پاسخ : اختیار
به نقل از ساده :
منظورتون کدوم منطقه؟ارسطویی؟سینوی؟هرمنوتیکی؟فازی؟...؟
منظورتون کدم علمه؟علم تجربی؟علم حسی؟علمی که دین را scienceنمی داند؟...؟
بحث کردن سر چنین مسئله ای نیاز به معلومات دقیقتری دارد و تصورات قویتری هم.ایا از گزاره های دینی هم میخواهیم استفاده کنیم یا نه؟
این مثالها که زده شد برای این بود که ذهن بتواند بهتر تصور کندوگرنه اگر به کسی میگویند شیر منظورشون این نیست که دهنش هم مثل شیر بوی بد میده.
مثال این بود که شما فرض کن خدا پیشگویی میکنه.چه منافاتی با اختیار انسان داره؟خدا میدونه که این ادما هر روز 1000 بار نظرشون عوض میشه اما با اختیار خودشون.در ضمن t+eیا به قول شما وضع دنیا در اینده یکی از متغیراش انسانها هستند.خدا همشونو با هم میدونه.
از نوستر اداموس که کمتر نیست؟هست؟!فال قهوه؟کف بینی؟
منطقی که ازش صحبت میکنم عقلانیته. شاید توی توضیف شما بشه همونی که دین را science نمیدونه.
چنین منطقی با گزاره های دینی مشکلات اساسی داره.
من صرفا خودم را در جای شما میزارم و تناقضات را با تفکرات خودتون نشون میدم.
* پس اگر شما معتقد باشید خدا پیش گویی میکنه٬ یعنی قادر نیست بدون پیش گویی نتیجه ای را بگه٬ که این بر خلاف تصور قدرت بدون انتهاست.
و الا خودم معتقدم صحبت کردن در مورد خدا وقت تلف کردنه٬ اوج وقت تلف کردن هم موقعیه که از مقایسه خدا با انسان حرفی به میون بیاد.
به نقل از ساده :
دقیقا" همینه و مشکل اینجاست که من خودم تا حالا هیچوقت نتونستم بین این سوالا حتی به یکیش جواب بده
.
.
.
.
عزیز دل برادر خدا از اول ادم رو تو بهشت قرار داد.خدا راهنمایی هم کرد که فلان کار را انجام نده .اما حضرت ادم با اختیار خودش ان کار را کرد و هبوط کرد به زمین.بعدش استغفار کرد خدا بخشیدش.پس تا حالا شتر دیدی ندیدی.
بعدش قابیل هابیلو کشت. با چی؟بیل میرم!اما با اختیار خودش....خدا هم اون بالا میدونست که قابیل این کارو میکنه اما نه با جبر خدا.
همین طور بیا پایین. خدا اون بالا نشسته همه رو نگاه میکنه تا چه میکنند اونم با اختیار خودشون.{اما خدا احاطه داره به زمان .ما به گذشته و حال تسلط داریم چون ماده ایمو نمی تونیم جلوتر از زمان حرکت کنیم اما چیزی که ماده نداره و مجرده دیگه زمان دربارش معنا نداره.حتی بعضی از بزرگان که از تعلقات دنیا دور شده بودند هم از اینده خبر میدادند در حالیکه کارشون اجبار به خدا یا ادما حساب نمیشه}
برگردیم سر حرف خودمون...یکی راه درستو انتخاب میکنه میشه امام حسین یکی راه اشتباهو و میشه یزید.بازم با اختیار خودش وخدا بازم اون بالا نشسته و اونا رو میپاد تا چه میکنن.
خلاصه اینکه هر ادمی میتونه سرنوشتشو تغییر بده به شرط اینکه همت داشته باشه.
پس کسی که گناه میکنه بیچارس چون بین اینهمه کیس خوب چیو انتخاب کرده نه اینکه به خاطر اشتباه اختیاری خودش بازخواست بشه.
چاقو بخوره به دستت دستتو میبره حتی اگه به قصد خوبی از اون استفاده کرده باشی .تاثیر چاقو اینه .کارای ادم هم با ادم همین کارو میکنن پس با اختیار خودت باید از خودت درست استفاده کنی و گرنه اینکه خدا علم داره باعث مجبور شدن ادم نمیشه.چون خدا به فعل اختیاری ما علم داره.
تا اینجاش شما نه در اثبات قضیه و نه در رد اون٬ هیچ کاری پیش نبردید. درست مثل این میمونه که من بیام بگم.
(متن را با دقت بخونید)
عزیز دل برادر خدا از اول ادم رو تو بهشت قرار داد.خدا راهنمایی هم کرد که فلان کار را انجام نده .اما حضرت ادم بدون اختیار خودش ان کار را کرد و هبوط کرد به زمین.بعدش استغفار کرد خدا بخشیدش.پس تا حالا شتر دیدی ندیدی.
بعدش قابیل هابیلو کشت. با چی؟بیل میرم!اما بدون اختیار خودش....خدا هم اون بالا میدونست که قابیل این کارو میکنه با جبر خدا.
و اما در ادامه٬ شما داری از چیزی که صحبت میکنی که به قول خودت ازش هیچ تسلط و تصوری نداریم. سوالی که پیش میاد اینه که اگر تصور و تسلط نداریم چطوری میتونیم ادعایی هم نسبت بش بکنیم؟ آیا غیر از اینه که یکسری چیز را داریم بدون اثبات قبول میکنیم؟
به نقل از shershere :
آفرین ... حرف دلمو زدی ... نمی دونستم چه جوری بگم ...
دقیقا حرف منم همینه
shershere جان برفرضی هم که نتیجه بحث ها خلاف تفکر شما بود٬ باز هم نمیشه ادعا کرد نظر شما غلطه. برای همین اگر در هر مبحثی
نظری داری بیان کن٬ فارق از اینکه خودت اون چیزی را باور داری یا نه. اینکه درستی یا خلاف نظر شما ثابت بشه برای شما هیچ اهمیتی نداره
چون نهایتا اون چیزی که ته دلت باور داری را قبول میکنی.