• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اختیار

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع cowboy
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : اختیار

اشکال از این است که علم خدا را با علم خودمون مقایسه می کنیم خدا مثل یک کارشناس نیست که همین جور نگاه بکنه و بگه این جوری میشه خدا می دونه که اول چی میا تو ذهنمون بعدش چی و بعد . و در مقابل هم می دونه که ما به هر کدوم از سوال ها و پیشنهاد هایی که میاد توی ذهنمون چه پاسخی میدیم در نتیجه آخر کار رو هم می دونه در ضمن فرض کنید که یک مدار جلوی شما آمادس تا شما کلیدو نزنید روشن می شه ؟
 
پاسخ : اختیار

به نظر من اصلا بحث سر این چیزا نیست بلکه اول باید ببینیم اختیار با دلیل عمل میکنه یا بی دلیل. یعنی درسته که من میتونم بپرم تو چاه ولی حتما باید دلیلی برای اینکار داشته باشم یا میتونم بدون دلیل انجامش بدم.
به نظر من هر کاری که ما میکنیم یه دلیلی داره هرچند که فهمش واسه ما مشکل باشه.
اگه اختیار بدون دلیل عمل کنه میشه احتمال؛ یعنی هر لحظه ممکنه ما هر کاریو انجام بدیم یا حتی الکی بمیریم.
منطق من اینو میگه که اختیار تابعه دلیله یعنی اگه من هیچ دلیلی برای پریدن توی چاه نداشته باشم هیچ وقت نمیپرم توی چاه (مگر اینکه مغزم عیب داشته باشه که در این حالتم مغز من با اینکه دلیلی وجود نداره فک میکنه وجود داره) ولی نکته اینجاست که چون ما مغز خیلی پیچیده و حساسی داریم پس هر دلیل خیلی ریزی هم میتونه روی تصمیم ما تاثیر بذاره یعنی میتونه بینهایت عامل موثر داشته باشه.
حالا جبر چیه؟ چیزی که ۱۰۰٪ تابع عوامل محیطی و فیزیکی باشه.
خب پس نتیجه میگیریم که اختیار هم نوعی جبره و نتیجش معلومه ولی چون عوامل موثر درش خیلی خیلی زیاده نتیجش تقریبا غیر قابل پیش بینیه و میتونه با کوچکترین تغییری عوض بشه.
حالا ما اسم یه چنین جبر فوق پیچیده و حساسو میزاریم اختیار ;D

به نقل از AnaH!T :
به نظر من همه چيز جبره كاملا
اختيار و تصميم گيري ها و تفكر ظاهري اي ك من نوعي الان دارم از شخصيت من نشأت ميگيره. و شخصيت منُ محيطي كه توش بودم و صفاتي كه از پدر و مادر به ارث بردم شكل داده. يعني چگونگي شخصيت و رفتارم و محيطهاي ثانويه اي ك توشون قرار ميگيرم به طور سلسله وار برميگرده به محيط اوليه ي زندگيم و صفات ذاتيم. كه هيچكدوم از اين دوتا رو من انتخاب نكردم. وقتي پايه و اساس جبر باشه، بقيه ي مراحل زندگي و تصميماتي هم كه روي همون پايه و اساس شكل ميگيرن جبر به طور غيرمستقيم توشون وجود داره

به نظرم غيرمنطقيه ك همه ي ما قبل از به دنيا اومدن، اين رو انتخاب كرده باشيم
يه آدم جنگ زده يا قحطي زده و ... اگه زندگيش رو ميديد هيچوقت انتخابش نميكرد
نه اینجور که شما میگین به نظر من بهتره اینجوری بهش جواب بدیم:

