• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

ایرج میرزا

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Sylar
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : ایرج میرزا

سلام
خوب خداییش اکثر شعراش قشنگه.
حالا شاید تو 1دفترسفیدچندتانقطه سیاه داشته باشه که بنظرم قابل چشم پوشیه.

بچه ها1شعری داره درمورد مادره که داستانش اینه که پسره مادرشو میکشه تا قلبشو ببره واسه زنش که وسط راه پسره میفته قلب مادرش بصدا درمیادکه آخ پای پسرم خورد به سنگ/وای دست پسرم خوردخراش...
من اینو داستانشو شنیدم ولی شعرشو ندارم.
اگه کسی میتونه بذاره
 
پاسخ : ایرج میرزا

من شعر مادر ش رو خیلی دوست دارم :x
 
پاسخ : ایرج میرزا

http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://dlweare.persiangig.com/document/Zohreh%20Va%20Manochehr.pdf
این لینک مثنوی زهره و منوچهره ایرج
متاسفانه چون عمر ایرج به خاطره سکته به پایان میرهسه منظومه هم پایانش همراه ایرج خاک میشه ولی از اوجایی که از اثر شکسپییر اقتباس شده بر میاد که پایان فم انگیزی باید داشته باشه
این اثر جز آخرین آثار ایرجه تو کمال پختگیش اصلا از دستش ندین
قسمت پایانی داستانو وقتی که زهره غیب میشه و منوچهر ناراحتی میکنه رو خیلی دوست دارم عالی به نظر میرسه :لایک
گفت برو! کارِ تو را ساختم در رهِ لاقیدی ات انداختم
بار محبت نکشیدی، بکش! زحمت هجران نچشیدی ، بچش!
چاشنی وصل ز دوری بود مختصری هجر ضرور ی بود

************
عشق شکار از دل او سلب شد رفت و شکار تپش قلب شد
هیچ نمی کَند از آن چشمه دل جان دلش گشته بدان متصل
همچو لئیمی که سر سبزه ها گم کند انگشتر ی پر بها
گویی مانده است در آن جا هنوز چیزکی از زهره ی گیتی فروز
بر رخ آن سبزه ی نیلی فراش رفته و مانده است به جا جای پاش
از اثر پا که بر آن هشته بود سبزه چو او داغ به دل گشته بود
می دهد اما به طریقی بدش سبزه ی خوابیده نشان قدش
گفت که گر گیرمش اندر بغل نقش رخ سبزه پذیرد خلل
این سر و این سینه و این ران او این اثر پای در افشان او
گر بزنم بوسه بر آن جا ی پای سبزة خوابیده بجنبد ز جا ی
حیف بود دست بر ا ین سبزه سود به که بماند به همان سان که بود
این گره آن است که او بسته است بر گِرِهِ او نتوان برد دست
بسته ی او را به چه دل وا کنم به که بر این سبزه تماشا کنم

آه چه غرقاب مهیبی است عشق مهلکه ی پر ز نهیبی است عشق
غمزه ی خوبان دل عالم شکست شیردل است آنکه ازین غمزه رست .
 
پاسخ : ایرج میرزا

به نقل از alireza.kjy :
اولین اینکه دیوانش هست با سانسور
بدون سانسورشم هست چاپ جمهوری اسلامی
بعد اینکه واقعا چه تحلیل چون الفاظ رکیک داره پس همون بهتر که جمع شد

یک بیت از دیوانش اینه :

انگشتان پایم در زیر کرسی ز ..........ها میکند احوال پرسی

به نظرتون بهتر نیست که جمع شده ؟؟؟
 
پاسخ : ایرج میرزا

به نقل از Ħ@ɱɨƉ 96 :
یک بیت از دیوانش اینه :

انگشتان پایم در زیر کرسی ز ..........ها میکند احوال پرسی

به نظرتون بهتر نیست که جمع شده ؟؟؟
این بیت جز ابیات مانند دل نوشته های ایرج تازه شایدم انتسابی باشه
رفتین تو ی یه باغ دست گذاشتین روی خار گلسرخ
بعضی ها آرزشونه بتونن به این راحتی شعر بگن انگار نه انگار وزنیم هست اصن واسش هیچ چارچوبی معنا نداره
عارفنامه ایرج تقریبا یه اثر انتقادیه تند شما اونو بخونین و ببین چه معانی جالب و جدید و چه سبک مستقلی ایرج داره
 
پاسخ : ایرج میرزا

حاجیان رخت چو از مکه برند
مدتی در عقب سر نگرند

تا به جایی که حرم در نظر است
چشم حجاج به دنبال سر است

من هم از کوی تو گر بستم بار
باز با کوی تو دارم سر و کار

چشم دل سوی تو دارم شب و روز
چشم بر کوی تو دارم شب و روز

تو صنم قبله آمال منی
چون کنم صرف نظر مال منی

روی رخشنده تو قبله ماست
مردم دیده ما قبله نماست
 
پاسخ : ایرج میرزا

به نقل از ๖ۣۜĦ@ɱɨƉ 96 :
یک بیت از دیوانش اینه :

انگشتان پایم در زیر کرسی ز ..........ها میکند احوال پرسی

به نظرتون بهتر نیست که جمع شده ؟؟؟
اینه البته فکر کنم
به انگشتان پا از زیر کرسی/ز ....ها کرده ام احوال پرسی

شعر های خوب هم زیاد داشته و جامعه زمان خودش رو خوب میدیده
از همه مهم تر آزاده بوده و آزاد زندگی کرده
 
پاسخ : ایرج میرزا

علاقمند شدم، میرم بخونم
 
جز گه و گندو کثافت چیزی
اندرین شهر ندیدم بنده


هر کجا شهر مسلمانان است
از گه و گند بود آکنده


گه به گور پدر آنکه نوشت
...یر بر ...س زن خواننده

ایرج میرزا عالیه :x:x

پ.ن: جاهای خالی را با حرف ((ک)) پر کنید
 
  • لایک
امتیازات: finn
Back
بالا