• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اثبات یا نقیض وجود خدا

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع pico
  • تاریخ شروع تاریخ شروع

آیا به وجود خدا اعتقاد دارید؟


  • رای‌دهندگان
    757
پاسخ : اثبات یا نقیض وجود خدا

اولا حتي اگه باشه دعاهاتو خودت مستجاب ميكني ...


ثانيا ... من چند بار بايد يه حرفو بزنم ... ميگم ماده گرايي يه توجيح ديگه به وجود اومدنه دنياست ...

باز ميپرسن باز ميپرسن .... ديوونه شدم ...
 
پاسخ : اثبات یا نقیض وجود خدا

من اعتقاد ندارم چون فکرمیکنم که یک انسان کامل باید به خودش باور داشته باشه نه قدرت های ماوراء الطبیعه که صرفا برای دلخوشی و امید مضاعفه
در مورد دعا های مردمم که به قول معروف مستجاب میشه چیزی نمی دونم ولی فکر کنم یه جورایی اتفاقیه یا ساخته ی تفکرات ذهن آدمه چون وقتی یکی به چیزی خیلی اعتقاد داشته باشه حتی با کوچیک ترین نشونه ای می خواد حرف خودشو اثبات کنه
 
پاسخ : اثبات یا نقیض وجود خدا

به نقل از pico :
بالاخره يكي حرف حساب زد
مگه هرکی حرف تو رو زد و اونو تایید کرد میشه حرف حساب؟
 
پاسخ : اثبات یا نقیض وجود خدا

به نقل از skYboy :
مگه هرکی حرف تو رو زد و اونو تایید کرد میشه حرف حساب؟
معذرت می خوام من اصلا حرف ایشونو نخونده بودم
 
پاسخ : اثبات یا نقیض وجود خدا

راستش من فک می کنم بحث وجود یا عدم خدا به نتیجه نمی تونه برسه.چون اول باید تعریف بشه.ولی تعریفایی که هست خیلی چیزای موهومی اند.مثلن خدا ذات بی نهایت و نامتناهی در صفات.چنین چیزی رو رد و اثبات نمیشه کرد.بحث خالق بودن و اینها هم به نتیجه نمیرسه.یعنی یه جورایی پرونده ی این نوع بحثا بسته شده.اما یه موضوعی هست و اون اینکه ما از اول تاریخ بشر یه موجودی داشتیم که بهش خدا می گفتیم.و این یعنی نیاز! حالا من میگم چه اشکالی داره که ما تا جاییکه باعثه سود و منفعت یه عده نشه ! به خدا اعتقاد داشته باشیم؟!
 
پاسخ : اثبات یا نقیض وجود خدا

اشكالي نداره ...

حالا من يه سوال بپرسم ... چه اشكالي داره تا جايي كه به كسي سود يا منفعتي نرسونيم هيچي رو نپرستيم ؟


اون نيازه هم كه به خاطر ناتوانيه انسانه رو مثلا با قبوله ناتواني قبول كنيم و ديگه نيازي به يه بت نداشته باشيم .
 
پاسخ : اثبات یا نقیض وجود خدا

به نقل از pico :
اشكالي نداره ...

حالا من يه سوال بپرسم ... چه اشكالي داره تا جايي كه به كسي سود يا منفعتي نرسونيم هيچي رو نپرستيم ؟
این هیچ وقت امکان نداره که کسیو نپرستی چون در هر صورت به یه کسی نیازداری که بهش بگب خدا . این تو ذات انسان هاست.اولین ضررش به خودت می رسه.
 
پاسخ : اثبات یا نقیض وجود خدا

منم گاهی به این فکر میکنم که ممکنه همه ی اینا یه توجیه باشه که انسانها واسه خودشون ساختن...مثل خدایانی که خیلی وقتها پیش پادشاها واسه مطیع کردن مردمشون براشون می ساختن...شایدم...کی میدونه؟!!
 
پاسخ : اثبات یا نقیض وجود خدا

به نقل از azadbeh :
oonam eshkali nadare.vali daghighan bahs sare niaze.in moheme ke in niaz dar asare chi bevujood miad.aya zatie ya zendegie ejtemayi bevojood miaratesh.
فینکلیش ننویس! میان پستتو پاک می کنن! ;D

"خیلی ممنون لطفا فارسی تایپ کنید."
 
پاسخ : اثبات یا نقیض وجود خدا

به نظرم رسید اینجا یه مطلب ازیه مصاحبه با ریچارد داوکینز. داروینیست خیلی مفید باشه.

