• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اختیار

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع cowboy
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : اختیار

به نقل از Sylar :
استدلال بالا برات مشکل داره چون سر مفهوم آینده ای که مطرح کردم مشکل داری!
اگر قرار باشه یک وضعیت بیشتر نداشته باشه دنیا و اون هم خدا ازش مطلع باشه یعنی اگر وضعیت دیگه ای پیش بیاد
یعنی علم خدا نسبت به وضعیت دنیا اشتباه بوده!
سر پاسخ دادن عجله نکن و با حوصله سرش فکر کن و نتیجه گیری کن. من هم سر فرصت میخونم و جوابت را میدم.

دقت میکنی که با این فرض علم خدا را داری محدود فرض میکنی؟ که با مفاهیم دینیمون دوباره در تناقضه!

ببخشید خیلی دیر شد
من ADSL ام قط بود این مدت
کجا بودیم ؟ ;D
شما میگفتی تغییر نمی کنه ؟
ببین
اگه تغییر کنه و خدا از این تغییرات هم باخبر باشه هم میشه نمی شه ؟
خدا هم نمی شینه حساب کنه
چون براش اصلا زمان تعریف نمی شه که می شه ؟

ببین اونجا که میگی خدا اشتباه کرده
در صورتی که برای خدا زمان تعریف شه
ولی چون زمانی نداریم
مشکلی نیست


اینکه خدا هم روند تغییر رو بدونه هم نتیجه ی آخر و مشکلیه ؟
 
پاسخ : اختیار

به نقل از amir h :
خب بازم فرقی نمیکنه
الان با کارایی که دارن در مورد تغییر جنسیت انجام میدن همه چی ممکنه

نشد دیگه

تغییر نمی کنه که

تو هر لحظه مطمئنی چی هستی

:))
 
پاسخ : اختیار

به نقل از ʞɐɾuǝɹɐu :
ببخشید خیلی دیر شد
من ADSL ام قط بود این مدت
کجا بودیم ؟ ;D
شما میگفتی تغییر نمی کنه ؟
ببین
اگه تغییر کنه و خدا از این تغییرات هم باخبر باشه هم میشه نمی شه ؟
خدا هم نمی شینه حساب کنه
چون براش اصلا زمان تعریف نمی شه که می شه ؟

ببین اونجا که میگی خدا اشتباه کرده
در صورتی که برای خدا زمان تعریف شه
ولی چون زمانی نداریم
مشکلی نیست


اینکه خدا هم روند تغییر رو بدونه هم نتیجه ی آخر و مشکلیه ؟

من حتی به دونستن روند تغییر هم کاری ندارم. دونستن نتیجه ی آخر حکم قوی تریه!
مثلا اینکه بگی آینده و روند تغییر اون را هم بدونه٬ تاثیری در کل مسئله نداره چون نهایتا در هر لحظه وقایع هر لحظه ی دیگه ای را علمش را داره. حالا میخواد به هر روشی باشه.

یک سوال دیگه٬ چرا از نداشتن علم به بعد زمان برای توجیه درستیه صحبت خودتون استفاده میکنید؟ اگر نسبت به چیزی علم نداشته باشیم٬ درستیه چیز دیگه ای را نمیتونیم باش اثبات کنیم. اینطور بررسی کردن٬ صرفا این نتیجه را میده که شاید٬ حرف من غلط باشه٬ و درستیه صحبت شمارا نیز تضمین نمیکنه.
من هم ادعایی نسبت به مسئله ندارم٬ صرفا میخوام به شما نشون بدم که با هیچ نوع استدلالی
این مسئله کاملا اثبات نمیشه.
نهایتا به این نتیجه میرسیم که هم میتونه جبر باشه٬ هم میتونه اختیار باشه٬ هم میتونه هیچ کدوم نباشه٬ هم میتونه هر دو باشه!
 
پاسخ : اختیار

به نقل از Sylar :
من حتی به دونستن روند تغییر هم کاری ندارم. دونستن نتیجه ی آخر حکم قوی تریه!
مثلا اینکه بگی آینده و روند تغییر اون را هم بدونه٬ تاثیری در کل مسئله نداره چون نهایتا در هر لحظه وقایع هر لحظه ی دیگه ای را علمش را داره. حالا میخواد به هر روشی باشه.