اول باید ببینیم اختیار با دلیل عمل میکنه یا بی دلیل. یعنی درسته که من میتونم بپرم تو چاه ولی حتما باید دلیلی برای اینکار داشته باشم یا میتونم بدون دلیل انجامش بدم.
به نظر من هر کاری که ما میکنیم یه دلیلی داره هرچند که فهمش واسه ما مشکل باشه.
اگه اختیار بدون دلیل عمل کنه میشه احتمال؛ یعنی هر لحظه ممکنه ما هر کاریو انجام بدیم یا حتی الکی بمیریم.
منطق من اینو میگه که اختیار تابعه دلیله یعنی اگه من هیچ دلیلی برای پریدن توی چاه نداشته باشم هیچ وقت نمیپرم توی چاه (مگر اینکه مغزم عیب داشته باشه که در این حالتم مغز من با اینکه دلیلی وجود نداره فک میکنه وجود داره) ولی نکته اینجاست که چون ما مغز خیلی پیچیده و حساسی داریم پس هر دلیل خیلی ریزی هم میتونه روی تصمیم ما تاثیر بذاره یعنی میتونه بینهایت عامل موثر داشته باشه.
حالا جبر چیه؟ چیزی که ۱۰۰٪ تابع عوامل محیطی و فیزیکی باشه.
خب پس نتیجه میگیریم که اختیار هم نوعی جبره و نتیجش معلومه ولی چون عوامل موثر درش خیلی خیلی زیاده نتیجش تقریبا غیر قابل پیش بینیه و میتونه با کوچکترین تغییری عوض بشه.
حالا ما اسم یه چنین جبر فوق پیچیده و حساسو میزاریم اختیار ;D

×رادیکال : متوالی ادغام شد!
 
پاسخ : اختیار

اما تعریفی که فک میکنم خیلی ها از اختیار دارن، توانایی تصمیم گیریه
ذرحالی که واقعا توانایی انتخابی نیست اگه همه عوامل موثر از قبل تعیین شده باشن
مگر این که تعریفش عوض شه تو ذهنمون و بشه نوعی جبر غیر قابل پیش بینی برای انسان!
اما من با این مسئله که جبر زندگیمون رو گرفته مشکل دارم! سخته پذیرفتنش!
 
پاسخ : اختیار

ما انرژي رو توانايي انجام كار تعريف ميكنيم در صورتي كه انرژي پتانسيل(از هر حالت كه ميخواد باشه) هيچ وقت نميتونه كار انجام بده و بر عكس انرژي جنبشي هميشه كار انجام ميده (پتانسيل محكوم به انجام ندادن كاره و جنبشي محكوم به انجام دادنش) ولي ما در حالت كلي بهش ميگيم توانايي.
اختيارم همينه؛ بعضي از تصميم ها محكوم به گرفته نشدنن و بعضيا محكوم به گرفته شدن و ما در حالت كلي به اون توانايي تصميم گرفتن ميگيم.
درضمن اينكه شما به جبر فوق پيچيده اعتقاد داشته باشي تقريباً ١٠٠٪ معادل اعتقاد به اختياره چون هر چيزي ميتونه تصميمو عوض كنه و در هر صورت يك تصميم گرفته ميشه و يكي ديگه نه.
يعني برخلاف باور عادي نسبت به جبر اينكه باباي من منو تشويق كنه در مدال گرفتن من تو المپياد تأثير داره.
 
پاسخ : اختیار

به نقل از دوبعدی :
ببین خدا قرانو به قول خودش شب قدر افریده و شب قدر هم اولین شب افرینشه یعنی هرچی نوشته شده تو قران واسه خیلی قبل ها بوده
و ماجراهای توی قران هم واشه قبل ها
یعنی مثلا اگه نمرود هرکاری میکرد نمیتونست توبه کنه چون تو قران بوده
خداوند قرآن رو در شب قدر نازل کرده (نه آفریده)
از کجا می فرمایید شب قدر اولین شب آفرینشه؟ دلیلی دارید؟
بفرض هم اینطور باشه، پس چرا فعل ماضی در قرآن وجود داره؟ آیا دلیلی برای این نیست که قبل از قرآن هم زمان بوده و اتفاقاتی افتاده؟
مگر خداوند صادق نیست؟ وقتی قصص گذشته حرف میزند، یعنی چی؟
 