آیا ایجاد دین هم حاصل انتخاب طبیعی مغز بوده است؟

نمی دانم. اما حدس می زنم این طور نبوده باشد. سئوال شما را این طور پاسخ می دهم که مغز انسان چنان انتخاب شده که برخی از ویژگی های آن در شرایط معینی به صورت دین بروز یافته اند. اگر بخواهم تمثیلی ارائه دهم... خوب، مثال مورد علاقه ام شب پره هایی هستند که شیفته وار به سوی شمع حرکت می کنند، و مردم اغلب گمان می کنند که این نشان دهنده ی وجود نوعی تمایل به خودکشی در شب پره است، و از خود می پرسند واقعاً از نظر انتخاب طبیعی داروینی، این خودکشی طلبی شب پره ها چه حسنی دارد. اگر پرسش را این طور مطرح کنید، مسلماً هیچ حسنی در این کار نیست. اما اگر به جای آن بپرسید ′ مغزی که در برخی شرایط شب پره را به سمت شمع می راند چه ارزشی برای بقای او می تواند داشته باشد ؟′ آن وقت به جایی می رسیم. چون آن وقت می توانید بگویید که "خوب، در دنیایی که شب پره ها تکامل یافته اند، هیچ شمعی در کار نبود. اگر شب پره بودید تنها نوری که شب ها می توانستید ببینید نور ماه و ستارگان بود، که در نقطه ی بی نهایت اپتیکی هستند، یعنی پرتوهایشان موازی به زمین می رسند. و اگر یک قاعده ی سرانگشتی مغزی داشتید که می گفت′ با زاویه ی ثابتی، گیریم 30 درجه، نسبت به پرتو نور ماه حرکت کن′، مسلماً برایتان خیلی مفید بود. چون در این صورت می توانستید جهت یابی کنید. بعداً این قاعده ی سرانگشتی به اشتباه در مورد شمع هم اعمال شد. شمع یک منبع نوری بی نهایت دور نیست، و پرتوهای آن موازی نیستند، بلکه از همه جهت از آن گسیل می شوند. پس شما مطابق آن قاعده ی سرانگشتی مدام سعی می کنید خود را در زاویه ی 30 درجه نسبت به پرتوهای شمع نگه دارید. به این ترتیب مدام دور شمع می چرخید تا می سوزید.
پس پرسش را تصحیح کردیم. گفتیم که درست نیست بپرسیم ′ چرا شب پره ها به سمت شعله ی شمع پرواز می کنند؟′ بلکه پرسش درست این است که ′چرا آنها چنین مغزی دارند که در دنیای وحش به رفتاری منجر می شود که در محیط انسانی که شمع هم در آن هست، آنها را به پرواز به سوی شمع وا می دارد؟′ در مورد دین هم فکر می کنم چیزی در مغز انسان توسط انتخاب طبیعی شکل گرفته که زمانی مفید بوده و اکنون در شرایط متمدنانه به شکل دین بروز می یابد، اما هنگامی که شکل گرفته و مفید بوده، دین نبوده است.

در کشور ما اقبال به دین کاهش یافته است، اما شاهد اموری هستیم که احتمالاً شما آنها را باورهای بیخردانه می دانید (خنده). منظورم چیزهایی از قبیل اخترگویی و فال بینی است. از منظر دینی می توان گفت که این اقبال به این چیزها نشانگر خلاءی است که هیچ گاه در ذهن انسان پر نمی شود، یعنی مسائل مربوط به انگاره های دینی.

بله، این نکته ی جالبی است. پیش داوری من این است که اینها حتی بدتر از دین هستند. در مورد این نکته که گفتید این ها نشانگر خلاء و نیازی است که باید برآورده شوند، من مطمئن نیستم. ذهن انسان پیچیده است، و همه جور امیال بسیاری چیزها برای ارضای خود دارد. اگر این طور به نظر می آید که برخی برای ارضای روانی یا باید دین داشته باشند یا به چیزهایی مثل اخترگویی و فال بینی رو بیاورند، من تلاش می کنم جایگزینی به آنها عرضه کنم، تا ببینیم شاید این جایگزین به عنوان یک عامل ارضا کننده بهتر از کار درآید. و این جایگزین، فهم جهان واقعی، و فهم علت وجودمان است. اینکه از کجا آمده ایم، جهان چگونه است، و اوضاع در واقع از چه قرار است. فکر می کنم پرداختن به این مسائل برای ذهن آدم بسی ارضا کننده باشد. به سختی می توانم باور کنم که کسی اخترگویی، تفأل یا دین را به جستجوی حقیقت ترجیح دهد. همچنین گمان می کنم اگر خلاءای باشد که باید پر شود، می توان آن را با خردگرایی علمی پر نمود. علم هنوز چنین نکرده، اما اگر همه ی تلاش خود را به کار گیرد از پس پر کردن آن خلاء هم برمی آید.
 
Back
بالا