• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره واژه‌نما

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Hecate
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
غفلت

غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد
از شما دور شدن زار شدن هم دارد
زار
به حال زار گرفتار در بلا تو مخند
که دور نیست فتادن به حال اوی تو را
 
حال

حال شب های مرا همچو منی داند و بس
تو چه دانی که شب سوختگان چون گذرد
شب های

شب‌های بی توام شب گور است در خیال
ور بی تو بامداد کنم روز محشر است

گیسوت عنبرینهٔ گردن تمام بود
معشوق خوبروی چه محتاج زیور است
 
شب های

شب‌های بی توام شب گور است در خیال
ور بی تو بامداد کنم روز محشر است

گیسوت عنبرینهٔ گردن تمام بود
معشوق خوبروی چه محتاج زیور است
شب
ما سوختگان در غم غرقه شدگان در یم
توفان زدگان در شب جان پرکشدش کم کم
 
شب
ما سوختگان در غم غرقه شدگان در یم
توفان زده ای در شب جان پرکشدش کم کم
جان
جان می‌روم که در قدم اندازمش ز شوق
درمانده‌ام هنوز که نزلی محقر است
 
جان
جان می‌روم که در قدم اندازمش ز شوق
درمانده‌ام هنوز که نزلی محقر است
محقر
نظر بدوزم از جهان که منزلی محقر است
نظرگه کسی چو من ز دیگران بسی سر است
 
محقر
نظر بدوزم از جهان که منزلی محقر است
نظرگه کسی چو من ز دیگران بسی سر است
نظر

ای نظاره ی شگفت، ای نگاه ناگهان!
ای هماره در نظر؛ ای هنوز بی نظیر
 
نظر

ای نظاره ی شگفت، ای نگاه ناگهان!
ای هماره در نظر؛ ای هنوز بی نظیر
ناگهان
ای رستخیز ناگهان وی رحمت بی‌منتها
ای آتشی افروخته در بیشه اندیشه‌ها
 
Back
بالا