• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

گفت و گوی منظوم

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع A M I N
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پژو آردی موتورش پیکان است
چارصد و پنج عقبش جادار است

بحث خودرو میکنم در این سرا
سایپا ، شاهین هم شده پر ماجرا

سیستم تعلیق ندارد زانتیا
پرنیانی بادی دارد ناقلا !

بحث سلطان پرشیا یا پژو پارس
پیشرانش هم شده ایکس یو پلاس

گویمت بدرود و آیم من پائین
تا نگیرد سر دردت بیش از این
پاترول آمد از آن طرف دوان دوان
گیربکس تویوتا روشه میاد نعره زنان
وقتی که میره به همه میگه گم شو کنار
تا نری پیش صافکار گریه و ناله کنان
 
بحث خودرو که شد چو من مفلس
باید از بی کسی خری بخرد
ور نه از بحثتان به جز حسرت
نتواند که صرفه‌ای ببرد
 
«یارم چو قدح به دست گیرد»
صد سکه به ناز شست گیرد
پر رو مشو عاشقا که بعدا
در خانه هر آن چه هست گیرد
یار تو چون قدح به دست گیرد
صد مرد سیاه به ناز شست گیرد
با هرکدامشان شبی را صبح کرده
از آبرویت هر آن چه هست گیرد
 
این درد که بر سینه‌ی من مرقوم است
رسمی ست که از روز ازل مرسوم است
فردا که روم سوی کتاب و دفتر
خون بینی و خاک بر سرم معلوم است
وقتی که دبیرِ من به تندی میگفت
با نمره‌ی صفر، فاطمه مرحوم است
او نیز نمی‌داند و از این غافل
کین( که این) دختِ المپیاد‌ ده مظلوم است
گردن به کجی می‌زنم و می‌گریم
اصلا دل من یک جگرِ مقسوم است
ناظم که به مادر تلفن هی می‌زد
گفتا که در این مدرسه او معدوم است

شاعر : من

در ۱۵ دقیقه سرودم
کم و کاستی‌اش رو ببخشید دیگه😁
 
یار تو چون قدح به دست گیرد
صد مرد سیاه به ناز شست گیرد
با هرکدامشان شبی را صبح کرده
از آبرویت هر آن چه هست گیرد
حدیث نیک بگفتی ولی پی دگران
نگرد بهر مخاطب چو یار خویش بود
که هر چه پشت سرت اتفاق افتاده ست
تحملش نکنی گوییم به پیش بود
 
این درد که بر سینه‌ی من مرقوم است
رسمی ست که از روز ازل مرسوم است
فردا که روم سوی کتاب و دفتر
خون بینی و خاک بر سرم معلوم است
وقتی که دبیرِ من به تندی میگفت
با نمره‌ی صفر، فاطمه مرحوم است
او نیز نمی‌داند و از این غافل
کین( که این) دختِ المپیاد‌ ده مظلوم است
گردن به کجی می‌زنم و می‌گریم
اصلا دل من یک جگرِ مقسوم است
ناظم که به مادر تلفن هی می‌زد
گفتا که در این مدرسه او معدوم است

شاعر : من

در ۱۵ دقیقه سرودم
کم و کاستی‌اش رو ببخشید دیگه😁
هر بیدادی برای دادی دادند
هر نمرهٔ کم بهر زیادی دادند
از روز ازل چو درد را قِسم بکرد
بیشش را بر المپیادی دادند
 
حدیث نیک بگفتی ولی پی دگران
نگرد بهر مخاطب چو یار خویش بود
که هر چه پشت سرت اتفاق افتاده ست
تحملش نکنی گوییم به پیش بود
قوت این کلام از فشار بود
باسن سوخته یارم بهیار بود
شبی از احوال پاره‌ات سخن گفت
گفتمت که یارت پاره یار بود
 
قوت این کلام از فشار بود
باسن سوخته یارم بهیار بود
شبی از احوال پاره‌ات سخن گفت
گفتمت که یارت پاره یار بود
به وزن، لنگ و به معنی جفنگ و قافیه تنگ
مگس چه لایق حرف است پیش یوزپلنگ
 
Back
بالا