محدود کنیم.

خب فرزند بدنیا آوردن یک مسئولیت مشترک زن و مرد هست. خیلی از مادرها بودند و هستند که علاوه بر کار خارج از خانه به بچه‌هاشون رسیدگی کردند و اجازه ندادند که اون بچه‌ها کمبودی احساس کنه. ولی خب به هر حال مادرها هم انسان هستند خسته می‌شند، فشار کاری زیاد می‌تونه از کیفیت کارهاشون کم کنه، این کار زیاد باعث بشه که فدای نظام خانواده بشند و آنقدر که باید از زندگی لذت نبرند زود شکسته بشند و ...
خب الان ایراد این نیست که چرا اون مادر شاغل هست و مسئولیت‌هاش زیادتر از یک خانم خانه‌دار شده. ایراد اونجا هست که مرد خونه چقدر در تقسیم مسئولیت‌ها سهیم شده؟ اون پدر هم باید برای بچه‌اش به اندازه‌ی مادر وقت بذاره، باید توی کارهای خونه کمک همسرش باشه و ... همه‌ی این کارها باعث می‌شند که خانواده شادتر و استحکام بیشتری داشته باشه.
قبول دارم حرفاتو ولی واقعا نقش مادر واسه بچه کوچیک خیلی از پدر بیشتره.از لحاظ عاطفی.بنظر من فعالیت مادر حد اقل ۳ سالگی بچه خیلی کمتر باشه.تاثیرش رو دیدم ک میگم..پدر هیچوقت برای بچه‌کوچیک مادر نمیشه
 
جا داره بگم تو این شرایط اقتصادی و بی شووهری دختر محترم ن شما میتونی مزدوج شی ن شما گل پسر با پراید 70 تومنی میتونی مزدوج شی:/
ته تهشم مزدوج که گردیدید باید مث سگ (ببخشیدا:/) کار کنید بعد از سال های سالم ببنیید ایا میتونید خرج ی بچه رو بدید یا نه...
الکی خودتونو اذیت نکنید برید از زندگیتون لذت ببرید:))
پ.ن:مهتا در صبح
 
قبول دارم حرفاتو ولی واقعا نقش مادر واسه بچه کوچیک خیلی از پدر بیشتره.از لحاظ عاطفی.بنظر من فعالیت مادر حد اقل ۳ سالگی بچه خیلی کمتر باشه.تاثیرش رو دیدم ک میگم..پدر هیچوقت برای بچه‌کوچیک مادر نمیشه
خب نگاه تو به تجربیاتی که تا به الان دیدی تاکید داری در صورتی که مشاهدات محدودی بودند و علاوه بر اون اصلاً مشخص نیست که طی مشاهدات تو اون زوج چقدر با هم هماهنگ بودند و به هم کمک کردند.
می‌تونی این تاپیک رو یک بار از اول تا به اینجا بخونی تا تجربیات مشابه و مخالف چیزهایی که خودت دیدی رو بخونی. صحبت کلی من اینه اگه زوج همدیگر رو درک کنند و با هم بتونند تصمیمی بگیرند که آرامش جفتشون حفظ بشه به راه حل مناسب خودشون می‌رسند. در عمل هم نمیشه یه راه حل یکسانی برای همه داد شاید یک زوج تصمیم بگیرند خانوم خونه مدتی کارش رو کنار بذاره، ممکنه تصمیم بگیرند بخش اعظمی از کارهای خونه به عهده مرد باشه و یا حتی 1-2 سال بچه رو خونه مادر بزرگ یا مهد بذارند و هر چیزی که خودشون صلاح می‌دونند و حس می‌کنند با توجه به تحلیلشون از شرایط و امکانات موجود بهترین نتیجه رو می‌ده.
اصل مطلب صحبتم اینه که چیزی که من از این تاپیک یاد گرفتم؛ مهم اینه طرفین حس مسئولیت در قبال همدیگه داشته باشند و به جای سوء استفاده از کلیشه‌ها گذشته یا حساس شدن به قضاوت‌های روز جامعه سعی کنند کنار هم بستر آرامش و رشد خانوادشون رو فراهم کنند.
حالا می‌تونی خودت مطالب رو بخونی احتمالاً مطال مفیدتری پیدا می‌کنی.
 
