• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

مشاوره انتخاب رشته دبیرستان (متوسطه)

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Farnaz.f
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
بین انسانی وریاضی موندم :((:((:((
در مورد انسانی، اگر به شعر و نظم و نثر و اینا علاقه داری یا به فلسفه و منطق، ببین اگر علاقت بیشتر عاطفیه و واقعا بهش عشق میورزی، نرو انسانی چون کاری باهات میکنن که بدت میاد ازشون، از بس که حجم حفظیات الکی و بی پایه و اساسشون زیاده مفهوم واقعی رشته انسانی رو زیر سوال بردن.. اما اگه به بازار کارش علاقه داری برو..
اگر به ریاضی عشق میورزی، حتما برو و در کنارش به علایق مربوط به رشته انسانی مثل شعر هم بپرداز مثل خود من :-b
 
نه به بازار کارش علاقه دارم از مهندسی بدم می آد
 
نه به بازار کارش علاقه دارم از مهندسی بدم می آد
البته علوم انسانی خیلی خیلی گسترده تر از شعره! برو درباره ی رشته های انسانی و روش علمی و چارچوبشون و همینطور موضوع هر کدوم بخون. رشته های خیلی مختلفی وجود داره و حتمن باید حداقل اطلاعاتی به دست بیاری ، وگرنه صرف "رشته ی انسانی" نمیتونه علاقه باشه
 
دوستان لطفا کمکم کنید و نظر بدید، من استعداد و علاقم توی ریاضی هست و انصافا قدری مقام توی ریاضی آوردم که استعداد و تواناییم توی ریاضی اثبات بشه ولی مشکل اینجاست که میگن توی ایران برای ریاضی کار درست حسابی نیست و اگه واقعا میخوای ریاضی بخونی باید بورسیه بگیری و بری یه کشور خارجی... ولی از اونجایی که من یکم احساساتی هم هستم و واقعا ایرانو دوست دارم میخوام توی ایران بمونم ولی میترسم کار خوبی برام پیدا نشه، از زیست هم متنفرم ولی دوروبرم بیشتر منو فقط به تجربی تشویق می‌کنند و میگن علاقه ات هم به مرور زمان درست میشه...
میدونم شاید دربارم فکر کنین که خیال پردازم و خارج کجا و من کجا، ولی واقعا فقط قصدم اینه از الان بدونم که در آینده میخوام کجا باشم؟ با چه رشته ای؟ چه شغلی؟
 
دوستان لطفا کمکم کنید و نظر بدید، من استعداد و علاقم توی ریاضی هست و انصافا قدری مقام توی ریاضی آوردم که استعداد و تواناییم توی ریاضی اثبات بشه ولی مشکل اینجاست که میگن توی ایران برای ریاضی کار درست حسابی نیست و اگه واقعا میخوای ریاضی بخونی باید بورسیه بگیری و بری یه کشور خارجی... ولی از اونجایی که من یکم احساساتی هم هستم و واقعا ایرانو دوست دارم میخوام توی ایران بمونم ولی میترسم کار خوبی برام پیدا نشه، از زیست هم متنفرم ولی دوروبرم بیشتر منو فقط به تجربی تشویق می‌کنند و میگن علاقه ات هم به مرور زمان درست میشه...
میدونم شاید دربارم فکر کنین که خیال پردازم و خارج کجا و من کجا، ولی واقعا فقط قصدم اینه از الان بدونم که در آینده میخوام کجا باشم؟ با چه رشته ای؟ چه شغلی؟
دقیقا منم همین شرایط رو دارم:-<:-<
 
اقا من الان تجربی انتخاب کردم تجربی هم قبول شدم عقلم میگه خوب راهی رو میری ولی ک.و.ن گشادم میگه نه نه سخته ولم کن ولم کن دست به من نزن. :D:D:D
الان تغییر رشته بدم یا نه؟
 
دوستان من به هردو رشته ی ریاضی و تجربی علاقه دارم , لطفا کمک کنین !

