ایول چه تاپیک باحالی

وصف حال:
"گل در بر و می در کف و معشوق به کام است"
مستیم و نه از وصل و نه از باده و جام است
این حالت مستانه و این عیش که بینی
از بهر فراق است که شادیم تمام است !
دانم که بگویی تو کجا شاد توان بود
از دوری یار خواب بر عشاق حرام است.
(کل ایرادات وزنی متقدم و متاخر رو بزرگی خودتون ببخشید !
)
پس دعوی تو راست همه کذب و دروغ است
لیکن تو ندانی که مرا "یار" کدام است !
یارب تو مکن کس به چنین یار گرفتار
یارب برهان هرکه از او پای به دام است
نامش ز محن اید و وزنش "افتعال"
(این یکی وزنش هیچ جوره در نیومد
)
این یار که قتاله ی عشاق مدام است !
____________________________________
هجو شعرای پیشین:
احسنتم ، احسنتم ، این موجودات دو پا عاملِ بدبختی
کردگار بهر آن آفریده که بخت ما را برند سوی سختی
حال دل و کلبه احرار و می ناب به کام است
دست من و سوی دل و قبله چشمام به جام است
گفتمش ساقی چرا سر سوراخ دارد
گفتا مپرس،بحث با آلت خویش حرام است
این ذکور بینوای در خود مانده
با زور عروضی به کلامشان رسانده
ما را اساس سختی خود دیدند
مشتی به اساس خویشتن ناخوانده !