خب نگاه تو به تجربیاتی که تا به الان دیدی تاکید داری در صورتی که مشاهدات محدودی بودند و علاوه بر اون اصلاً مشخص نیست که طی مشاهدات تو اون زوج چقدر با هم هماهنگ بودند و به هم کمک کردند.
می‌تونی این تاپیک رو یک بار از اول تا به اینجا بخونی تا تجربیات مشابه و مخالف چیزهایی که خودت دیدی رو بخونی. صحبت کلی من اینه اگه زوج همدیگر رو درک کنند و با هم بتونند تصمیمی بگیرند که آرامش جفتشون حفظ بشه به راه حل مناسب خودشون می‌رسند. در عمل هم نمیشه یه راه حل یکسانی برای همه داد شاید یک زوج تصمیم بگیرند خانوم خونه مدتی کارش رو کنار بذاره، ممکنه تصمیم بگیرند بخش اعظمی از کارهای خونه به عهده مرد باشه و یا حتی 1-2 سال بچه رو خونه مادر بزرگ یا مهد بذارند و هر چیزی که خودشون صلاح می‌دونند و حس می‌کنند با توجه به تحلیلشون از شرایط و امکانات موجود بهترین نتیجه رو می‌ده.
اصل مطلب صحبتم اینه که چیزی که من از این تاپیک یاد گرفتم؛ مهم اینه طرفین حس مسئولیت در قبال همدیگه داشته باشند و به جای سوء استفاده از کلیشه‌ها گذشته یا حساس شدن به قضاوت‌های روز جامعه سعی کنند کنار هم بستر آرامش و رشد خانوادشون رو فراهم کنند.
حالا می‌تونی خودت مطالب رو بخونی احتمالاً مطال مفیدتری پیدا می‌کنی.
تا یه حدی خوندم‌مطالب رو صحبت های خوبی هم بود مثلا اون خانم که‌گفت صدای گریه بچه اش موقع رفتن‌سرکار و .... ولی بیشتر مطالب جبهه گیری بود که نا امیدم‌کرد.چه بد چه خوب این یه فرهنگی تو جامعه ماست که‌کمرنگ‌تر شده خوشبختانه‌؛ اصلا توی همینجور جاها میشه فرهنگ‌سازی کرد.تو این‌تاپیک اکثرا بجای اینکه راهکار بدن و یا ... فقط از دید فمنیستی نگاه کردن و تاپیک رو جنسیتی خوندن.
حرفت درسته .ممنون.دیدم‌ رو یه مقداری تغییر دادی
درباره تجربیات من هم‌که گفتی حق با توئه.زیاد نیستن و معلوم‌نیست چقدر اون‌زوج‌موفق بودن.حرف منم همینه . این غیر ممکن‌نیست که با وجود شاغل بودن و .. زندگی خوبی داشت

مشکل اینجاست زوج موفق کمه.و تو ایران فرهنگ سازی درستی صورت نگرفته.تو این اوصاف همه از پسش بر نمیان.جامعه آماری من بالا نیست ولی در حدی هست که بتونم تعمیم بدم.
بنظر من باید فرهنگ سازی صورت بگیره. و انقد همه چیز رو به حساب توهین‌به جنسیت خودمون یا ... ندونیم.من که چیزای زیادی اینجا یاد گرفتم
 