این که میگن کار نیست , و به خاطر بازار کار و پول برو رشته ی دیگه ای , اصلا قبول ندارم
اینکه میگن مهندس ها بیکارن , بعضی از پزشک ها ها هم بیکارن ( البته من نمیخوام برم پزشکی ! ) ولی ما فقط نیمه ی پر لیوان پزشک ها رو میبینم و فقط نیمه ی خالی مهندس هارو !! و بعد مقایسه می کنیم
و بعد اینکه هر کسی رفته مهندسی اگر زرنگ و به قول خودمون نابغه بوده تونسته بره سر کار و موفق بشه
یه دلیل دیگه هم داره این هست که کلا جامعه ی مهندس ها بیشتر هست
من مشکلم بازار کار و.... نیست . هر رشته ای و هر کجا که برم , میتونم برای خودم شغل بیافرینم و کارآفرینی کنم و کاملا موفق باشم و حتی رکورد درآمد رو هم بشکونم !!!!!!!!! اگه بری دنبال پول , به پول نمیرسی ولی اگه بری دنبال موفقیت و علاقه , پول به تو میرسه !
و بعد اینکه بازار کار رو , خانوادم توی ایران و این مسائلی که گفتم مقابسه میکنن و به نتیجه اشتباه میرسن ...
پس , توی انتخاب من , بازار کار و پول و..... بی معنا هست

خب , من اگه بخوام برم تجربی , میرم سمت رشته های تحقیقاتی و تقریبا علوم پایه . مثل بیوتکنولوژی و بیوانفورماتیک ( بین رشته ای هم هستن )
حالا راه هایی که دارم رو گلچین کرده ام و به این چندتا راه رسیدم :
راه اول , برم تجربی , الان هم فقط مشغول المپیاد و پژوهش های مرتبط با زیست شناسی بشم و شرکت در جشنواره هاو... ( مرتبط با زیست ) , و بعد پذیرش در یک دانشگاه عالی در سطح جهان ( افعانستان :) ! ) و بعد هم که دیگه معلوم هست... یک شرکت و آزمایشگاه در سطح جهانی و متحول کردن دنیا ! ... ولی کلا دیگه بیخیال برنامه نویسی و.... ها بشم

راه دوم : برم تجربی , الان مشغول برنامه نویسی و گرافیک و این پروژه ها بشم و بیخیال المپیاد بشم , و در جشنواره ها هم مرتبط با برنامه نویسی شرکت کنم ... و تقریبا از دوم دبیرستان شروع کنم برای کنکور خوندن , پذیرش از دانشگاه علوم پزشکی تهران , در یک رشته ی تحقیقاتی ( ویا پزشکی ) و بعد , مشغول شدن در یک شرکت مثل رویان و... ولی بیخیال اهداف بلندم بشم . همچنین در کنار مشغول شدنم در شرکت به برنامه نویسی و... ها برسم

راه سوم : برم ریاضی , الان هم مشغول برنامه نویسی و این پروژه ها و گرافیک و... بشم , شرکت در المپیاد ریاضی و کامپیوتر ,و جشنواه های مرتبط , و پذیرش از یکی از بهترین دانشگاه های جهان در رشته ی بیوتکنولوژی ( چون بیوتک یک بین رشته این هست و از ریاضی هم پذیرش داره به طور مساوی ) و بعد هم اهداف بلندم و متحول کردن دنیا 1 ولی میترسم در این راه , نتونم خوب موفق بشم چون بیشتر بیوتکنولوژی رو تجربی تشکیل میده ...

و یا اینکه اصلا کلا برم سمت نرم افزار و برنامه نویسی حتی در رشته دانشگاه
کدوم بهتر هست ؟؟
 
دوستان من به هردو رشته ی ریاضی و تجربی علاقه دارم , لطفا کمک کنین !