یک سوال دیگه٬ چرا از نداشتن علم به بعد زمان برای توجیه درستیه صحبت خودتون استفاده میکنید؟ اگر نسبت به چیزی علم نداشته باشیم٬ درستیه چیز دیگه ای را نمیتونیم باش اثبات کنیم. اینطور بررسی کردن٬ صرفا این نتیجه را میده که شاید٬ حرف من غلط باشه٬ و درستیه صحبت شمارا نیز تضمین نمیکنه.
من هم ادعایی نسبت به مسئله ندارم٬ صرفا میخوام به شما نشون بدم که با هیچ نوع استدلالی
این مسئله کاملا اثبات نمیشه.
نهایتا به این نتیجه میرسیم که هم میتونه جبر باشه٬ هم میتونه اختیار باشه٬ هم میتونه هیچ کدوم نباشه٬ هم میتونه هر دو باشه!

دقیقا
یعنی می گم نمیشه خیلی واضح بیاییم بگیم جبره یا بگیم اختیاره
برای هردوتاش توجیه هست

مرسی
 
پاسخ : اختیار

طبق چیزی که من دریافت کردم ما انتخاب میکنیم ولی خدا از قبل میدونه ما چی انتخاب میکنیم
پس چرا خدا ادم هارو امتحان میکنه وقتی میدونه چند میشن ؟
مثلن چرا به حضرت ابراهیم گفت که اسماعیل رو قربانی کنه؟ :(
 
پاسخ : اختیار

به نقل از swan :
طبق چیزی که من دریافت کردم ما انتخاب میکنیم ولی خدا از قبل میدونه ما چی انتخاب میکنیم
پس چرا خدا ادم هارو امتحان میکنه وقتی میدونه چند میشن ؟
مثلن چرا به حضرت ابراهیم گفت که اسماعیل رو قربانی کنه؟ :(
این برای اینه که به خود ما هم بفهمونه
مثلا می تونست همه رو خلق کنه و از اول بفرسته جهنم و بهشت
چه کاری بود این دنیا
ولی ما اون وقت خرده می گرفتیم که آی ....
پس برای جلوگیری از بهانه گیری و فهماندن به انسان ها این کارا نیازه
 
پاسخ : اختیار

به نقل از ʞɐɾuǝɹɐu :
دقیقا
یعنی می گم نمیشه خیلی واضح بیاییم بگیم جبره یا بگیم اختیاره
برای هردوتاش توجیه هست

مرسی

البته این مسئله فقط مختص جبر و اختیار نیست!

به نقل از swan :
طبق چیزی که من دریافت کردم ما انتخاب میکنیم ولی خدا از قبل میدونه ما چی انتخاب میکنیم
پس چرا خدا ادم هارو امتحان میکنه وقتی میدونه چند میشن ؟
مثلن چرا به حضرت ابراهیم گفت که اسماعیل رو قربانی کنه؟ :(

حتما باید دلیلی قابل درک برای انسان وجود داشته باشه؟
مگه خدا آدمه٬ که هر کاری کرد و دلیلش را گفت ما هم متوجه بشیم؟
حتی سنگین تر٬ مگه خدا داخل این دنیاست که منطقش برای هر تصمیم دلیل نیاز داشته باشه؟

البته من اینارو مطابق باورهای خودت از خدا گفتم.
مطرح کردن این سوال مثل این میمونه که بگی قابلمه بزرگ تره یا ۵!
۵ و قابلمه هیچ ربطی به هم ندارن که من و تو ازش مطلع باشیم٬ مگر اینکه خودت بینشون رابطه فرض کنی.
 
پاسخ : اختیار

به نقل از Sylar :
منطقی که ازش صحبت میکنم عقلانیته. شاید توی توضیف شما بشه همونی که دین را science نمیدونه.
چنین منطقی با گزاره های دینی مشکلات اساسی داره.
من صرفا خودم را در جای شما میزارم و تناقضات را با تفکرات خودتون نشون میدم.
* پس اگر شما معتقد باشید خدا پیش گویی میکنه٬ یعنی قادر نیست بدون پیش گویی نتیجه ای را بگه٬ که این بر خلاف تصور قدرت بدون انتهاست.
و الا خودم معتقدم صحبت کردن در مورد خدا وقت تلف کردنه٬ اوج وقت تلف کردن هم موقعیه که از مقایسه خدا با انسان حرفی به میون بیاد.

