پاسخ : اختیار
به نظر من اصلا بحث سر این چیزا نیست بلکه اول باید ببینیم اختیار با دلیل عمل میکنه یا بی دلیل. یعنی درسته که من میتونم بپرم تو چاه ولی حتما باید دلیلی برای اینکار داشته باشم یا میتونم بدون دلیل انجامش بدم.
به نظر من هر کاری که ما میکنیم یه دلیلی داره هرچند که فهمش واسه ما مشکل باشه.
اگه اختیار بدون دلیل عمل کنه میشه احتمال؛ یعنی هر لحظه ممکنه ما هر کاریو انجام بدیم یا حتی الکی بمیریم.
منطق من اینو میگه که اختیار تابعه دلیله یعنی اگه من هیچ دلیلی برای پریدن توی چاه نداشته باشم هیچ وقت نمیپرم توی چاه (مگر اینکه مغزم عیب داشته باشه که در این حالتم مغز من با اینکه دلیلی وجود نداره فک میکنه وجود داره) ولی نکته اینجاست که چون ما مغز خیلی پیچیده و حساسی داریم پس هر دلیل خیلی ریزی هم میتونه روی تصمیم ما تاثیر بذاره یعنی میتونه بینهایت عامل موثر داشته باشه.
حالا جبر چیه؟ چیزی که ۱۰۰٪ تابع عوامل محیطی و فیزیکی باشه.
خب پس نتیجه میگیریم که اختیار هم نوعی جبره و نتیجش معلومه ولی چون عوامل موثر درش خیلی خیلی زیاده نتیجش تقریبا غیر قابل پیش بینیه و میتونه با کوچکترین تغییری عوض بشه.
حالا ما اسم یه چنین جبر فوق پیچیده و حساسو میزاریم اختیار
به نقل از AnaH!T :
به نظر من همه چيز جبره كاملا
اختيار و تصميم گيري ها و تفكر ظاهري اي ك من نوعي الان دارم از شخصيت من نشأت ميگيره. و شخصيت منُ محيطي كه توش بودم و صفاتي كه از پدر و مادر به ارث بردم شكل داده. يعني چگونگي شخصيت و رفتارم و محيطهاي ثانويه اي ك توشون قرار ميگيرم به طور سلسله وار برميگرده به محيط اوليه ي زندگيم و صفات ذاتيم. كه هيچكدوم از اين دوتا رو من انتخاب نكردم. وقتي پايه و اساس جبر باشه، بقيه ي مراحل زندگي و تصميماتي هم كه روي همون پايه و اساس شكل ميگيرن جبر به طور غيرمستقيم توشون وجود داره
به نظرم غيرمنطقيه ك همه ي ما قبل از به دنيا اومدن، اين رو انتخاب كرده باشيم
يه آدم جنگ زده يا قحطي زده و ... اگه زندگيش رو ميديد هيچوقت انتخابش نميكرد
نه اینجور که شما میگین به نظر من بهتره اینجوری بهش جواب بدیم:
اول باید ببینیم اختیار با دلیل عمل میکنه یا بی دلیل. یعنی درسته که من میتونم بپرم تو چاه ولی حتما باید دلیلی برای اینکار داشته باشم یا میتونم بدون دلیل انجامش بدم.
به نظر من هر کاری که ما میکنیم یه دلیلی داره هرچند که فهمش واسه ما مشکل باشه.
اگه اختیار بدون دلیل عمل کنه میشه احتمال؛ یعنی هر لحظه ممکنه ما هر کاریو انجام بدیم یا حتی الکی بمیریم.
منطق من اینو میگه که اختیار تابعه دلیله یعنی اگه من هیچ دلیلی برای پریدن توی چاه نداشته باشم هیچ وقت نمیپرم توی چاه (مگر اینکه مغزم عیب داشته باشه که در این حالتم مغز من با اینکه دلیلی وجود نداره فک میکنه وجود داره) ولی نکته اینجاست که چون ما مغز خیلی پیچیده و حساسی داریم پس هر دلیل خیلی ریزی هم میتونه روی تصمیم ما تاثیر بذاره یعنی میتونه بینهایت عامل موثر داشته باشه.
حالا جبر چیه؟ چیزی که ۱۰۰٪ تابع عوامل محیطی و فیزیکی باشه.
خب پس نتیجه میگیریم که اختیار هم نوعی جبره و نتیجش معلومه ولی چون عوامل موثر درش خیلی خیلی زیاده نتیجش تقریبا غیر قابل پیش بینیه و میتونه با کوچکترین تغییری عوض بشه.
حالا ما اسم یه چنین جبر فوق پیچیده و حساسو میزاریم اختیار
×رادیکال : متوالی ادغام شد!