این که میگن کار نیست , و به خاطر بازار کار و پول برو رشته ی دیگه ای , اصلا قبول ندارم
اینکه میگن مهندس ها بیکارن , بعضی از پزشک ها ها هم بیکارن ( البته من نمیخوام برم پزشکی ! ) ولی ما فقط نیمه ی پر لیوان پزشک ها رو میبینم و فقط نیمه ی خالی مهندس هارو !! و بعد مقایسه می کنیم
و بعد اینکه هر کسی رفته مهندسی اگر زرنگ و به قول خودمون نابغه بوده تونسته بره سر کار و موفق بشه
یه دلیل دیگه هم داره این هست که کلا جامعه ی مهندس ها بیشتر هست
من مشکلم بازار کار و.... نیست . هر رشته ای و هر کجا که برم , میتونم برای خودم شغل بیافرینم و کارآفرینی کنم و کاملا موفق باشم و حتی رکورد درآمد رو هم بشکونم !!!!!!!!! اگه بری دنبال پول , به پول نمیرسی ولی اگه بری دنبال موفقیت و علاقه , پول به تو میرسه !
و بعد اینکه بازار کار رو , خانوادم توی ایران و این مسائلی که گفتم مقابسه میکنن و به نتیجه اشتباه میرسن ...
پس , توی انتخاب من , بازار کار و پول و..... بی معنا هست

خب , من اگه بخوام برم تجربی , میرم سمت رشته های تحقیقاتی و تقریبا علوم پایه . مثل بیوتکنولوژی و بیوانفورماتیک ( بین رشته ای هم هستن )
حالا راه هایی که دارم رو گلچین کرده ام و به این چندتا راه رسیدم :
راه اول , برم تجربی , الان هم فقط مشغول المپیاد و پژوهش های مرتبط با زیست شناسی بشم و شرکت در جشنواره هاو... ( مرتبط با زیست ) , و بعد پذیرش در یک دانشگاه عالی در سطح جهان ( افعانستان :) ! ) و بعد هم که دیگه معلوم هست... یک شرکت و آزمایشگاه در سطح جهانی و متحول کردن دنیا ! ... ولی کلا دیگه بیخیال برنامه نویسی و.... ها بشم

راه دوم : برم تجربی , الان مشغول برنامه نویسی و گرافیک و این پروژه ها بشم و بیخیال المپیاد بشم , و در جشنواره ها هم مرتبط با برنامه نویسی شرکت کنم ... و تقریبا از دوم دبیرستان شروع کنم برای کنکور خوندن , پذیرش از دانشگاه علوم پزشکی تهران , در یک رشته ی تحقیقاتی ( ویا پزشکی ) و بعد , مشغول شدن در یک شرکت مثل رویان و... ولی بیخیال اهداف بلندم بشم . همچنین در کنار مشغول شدنم در شرکت به برنامه نویسی و... ها برسم

راه سوم : برم ریاضی , الان هم مشغول برنامه نویسی و این پروژه ها و گرافیک و... بشم , شرکت در المپیاد ریاضی و کامپیوتر ,و جشنواه های مرتبط , و پذیرش از یکی از بهترین دانشگاه های جهان در رشته ی بیوتکنولوژی ( چون بیوتک یک بین رشته این هست و از ریاضی هم پذیرش داره به طور مساوی ) و بعد هم اهداف بلندم و متحول کردن دنیا 1 ولی میترسم در این راه , نتونم خوب موفق بشم چون بیشتر بیوتکنولوژی رو تجربی تشکیل میده ...

و یا اینکه اصلا کلا برم سمت نرم افزار و برنامه نویسی حتی در رشته دانشگاه
کدوم بهتر هست ؟؟