تا اینجاش شما نه در اثبات قضیه و نه در رد اون٬ هیچ کاری پیش نبردید. درست مثل این میمونه که من بیام بگم.
(متن را با دقت بخونید)

و اما در ادامه٬ شما داری از چیزی که صحبت میکنی که به قول خودت ازش هیچ تسلط و تصوری نداریم. سوالی که پیش میاد اینه که اگر تصور و تسلط نداریم چطوری میتونیم ادعایی هم نسبت بش بکنیم؟ آیا غیر از اینه که یکسری چیز را داریم بدون اثبات قبول میکنیم؟

shershere جان برفرضی هم که نتیجه بحث ها خلاف تفکر شما بود٬ باز هم نمیشه ادعا کرد نظر شما غلطه. برای همین اگر در هر مبحثی
نظری داری بیان کن٬ فارق از اینکه خودت اون چیزی را باور داری یا نه. اینکه درستی یا خلاف نظر شما ثابت بشه برای شما هیچ اهمیتی نداره
چون نهایتا اون چیزی که ته دلت باور داری را قبول میکنی.
منطق به عنوان وسیله است تا در علوم مختلف بتوانی از ان استفاده کنی/پس منطق با علم فرق داره{1}
همه منطق ها ادعا دارند که قواعدی هستند که انسان طبق اونها مطابق عقلانیت نتیجه میگیره.حالا باید اثبات کرد کدوم درست میگن اونهم با دلیل نه اینکه من اینو بهتر میدنم یا اون یکی رو{2}
منطق هیچ وقت از قبل پیش داوری نمیکنه که من با این دین یا مذهب تضاد دارم بلکه یه مجموعه فکر هر چی هم اشتباه داشته باشه بالاخره بعضی گزاره هاش منطقیه_مثل ورقه های امتحانی ما که هر چه درس نخونده بشیم دو تا فرمول رو درست مینویسیم_{3}
به نقل از Sylar :
منطقی که ازش صحبت میکنم عقلانیته. شاید توی توضیف شما بشه همونی که دین را science نمیدونه.
چنین منطقی با گزاره های دینی مشکلات اساسی داره.
من صرفا خودم را در جای شما میزارم و تناقضات را با تفکرات خودتون نشون میدم.
* پس اگر شما معتقد باشید خدا پیش گویی میکنه٬ یعنی قادر نیست بدون پیش گویی نتیجه ای را بگه٬ که این بر خلاف تصور قدرت بدون انتهاست.
و الا خودم معتقدم صحبت کردن در مورد خدا وقت تلف کردنه٬ اوج وقت تلف کردن هم موقعیه که از مقایسه خدا با انسان حرفی به میون بیاد.

تا اینجاش شما نه در اثبات قضیه و نه در رد اون٬ هیچ کاری پیش نبردید. درست مثل این میمونه که من بیام بگم.
(متن را با دقت بخونید)

و اما در ادامه٬ شما داری از چیزی که صحبت میکنی که به قول خودت ازش هیچ تسلط و تصوری نداریم. سوالی که پیش میاد اینه که اگر تصور و تسلط نداریم چطوری میتونیم ادعایی هم نسبت بش بکنیم؟ آیا غیر از اینه که یکسری چیز را داریم بدون اثبات قبول میکنیم؟

shershere جان برفرضی هم که نتیجه بحث ها خلاف تفکر شما بود٬ باز هم نمیشه ادعا کرد نظر شما غلطه. برای همین اگر در هر مبحثی
نظری داری بیان کن٬ فارق از اینکه خودت اون چیزی را باور داری یا نه. اینکه درستی یا خلاف نظر شما ثابت بشه برای شما هیچ اهمیتی نداره
چون نهایتا اون چیزی که ته دلت باور داری را قبول میکنی.
بحث در علم خدا بود نه قادر بودن{4}
به نقل از Sylar :
منطقی که ازش صحبت میکنم عقلانیته. شاید توی توضیف شما بشه همونی که دین را science نمیدونه.
چنین منطقی با گزاره های دینی مشکلات اساسی داره.
من صرفا خودم را در جای شما میزارم و تناقضات را با تفکرات خودتون نشون میدم.
* پس اگر شما معتقد باشید خدا پیش گویی میکنه٬ یعنی قادر نیست بدون پیش گویی نتیجه ای را بگه٬ که این بر خلاف تصور قدرت بدون انتهاست.
و الا خودم معتقدم صحبت کردن در مورد خدا وقت تلف کردنه٬ اوج وقت تلف کردن هم موقعیه که از مقایسه خدا با انسان حرفی به میون بیاد.

