S.Alamdari
کاربر جدید

- ارسالها
- 4
- امتیاز
- 18
- نام مرکز سمپاد
- حضرت زینب
- شهر
- شیراز
- سال فارغ التحصیلی
- 1404
سلام
خب من امسال آزمون تیزهوشان ورودی هفتم دادم وسط کرونا


الان ۹ روز می گذره از اعلام نتایج
خب من قبول شدم
حالا بیاین بگم چجوری فهمیدم و عکس و العملم چی بود
خب من تو اتاق داداشم بودم و داشتیم با داداشم تعریف می کردیم ( داداشم ۱۰ سال از من بزرگتره
) بعد یه دفعه مامانم اومد تو اتاق داداشم بعد پرسید چی کار دارین می کنین گفتیم تعریف می کنیم بعد همینطوری بدون اینکه چیزی بگه رفت بعد داداشم رفت ببینه چی شده وقتی اومد گفت هیچی مامان می خواست ببینه چی کار می کنیم
نگو که مامانم تو یکی از گروه ها دیده بود که نتایج سمپاد اعلام شده و اومده به داداشم بگه که بره نگاه کنه ببینه قبول شدم یا نه
خب ما هم بی خبر از همه چیز دوباره شروع کردیم به تعریف با داداشم
داداشم هم همینطور که صحبت می کرد سرش تو لپ تاب هم بود (این یه چیز عادیه که سرش تو لپ تاب هم باشه
)
خب داشتم می گفتم همینطور تعریف می کردیم که یه دفعه گفتتتتت
ثمیییین تیزهوشان قبول شدی
من گفتم چیییی
ops:
ops:
ops:فکر کردم سر کاریه آخه عصرش هم منو سر کار گذاشت گفت نتایج اومده
رفتم نگاه کردم و دیدم بله
و با سرعت میگ میگ حمله کردم به سمت هال گفتم ماااااماااان قبول شدمممممم

مامانم کلا شوکه شده بود گفت واقعااااا افریین
بابام هم داشت تلفن صحبت می کرد گفتم قبول شدم اولش کلا گیج شد آخه تلفن صحبت می کرد بعدش تلفن قطع کرد گفت آفرین و تبریک و من گفتم که تو هوش استعدادت بالا هست و قبول می شی
گفتم بخون که نتیجه شیرینه و ...
بعدشم زنگ زدم به اون یکی داداشم که رفته بود آرایشگاه موهاش کوتاه کنه (۱۵ سال ازم بزرگتره
) اونم تبریک گفت و اینا و بعدشم تو گروه خانوادگی عمه ها و عمو هام بهم تبریک گفتن
و .... کلا هنوزم بحث قبولی من هست البته بابام و مامانم و داداشم مطمئن بودن قبول می شم
ولی خب لحظات شیرینی بود و هست

خب من امسال آزمون تیزهوشان ورودی هفتم دادم وسط کرونا



الان ۹ روز می گذره از اعلام نتایج
خب من قبول شدم

حالا بیاین بگم چجوری فهمیدم و عکس و العملم چی بود
خب من تو اتاق داداشم بودم و داشتیم با داداشم تعریف می کردیم ( داداشم ۱۰ سال از من بزرگتره
) بعد یه دفعه مامانم اومد تو اتاق داداشم بعد پرسید چی کار دارین می کنین گفتیم تعریف می کنیم بعد همینطوری بدون اینکه چیزی بگه رفت بعد داداشم رفت ببینه چی شده وقتی اومد گفت هیچی مامان می خواست ببینه چی کار می کنیمنگو که مامانم تو یکی از گروه ها دیده بود که نتایج سمپاد اعلام شده و اومده به داداشم بگه که بره نگاه کنه ببینه قبول شدم یا نه
خب ما هم بی خبر از همه چیز دوباره شروع کردیم به تعریف با داداشم

داداشم هم همینطور که صحبت می کرد سرش تو لپ تاب هم بود (این یه چیز عادیه که سرش تو لپ تاب هم باشه
)خب داشتم می گفتم همینطور تعریف می کردیم که یه دفعه گفتتتتت
ثمیییین تیزهوشان قبول شدی
من گفتم چیییی
ops:
ops:
ops:فکر کردم سر کاریه آخه عصرش هم منو سر کار گذاشت گفت نتایج اومده رفتم نگاه کردم و دیدم بله

و با سرعت میگ میگ حمله کردم به سمت هال گفتم ماااااماااان قبول شدمممممم
مامانم کلا شوکه شده بود گفت واقعااااا افریین

بابام هم داشت تلفن صحبت می کرد گفتم قبول شدم اولش کلا گیج شد آخه تلفن صحبت می کرد بعدش تلفن قطع کرد گفت آفرین و تبریک و من گفتم که تو هوش استعدادت بالا هست و قبول می شی
گفتم بخون که نتیجه شیرینه و ...
بعدشم زنگ زدم به اون یکی داداشم که رفته بود آرایشگاه موهاش کوتاه کنه (۱۵ سال ازم بزرگتره
) اونم تبریک گفت و اینا و بعدشم تو گروه خانوادگی عمه ها و عمو هام بهم تبریک گفتن
و .... کلا هنوزم بحث قبولی من هست البته بابام و مامانم و داداشم مطمئن بودن قبول می شمولی خب لحظات شیرینی بود و هست




خلاصه تا پنج شنبه ساعت 7 هم سایت رو چک کردم ولی خبری از نتایج نبود من هم بیخیال نتایج شدم و برای اینکه یادم بره رفتیم بیرون .یک ربع نگذشته بود که برای مامانم پیام اومد که نتایج اومده و من هم داشتم از استرس میمردم :-ss
تا اینکه تونستم وارد سایت بشم و زد قبول شدم ولی کجا نمی دونم
خلاصه تونستم پیدا کنم که کجا قبول شدم و بله زده بود فرزانگان 2 یعنی اولویت اولم .نمی دونستم از شدت خوشحالی چیکار کنم فقط یه جیغ بنفش کشیدم
بعدش هم زنگ زدم به چند تا از دوستام و بهشون خبر دادم

رفتم پروندم رو از مدرسه ای که فعلی ثبت نام کرده بودم گرفتم و رفتم فرزانگان2 ثبت نام کردم





:*
(وظیفه اته میخواستی واقعا قبول نشی؟؟:-l)

کوبنده در دهانش بود.

