• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :
    ثبت نام عضویت

مسابقه طنزپردازی

siba

boşver، Hayatı yaşa
ارسال‌ها
377
امتیاز
3,722
نام مرکز سمپاد
فزرانگان
شهر
...
سال فارغ التحصیلی
1400
از تباه ترین ها میتونم اشاره کنم به اینکه نمیفهمیدم نگو ، یعنی نگو
نه اینکه بیا جلو مهمون بازم اجازه بگیر که بگم یا نگم : /
داستان اینطوریه که
بنده در خانواده ایی مذهبی چشم به جهان گشودم
و بسیار تپل مپل با موهای فرفری و همیشه موقع بازی با لپ های قرمز
روزی از روز ها مامانم وقتی مهمون داشت میومد خونمون بهم میگه که صبا دخترم فدات شم دورت بگردم رفته بودیم فلان مسافرت فلان چیزو خریدیم نگو باشه؟
منم مثل بچه های اروم و ساکت : چشم مامان
مهمونا اومدم سلام علیک ها شده همه نشستن
مامانم داشته چایی میاورده
منم با بچه ی مهمون مشغول بازی
یدفعه میگم : مامان مامان اون چیزی که از اونجا خریدیم گفتی نگم چیو از کجا بگم؟
مامانم : نه دخترم من کی این حرفو زدم
من : رو همون مبل بودی گفتی نگو میشه بگم
مامانم:اره دخترم حتما بگو من همچین چیزی نگفتم
من در حالی که دارم میرم همون چیزو بیارم و دارم توضیح میدم از کجا خریدیم: نه اخه خاله میدونی مامانم میگفت شما چون از اینا ندارین ناراحت میشین برا همون نشنون ندم ولی شما ناراحت نشو باشه؟
مهمونا :
20200208_194252_2.jpg

بابام و مامانم :
0.282392001299954678_irannaz_com.jpg

من :

486923833-faranaz-com.jpg
 

[email protected]

کاربر فوق‌فعال
ارسال‌ها
154
امتیاز
2,847
نام مرکز سمپاد
فرزانگان4
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1405
آها راستی یکی دیگه از تباهی هام هم این بود که اون یه هفته در ماه که مامانم نماز نمیخوند رو فکر میکردم به خاطر این نماز نمیخونه که مثلا با من همدردی کنه که دلم نسوزه از این که نماز نمیخونم:))
واج آرایی داشت هزار بار «که» رو گفتم:-"
 

phoenix_s9

‍‍
کنکوری ۱۴۰۱
ارسال‌ها
1,070
امتیاز
8,418
نام مرکز سمپاد
شهید دستغیب
شهر
لامرد
سال فارغ التحصیلی
1401
جای اینکه سوتی هاتونو تعریف کنید بیاد از خاله‌بازی‌هاتون با پسر/دختر همسایه بگید، هم تباهیه هم جذاب:-"
پ.ن: خدا سر شاهده اگه بخندین ناراحت میشمL-:
 

kimia+_+

ᴜɴꜱᴛᴏᴘᴘᴀʙʟᴇ
ارسال‌ها
168
امتیاز
5,342
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
تهران
سال فارغ التحصیلی
1403
باورم نمیشه که میخوام این تباهیتو رو کنم ولی :
مامانم تعریف میکنند وقتی من 2 سالم بود و مامانم خواهرمو باردار بودند دیده بودم که به بابام میگند که بچه دار لگد میزنه نگاه کن.
من یه بار رفته بودم دست مامانمو گرفت بودم گذاشته بودم رو قلبم و گفته بودم که مامان نگاه کنی نی نی منم داره لگد میزنه! :))(در اصل گفته بودم نی نی دل آبوو که این معنی را میداد) فکر میکردم ضربان قلب آدمها لگد بچه ها توی شکمشونه=))
 
  • شروع کننده موضوع
  • #65

zeynabgol

لورینا
ارسال‌ها
2,121
امتیاز
16,466
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1403
نتایج دور پنجم مسابقه طنزپردازی سمپادیا!

@zeynabgol
15 تا خنده:30

امتیاز نهایی:30

@[email protected]
پست اول: 11 تا خنده 4 تا لایک: 26
پست دوم: 4 تا لایک 4 تا خنده:12

امتیاز نهایی: 38

@siba
13 تا خنده 2 تا لایک: 28

امتیاز نهایی: 28

@phoenix_s9
6 تا خنده 5 تا لایک:17

امتیاز نهایی: 17

@kimia+_+
11 تا خنده 3 تا لایک:25

امتیاز نهایی: 25
 
  • شروع کننده موضوع
  • #66

zeynabgol

لورینا
ارسال‌ها
2,121
امتیاز
16,466
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1403
برنده دور پنجم مسابقه طنزپردازی سمپادیا کسی نیست جزززززززززززززز:


bugatti-salt-shaker-650x650.jpg

نمکدان طلایی!

دوستان نون توی دو تا پست زدنه! :))
 
  • شروع کننده موضوع
  • #67

zeynabgol

لورینا
ارسال‌ها
2,121
امتیاز
16,466
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1403
دور ششم برگزار بشه؟

بله:خنده
نه: ناراحت
یه کم فاصله بذارین: خوشحال
 
  • شروع کننده موضوع
  • #68

zeynabgol

لورینا
ارسال‌ها
2,121
امتیاز
16,466
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1403
سوژه دور ششم مسابقه طنزپردازی سمپادیا:


فک و فامیلا!

تا روز یکشنبه بعدی ساعت دوازده شب هنگام بوق کفتار، زمان دارید که دو پست خوشمزه بزنید.

یادآوری رای دهندگان: خنده دو امتیاز و لایک یک امتیاز داره رفقا.
 