دوست عزیز...این که شما در این سن برای آیندتون برنامه ریزی می کنید و انقدر اهداف بلند بالا دارین خیلی خوبه و من بهتون تبریک میگم ! و به هیچ عنوان اجازه ندین کسی شمارو به خاطر اهدافتون مسخره کنه و یا شمارو دست کم بشماره... همین فرمون ادامه بده .
اما در مورد سوالی که پرسیدین..
هیچ کس نمی تونه به شما بگه کدوم یکی از این راه ها بهتره! و تنها کسی که در نهایت تصمیم می گیره شما هستین ...
هر سه راهی رو که عنوان کردین ، مسیر های بسیار جذاب و هیجان انگیزی هستن و آینده شغلی درخشانی دارن .
بنابراین من نمی تونم به شما بگم به عنوان مثال راه دوم رو انتخاب کن .. چیزی که توی پیام شما به چشم من اومد این بود که شما در خودتون ظاهرا پتانسیل این رو می بینید که هم برای المپیاد زیست تلاش کنید و هم می تونید توی المپیادهای ریاضی و فیزیک موفق باشین !
مسئله اول اینه که یه آدم نمی تونه آدمی باشه که هم بتونه توی المپیاد زیست موفق باشه هم توی المپیاد ریاضی ( یا می تونه ؟) به هر حال یه مقدار باورش برای من سخته چون به هر حال شما یا حافظه و قدرت تحلیل خوبی دارین یا قدرت حل مسئله ... من ندیدم کسی رو که هردوشو داشته باشه ..

مسئله دوم کلا خودِ ذات المپیاده ؛ دوست عزیز راه المپیاد به هیچ عنوان راه ساده ای نیست ! این که میگم :« راه المپیاد راه ساده ای نیست » خوندنش برای شما راحته ... ولی واقعا نمی تونید تصور کنید که راه المپیاد چقدر راه ساده ای نیست !! بنابراین اگه می خواید در مسیر المپیاد قدم بزارین از همین فردا باید منابع رو تهیه کنید و برنامه ریزی کنید و شروع کنید منابع المپیاد زیست بسیار کتابهای تخصصی هستن مثل بیوشیمی لنینجر ، زیست گایتون ،زیست کمپل ، زیست ریون ، زیست سولومون ،ژنتیک از دیدگاه حل مسئله ، سوسیوبیولوژی ،فیزیولوژی تایزو وایگر ، جنین شناسی ، رفتار شناسی و ....! که تقریبا اغلب کتاب هایی حجیم و مفهومی هستن و کتاب هایی هستن که الان دانشجو های رشته های پزشکی دارن باهاشون سر و کله میزنن ! و (وقتی می گم مسیر المپیاد راه سختیه از چی حرف می زنم ؟) خیلیا سال ها این کتاب هارو می خونن و تلاش می کنن و از خیلی چیزا می زنن و در نهایت سال دوازدهم وقتی توی المپیاد شرکت می کنن قبول نمیشن ! اگر به فکر المپیاد هستین ..از الان باید شروع کنید و تا سال دوازدهم ادامه بدین و تنها مقصدتون هم باید مدال طلا باشه و نه حتی نقره . چرا ؟ دلیلش اینه که شما اگه موفق نشید مدال طلا کسب کنید اونوقت : 1- بهترین سال های نوجوانیتون رو از دست دادین .. 2- از غافله کنکور عقب افتادین .. 3- و نهایتا نمی تونید از بهترین دانشگاه های جهان پذیرش بگیرید... خلاصه از این ور مونده میشین و از اون ور رونده...
بنابراین من حتی پیشنهاد می کنم اصلا یک بار دیگه به خود مقوله المپیاد به تنهایی ، فکر کنید و ببینید ظرفیت تحمل همچین مسیری رو دارین یا نه ! و اصلا بعد از گذروندن همچین مسیری به این سختی ، ظرفیت رو به رو شدن با شکست رو دارین ؟( به هر حال آدم باید تمام احتمالات رو در نظر بگیره)
اگر المپیاد برای شما تنها راه میانبری هست که کنکور رو دور بزنید و به راحتی هرچه تمام ، وارد دانشگاه بشین من همین جا ازتون می خوام که لطفا دور المپیاد رو یه خط بزرگ! بکشید .. راه های خیلی آسونتری برای ورود به دانشگاه هست ...مثل کنکور :)