تا یه حدی خوندم‌مطالب رو صحبت های خوبی هم بود مثلا اون خانم که‌گفت صدای گریه بچه اش موقع رفتن‌سرکار و .... ولی بیشتر مطالب جبهه گیری بود که نا امیدم‌کرد.چه بد چه خوب این یه فرهنگی تو جامعه ماست که‌کمرنگ‌تر شده خوشبختانه‌؛ اصلا توی همینجور جاها میشه فرهنگ‌سازی کرد.تو این‌تاپیک اکثرا بجای اینکه راهکار بدن و یا ... فقط از دید فمنیستی نگاه کردن و تاپیک رو جنسیتی خوندن.
حرفت درسته .ممنون.دیدم‌ رو یه مقداری تغییر دادی
درباره تجربیات من هم‌که گفتی حق با توئه.زیاد نیستن و معلوم‌نیست چقدر اون‌زوج‌موفق بودن.حرف منم همینه . این غیر ممکن‌نیست که با وجود شاغل بودن و .. زندگی خوبی داشت

مشکل اینجاست زوج موفق کمه.و تو ایران فرهنگ سازی درستی صورت نگرفته.تو این اوصاف همه از پسش بر نمیان.جامعه آماری من بالا نیست ولی در حدی هست که بتونم تعمیم بدم.
بنظر من باید فرهنگ سازی صورت بگیره. و انقد همه چیز رو به حساب توهین‌به جنسیت خودمون یا ... ندونیم.من که چیزای زیادی اینجا یاد گرفتم
خب زندگی مملو از اتفاقات پیش‌بینی نشده هست، حتی ممکنه زوجی که ابتدای زندگیشون هیچ کم و کسری نداشته باشند و شرایط شغلیشون انعطاف‌پذیر باشه با مشکلات پیش‌بینی نشده‌ای رو به رو بشند و عرصه رو بهشون تنگ کنه. مهم همون همدلی و احساس مسئولیت کردن هست. با توجه به شرایط و امکانات تصمیم بخصوص گرفته بشه.
در خصوص مدیریت زمان شاید دیدن این تد تالک خالی از لطف نباشه.
امّا طی صحبت‌هات به دو موضوع اشاره کردی یکی فرهنگ‌سازی و دیگری تعداد کم زوج موفق.
خب دقیقاً نمی‌دونم منظورت از زوجی موفق چیه ولی خب اگه فرض بگیرم که منظورت این هست که زوج‌های کمی موفق شدند همه برنامه‌هایی که از قبل مشخص کرده بودند را جامع عمل بپوشانند باید بگم جامعه ما نرمال نیست و این موضوع نباید اتفاق عجیبی بنظر برسه. در قبالش باید از ایده‌آل گرایی کم بشه و تلاش بشه که اگه مشکلی پیش اومد به مرور زمان و با هم حل بشه. تو می‌تونی تضمین کنی که همون زوجی که مادر مجبور می‌شه خودش رو فدای بچه‌هاش می‌کنه از شادابی وجودش، رضایتش از زندگی کم نمیشه؟ و اگه همچین اتفاقی رخ بده در پرتوی آن در رفتار و اخلاقش با دیگر اعضای خانواده تاثیر نمی‌پذیره؟
منظورم اینه که باید بپذیریم تصمیمی که یک زوج با هم می‌گیرند و رضایت طرفین برش صادق هست احتمالاً نتیجه بهتری داره تا اینکه مجبور به زندگی ناخواسته‌ای بشند و اگه بر اساس تصمیم مشترک بدون اهمال عمل کردند نتیجه حاصله با تمام کاستی‌هاش احتمالاً در برآیند کل افراد خانواده، شامل بیشترین رضایت از زندگی هست.
حکومت می‌تونه با ایجاد آموزش برای زوج‌ها، تبلیغات و تغییر قوانین کاری کمک شایانی به زوج‌ها انجام بده به عنوان مثال در بعضی کشورهای اروپایی با کاهش مرخصی زایمان خانم‌ها و اختصاص دادن اون مرخصی به آقایون باعث شدند که هم شرایط استخدام خانم‌ها رو بهتر کنند امنیت شغلیشون رو بالاتر ببرند و آقایون هم ارتباط بهتری با فرزندهاشون برقرار کردند. برای اینکه یه دید کلی داشته باشی می‌تونی به این لینک مراجعه کنی.
 