Sety

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
193
امتیاز
3,402
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
اسلامشهر
سال فارغ التحصیلی
1405
تو همه ی خانواده های یکی هست که حکم BBC رو داره.
یعنی اینجوریه که کافیه تو یه چیزی بهش بگی دو دقیقه بعد یه نفر از اونور دنیا زنگ بزنه بپرسه چیشده:/
خاله ی من این مسئولیت بزرگ و بر عهده داره:////
پیش اومده دقیقا پنج دقیقه بعد از با خبر شدنش یکی از اقوام از خارج کشور با خبر شده و پیام داده..
یکی دیگه از استعداد های خاله ی گرام اختلاف انداختن بین بقیه ی فامیلاست:/
الان حدود یه ساله بین دو تا زنداییام جنگ جهانیه و بگم 90 درصدش گردن خالمه دروغ نگفتم:////
این خاله جان ارتباطاتش در سطح جهانی گستردست
رفتم خونشون دیدم داره با دختر خاله ی مادربزرگم حرف میزنه:/ به کدامین گناه:/!
شماره ی دوست پسر داییم که ایرانم نیست حتی رو داره:/^
خلاصه خاله+تلفن=بدبختیه خاندان(شایدم خواندان:/)
 
  • شروع کننده موضوع
  • #70

zeynabgol

لورینا
ارسال‌ها
2,121
امتیاز
16,466
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1403
بابام یه عمو داره، ایشون کلا صحبت نمیکنه. هرگز. به هیچ عنوان. نِوِر.

اما یک روز، دهنش رو باز کرد! همه شگفت زده شده بودن و داشتن نگاش مکیردن ببینن بعد سی سال سکوت چی میخواد بگه!

گفت: ایکس(یه عمه)، مگه تو نگفتی ایگرگ(یه عمه دیگه) عن تزریق کرده تو لباش؟

ایکس: :|
ایگرگ::-w
ما::O
عمو::>

خلاصه معروفه که عمو حرف نمیزنه نمیزنه بعد یهو حرف میزنه کل فامیلو میندازه به جون هم!


یه تعدادی عمه داره بابام، هر دو یا سه سال یک بار من رو میبینن. دو بار اخیر در حال بررسی جز به جز اندام و اخلاق من بودن و در حال یافت کیس مناسب ازدواج!
من یازده الی پانزده ساله::|

بخشی از گفت و گوی عمه های گرامی:

-ماشالا هزار ماشالا لاغرم هس!
+دو تا بزاد(دو بار زایمان کند) هم قد خمره میشه.
*نه بعضیا هم ذاتشان خوبه، چمبه نمیشن
-خو انقد لاغر که جون کار خونه نداره!
+رو دست میدیم میبرنش، یه جایی که کلفت داشته باشه تا جون بگیره

من: عمه ها توجه دارین که من پونزده سالمه؟

*بییییییییییییی عمه جان! دو سال دیگه که گفتن چرا این دختر ترشیده چی مخوایم بگیم؟!

حتی یه سری پیش رفته بود تا به مامانم هم گفته بودن و اصرار کرده بودن که میترشه و هیچکس نمیاد بگیردش و ابروتون میره:))



اما اسکار طنز ترین عضوفامیل ما میرسه به دخترخاله م که از وقتی چشم باز کرده رژیم بوده؛ اما توان مقاومت در برابر شیرینی خامه ایو نداره و اینوریه که رژیمی که قرار بود اون رو 37 کیلو کنه، 63 کیلوش کرد
 

phoenix_s9

‍‍
کنکوری ۱۴۰۱
ارسال‌ها
1,070
امتیاز
8,418
نام مرکز سمپاد
شهید دستغیب
شهر
لامرد
سال فارغ التحصیلی
1401
از خاطرات و سوتیای اون فرزند ناخلف فامیل بگید:-"
 
  • شروع کننده موضوع
  • #72

zeynabgol

لورینا
ارسال‌ها
2,121
امتیاز
16,466
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1403
آپ!
ملت، تا فرداشب وقت داره ها!
 

Sety

کاربر نیمه‌حرفه‌ای
ارسال‌ها
193
امتیاز
3,402
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
اسلامشهر
سال فارغ التحصیلی
1405
شناخت من از فامیلای پدری تو خود بابام خلاصه میشه میشه
عروسیه یکی از پسر عموهام بود رفتم باغ هوا بخورم یهو دیدم یه پسره هی حال و احوال و چرا ساکتی و..:/
وسط داد زدنم سر بدبخت یهو دیدم مامانم اومده داره باهاش حال و احوال میکنه.. وسط حرف اسمش و گفت و یادم اومد اسمه پسر عمومه: )
_________________________
شما هرکیو تو فامیلای من مثال بزنید میبینید که با یکی دیگه از فامیلا که هیچ ربطی به من نداره به طور شانسی ارتباط داره.
مثلا همین پسر عموم میشه:پسره دختر عمه ی مامانم
تازه فهمیدیم که خانواده عروس خالم با خانواده عموم رفت و آمد داشتن:))
داییه مامانمم پسر عموی پدربزرگمه(پدری) :/
 
  • شروع کننده موضوع
  • #74

zeynabgol

لورینا
ارسال‌ها
2,121
امتیاز
16,466
نام مرکز سمپاد
فرزانگان
شهر
مشهد
سال فارغ التحصیلی
1403
نتایج دور ششم مسابقه طنزپردازی سمپادیا

@Sety
پست اول: 9 تا خنده، 3 تا لایک: 21
پست دوم: 7 خنده: 14

امتیاز نهایی: 35

@zeynabgol
11 تا خنده و 5 لایک

امتیاز نهایی: 27

@phoenix_s9
4 تا خنده 3 تا لایک: 11



سه نفر؟ چه وضع شرکت کردنه؟


 
بالا