• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاعره واژه‌نما

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Hecate
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
ز دفترم فال امیدم چنان آند که من جستم
ز قرعه نقش پندارم چنان آمد که من خواهم
تا کی از تزویر باشم رهنمای؟ تا کی از پندار باشم خودپرست؟
پرده ی پندار می باید درید، توبه ی تزویر می باید شکست !
 
تا کی از تزویر باشم رهنمای؟ تا کی از پندار باشم خودپرست؟
پرده ی پندار می باید درید، توبه ی تزویر می باید شکست !
دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگوی
من نه طانم که دگر گوش به تزویر کنم
 
دیده ای نیست نبیند رخ زیبای تو را
نیست گوشی که همی نشنود آوای تو را
دیده از بهر تو خون‌بار شد ای مردم چشم
مردمی کن مشو از دیده خون‌بار جدا
 
  • لایک
امتیازات: riri
شنیدم که یک روز در حله ای
سخن گفت عابدی با کله ای
اون کلاهه ولی باشه:)

از هر چه بگذریم سخن دوست خوش‌تر است
پیغام آشنا نفس روح‌‌پرور است
 
اون کلاهه ولی باشه:)

از هر چه بگذریم سخن دوست خوش‌تر است
پیغام آشنا نفس روح‌‌پرور است
اوه اوه گفتم نمیشه خوندش🤦‍♀️🤦‍♀️😭

در این زمانه هیچکس خودش نیست
کسی به قدر یک نفس خودش نیست
 
اوه اوه گفتم نمیشه خوندش🤦‍♀️🤦‍♀️😭

در این زمانه هیچکس خودش نیست
کسی به قدر یک نفس خودش نیست
در این سرای بی‌کسی، کسی به در نمی‌زند
به دشت پرملال ما، پرنده پر نمی‌زند
 
  • لایک
امتیازات: riri
این که تو داری قیامت است نه قامت
وین نه تبسم که معجزه ست و کرامت
کرامت
شرف نفس به جود است و کرامت به سجود
هر که این دو ندارد عدمش به ز وجود
 
  • لایک
امتیازات: riri
  • لایک
امتیازات: riri
Back
بالا