خب من فکر نمی‌کنم که ظرفیت‌ موفق شدن یک آدم اختصاص به جنسیتش داشته باشه...
ما حق نداریم بنا به سلیقه خودمون شغل‌های خانم‌ها رو محدود کنیم...
به نظرم این دو بخش حرفت در تناقضن باهم.
حرف های من بر اساس فکت علمی روانشناختی بود نه سلیقه شخصی. آره خب یه زن هم میتونه معدن کار کنه، همون طور که پراید هم میتونه بارکشی کنه!
( نامحدود کردن هم عملا نوعی محدود کردنه به بینهایت، از یک جنسن با مرز های متفاوت )
 
به نظرم این دو بخش حرفت در تناقضن باهم.
حرف های من بر اساس فکت علمی روانشناختی بود نه سلیقه شخصی. آره خب یه زن هم میتونه معدن کار کنه، همون طور که پراید هم میتونه بارکشی کنه!
( نامحدود کردن هم عملا نوعی محدود کردنه به بینهایت، از یک جنسن با مرز های متفاوت )
خیلی عجیب نقد می‌کنید. خب معنی نمی‌ده یه تیکه از حرفام رو جدا کنید بگید بنظرم این دو جمله با هم در تناقض هستند و هیچ استدلالی برای این حرفتون نیارید. اینکه من بیان می‌کنم استعداد انسان‌ها وابسته به جنسیتشون نیست و اینکه می‌گم شما حق ندارید بنا به سلیقه خودت بگی کدوم شغل خوبه کدوم شغل بده تناقضی با هم ندارند. حرف‌‌های من خلاف نظر شما هستند ولی بنظر نمیاد با خودشون تناقض داشته باشند.
=======
وقتی می‌شه قبول کرد شما داری بر اساس فکت‌های علمی صحبت می‌کنی که برای صحبت‌هاتون منبع علمی ارائه بدید.
من فکر نمی‌کنم بحث اصلی اینجا کار کردن بانوان در شرایط خیلی سختی مثل معدن یا کوره ذوب آهن باشه و اگه بخوایم در خصوص آن بحث کنیم از اصل ماجرا دور می‌شیم.
بیاید قدری بدون تعارف صحبت کنیم. بنظر شما فرقی بین یک خانوم شاغل حسابدار با خانوم شاغل بازیگر یا خانوم مهندس برق وجود داره؟ از نظر شما چه شغل‌های متداولی در کشور ما وجود داره که برای خانم‌ها مناسب نیست؟ علت مناسب نبودنش هم ذکر کنید. و در پایان لطفاً به این سوال هم پاسخ بدهید حتی اگر فرض کنیم شغل X وجود داره که انجامش انسان رو از لحاظ بدنی فرسوده می‌کنه. آیا همچین حقی داریم انسانی رو از انجام اون کار منع کنیم چون فرسوده‌اش می‌کنه؟
=======
( نامحدود کردن هم عملا نوعی محدود کردنه به بینهایت، از یک جنسن با مرز های متفاوت )
ببین اگه می‌خوای بپیچونی وقت همدیگر رو تلف نکنیم! من اشتیاقی ندارم به هر قیمتی بحث کنم. وقتی من بیان می‌کنم ما حق نداریم بنابه سلیقه خودمون شغل‌های خانوم‌ها را محدودکنیم به این معنی هست نباید ازدواج مانع دستیابیش به اهداف زندگیش بشه توجه داشته باش در چه تاپیکی و در چه خصوصی صحبت می‌کنیم چون شما در پاسخ بیان می‌کنی ((نامحدود کردن هم نوعی محدود کردن به بینهایت، از یک جنس با مرزهای متفاوت هست.)) خب این که الان موضوع صحبت ما نیستش در خصوص خود موضوع نظر بده. بگو اگه با کار کردن خانم‌ها بیرون از منزل مشکل داری با چه شغلی و چرا؟
 
Back
بالا