پاسخ : اختیار

خدا حتي اگه محدود به زمان هم باشه و از آينده خبر نداشته باشه به خاطر اينكه از تمام جهان آگاهي داره ميتونه با دقت ١٠٠٪ اونو تا آخرين لحظش پيش بيني كنه و در موردش حرف بزنه (قرآن)
 
پاسخ : اختیار

به نقل از AnaH!T :
اما تعریفی که فک میکنم خیلی ها از اختیار دارن، توانایی تصمیم گیریه
ذرحالی که واقعا توانایی انتخابی نیست اگه همه عوامل موثر از قبل تعیین شده باشن
مگر این که تعریفش عوض شه تو ذهنمون و بشه نوعی جبر غیر قابل پیش بینی برای انسان!
اما من با این مسئله که جبر زندگیمون رو گرفته مشکل دارم! سخته پذیرفتنش!
توی انجمن اعتقادی هم خیلیا این رو میگن
من نمیفهمم اگر خدایی که شناختش در محدوده ی فکر ما نیست بدونه در آینده زمانی که برای خدا به حساب هم نمیاد برای ما چه اتفاقی میفته این کجاش جبره
اگر خدا رو نمیتونیم درک کنیم بحث چیز دیگشت
چرا محدودیت انسان رو دلیل بر تحمیل جبر از سوی خدا میبینید؟
 
  • لایک
امتیازات: hich
پاسخ : اختیار

به نقل از ناطق :
توی انجمن اعتقادی هم خیلیا این رو میگن
من نمیفهمم اگر خدایی که شناختش در محدوده ی فکر ما نیست بدونه در آینده زمانی که برای خدا به حساب هم نمیاد برای ما چه اتفاقی میفته این کجاش جبره
اگر خدا رو نمیتونیم درک کنیم بحث چیز دیگشت
چرا محدودیت انسان رو دلیل بر تحمیل جبر از سوی خدا میبینید؟
ببینید این چیزی که شما میگین فرق داره با اون چیزی ک من گفتم
حرف شما رو قبول دارم. علم خدا درباره‌ی زمانی که برای ما آینده محسوب میشه به هیچ وجه جبر نیست
من گفتم که عواملی که تو به‌اصطلاح تصمیم‌گیری ما تاثیر میذارن انتخاب خودمون نبودن
به نقل از AnaH!T :
اختيار و تصميم گيري ها و تفكر ظاهري اي ك من نوعي الان دارم از شخصيت من نشأت ميگيره. و شخصيت منُ محيطي كه توش بودم و صفاتي كه از پدر و مادر به ارث بردم شكل داده. يعني چگونگي شخصيت و رفتارم و محيطهاي ثانويه اي ك توشون قرار ميگيرم به طور سلسله وار برميگرده به محيط اوليه ي زندگيم و صفات ذاتيم. كه هيچكدوم از اين دوتا رو من انتخاب نكردم. وقتي پايه و اساس جبر باشه، بقيه ي مراحل زندگي و تصميماتي هم كه روي همون پايه و اساس شكل ميگيرن جبر به طور غيرمستقيم توشون وجود داره
 
  • لایک
امتیازات: SR
پاسخ : اختیار

به نقل از AnaH!T :
ببینید این چیزی که شما میگین فرق داره با اون چیزی ک من گفتم
حرف شما رو قبول دارم. علم خدا درباره‌ی زمانی که برای ما آینده محسوب میشه به هیچ وجه جبر نیست
من گفتم که عواملی که تو به‌اصطلاح تصمیم‌گیری ما تاثیر میذارن انتخاب خودمون نبودن
لطف کنید بفرمایید چه عواملی
اگرم زحمتی نیست سند بیراید واسه حرفتون(از قرآن یا سنت)
 
پاسخ : اختیار

عوامل رو توی اون پست از خودم ک نقل قولش کردم گفتم
+ اینجا انجمن اعتقادی نیست
ضمنا تا جایی ک من میدونم دین میگه انسان مختاره. نمیشه که حرف دین رو با حرف دین ثابت کرد
 
  • لایک
امتیازات: SR
Back
بالا