مسئله بعدی اینه که اینطور که معلومه شما بسیاار فرد کمالگرایی هستین ...دوست عزیزم به جرات می گم که امکان نداره شما دوره دبیرستانوتون رو صرف درگیر شدن با المپیاد ها و جشنواره ها بکنید و از اون ور بتونید کنکور رتبه خوبی بیارید که سبب بشه دانشگاه خوبی قبول بشید که بعدا در نهایت بتونید توی شرکتی مثل رویان مشغول به کار بشید ! پژوهشگاهی که شما نام برید جایی هستش که فقط پذیرای افراد نخبه ای هستش که سوابق تحصیلی قابل توجهی دارن ... و من بنابه تجربه خودم میدونم که درگیر شدن با این جشنواره ها و این داستانا شما رو چه بخواید چ نه از درس و مدرسه دور می کنه... بنابراین شما احتمالا تو امتحان نهاییشم می مونی چه برسه به کنکور و بقیه .

من خیلی خوشحال شدم که دیدم یک پسر! اون هم در این سن نشسته و برای آیندش فکر کرده ... ولی به عقیده من برنامه ریزی شما یکم به دور از واقعیته ...
در آخر پیشنهاد من اینه که شما یکم بیشتر وقت بزار و خودت رو بشناس ! ببین واقعا در کدوم درس توی مدرسه استعداد داری ؟ ریاضی برات آسون تره ؟ یا حفظ کردن زیست ؟ سر کدوم کلاس حال بهتری دارین ؟ ریاضی و فیزیک ؟ یا زیست ؟ تو کدوم کلاس کمتر دنبال ساعت میگردی که ببینی چقدر مونده تا زنگ ؟ ریاضی و فیزیک یا زیست ؟ نمره بهتر آوردن و تلاش کردن برات توی کدوم یکی راحت تره ؟ توی فرجه کدوم یکی وضعیت روحی بهترین دارین ؟
وقتی دونه دونه این سوالا رو جواب دادی ..یه نگاهی به جواب هات بنداز و اون درسی که اسمش بیشتر به چشم میاد ...اون درسیه که تو می تونی برای المپیادش تلاش کنی و امیدوار باشی ...
اما قبل از اون به این هم فکر کن که واقعا المپیاد چیزیه که دلت می خواد ؟! و خوب یادت باشه که اگر به این سوال جواب اشتباهی بدی ..اونوقت چندسال دیگه متوجه اشتباهت میشی و اون موقع دیگه خیلی دیره ! یادت باشه که المپیاد مثل قمار میمونه ! با این تفاوت که تو داری سر بهترین سال های نوجوونیت قمار می کنی !
و در آخر یه پشنهاد دیگه :
چشماتو ببند و خودت رو 35 ساله تصور کن ... صبح شده و از خواب بیدار شدی(از خودت بپرس که دوست داری صبح ساعت چند بیدار باشی ؟ اصلا دوست داری خودت تعیین کنی ساعت بیدار شدنتو ؟ یا شغلت طوریه که بقیه برات اینو تعیین می کنن؟) ..می خوای بری سرکار ، از خودت بپرس که دلت می خواد مقصدت کجا باشه ؟ ( بیمارستان؟ یه آپارتمان اجاره ای که با بقیه دوستات دارین توش تلاش می کنید تو یه این رقابت بزرگ جهانی ! یه کسب و کاری برای خودتون دست و پا کنید ؟ یا نه یه جایی مثل رویان ؟ توی کشور خودت و جایی که میدونی داری برای آینده زادگاهت تلاش می کنی ؟ یا نه ؟ یه جایی دور از جایی که توش به دنیا اومدی با مردمی که زبان مادریشون چیز دیگه ایه ؟) بعد از خودت بپرس که دوست داری در طور روز چه کسایی رو ملاقات کنی ؟( پیرمرد و پیر زنای مریض که از درد شکایت می کنن ؟ خانواده ای که با لبخند برای عاقبت بخیریت دعا می کنه ؟ یا چهره متفکر و پر از ایده دوستات و همکارات ؟ یا ..؟)
یک روز کامل رو برای خودت تصور کنن ...و به دلخواه تصور کنن که دوست داری روزت رو چجوری بگذرونی ... امیدوارم مفید واقع شه :)
 
Back
بالا