تا اینجاش شما نه در اثبات قضیه و نه در رد اون٬ هیچ کاری پیش نبردید. درست مثل این میمونه که من بیام بگم.
(متن را با دقت بخونید)

و اما در ادامه٬ شما داری از چیزی که صحبت میکنی که به قول خودت ازش هیچ تسلط و تصوری نداریم. سوالی که پیش میاد اینه که اگر تصور و تسلط نداریم چطوری میتونیم ادعایی هم نسبت بش بکنیم؟ آیا غیر از اینه که یکسری چیز را داریم بدون اثبات قبول میکنیم؟

shershere جان برفرضی هم که نتیجه بحث ها خلاف تفکر شما بود٬ باز هم نمیشه ادعا کرد نظر شما غلطه. برای همین اگر در هر مبحثی
نظری داری بیان کن٬ فارق از اینکه خودت اون چیزی را باور داری یا نه. اینکه درستی یا خلاف نظر شما ثابت بشه برای شما هیچ اهمیتی نداره
چون نهایتا اون چیزی که ته دلت باور داری را قبول میکنی.
توی دین اسلام وهردینی وهر مذهب و مرامی دنبال ببعی _گوسفند_نمی گردن که هر چی بگن بگه چشم.بلکه اصول و جهان بینی خودشونو عرضه میکنن تا ادما به حقانیت اونا پی ببرن پس چطور ممکنه بحث در مورد اصلی ترین اصل همه دینها وحتی غیر دینها اتلاف وقت باشه؟بله اگه ادم بخواد از خودش و بدون اطلاعات و فکر حرف بزنه درسته{5}
به نقل از Sylar :
منطقی که ازش صحبت میکنم عقلانیته. شاید توی توضیف شما بشه همونی که دین را science نمیدونه.
چنین منطقی با گزاره های دینی مشکلات اساسی داره.
من صرفا خودم را در جای شما میزارم و تناقضات را با تفکرات خودتون نشون میدم.
* پس اگر شما معتقد باشید خدا پیش گویی میکنه٬ یعنی قادر نیست بدون پیش گویی نتیجه ای را بگه٬ که این بر خلاف تصور قدرت بدون انتهاست.
و الا خودم معتقدم صحبت کردن در مورد خدا وقت تلف کردنه٬ اوج وقت تلف کردن هم موقعیه که از مقایسه خدا با انسان حرفی به میون بیاد.

تا اینجاش شما نه در اثبات قضیه و نه در رد اون٬ هیچ کاری پیش نبردید. درست مثل این میمونه که من بیام بگم.
(متن را با دقت بخونید)

و اما در ادامه٬ شما داری از چیزی که صحبت میکنی که به قول خودت ازش هیچ تسلط و تصوری نداریم. سوالی که پیش میاد اینه که اگر تصور و تسلط نداریم چطوری میتونیم ادعایی هم نسبت بش بکنیم؟ آیا غیر از اینه که یکسری چیز را داریم بدون اثبات قبول میکنیم؟

shershere جان برفرضی هم که نتیجه بحث ها خلاف تفکر شما بود٬ باز هم نمیشه ادعا کرد نظر شما غلطه. برای همین اگر در هر مبحثی
نظری داری بیان کن٬ فارق از اینکه خودت اون چیزی را باور داری یا نه. اینکه درستی یا خلاف نظر شما ثابت بشه برای شما هیچ اهمیتی نداره
چون نهایتا اون چیزی که ته دلت باور داری را قبول میکنی.
اینهمه مثال و توضیح بدون تصور وتسلط چطور ممکنه؟بیلمیرم!_البته اگر دوباره این شکسته نفسی بنده رو به حساب عدم تسلط نذارین_
دوستان موقع جواب دادن یه مقدار منصف باشن .اگه یه وقت چیز جدیدی گفته شد و صحیح بود گناه نداره قبول کنیم .اینهمه مطلب بهش اشاره شده بود اما اصلادوستا توجه نکردند.
 
پاسخ : اختیار

به نقل از Sylar :
البته این مسئله فقط مختص جبر و اختیار نیست!

حتما باید دلیلی قابل درک برای انسان وجود داشته باشه؟
مگه خدا آدمه٬ که هر کاری کرد و دلیلش را گفت ما هم متوجه بشیم؟
حتی سنگین تر٬ مگه خدا داخل این دنیاست
خداادم نیست اما خدای ادما است.داره با ادما حرف میزنه.من شما نیستم .شما هم من نیستی اما من دارم با شما حرف میزنم پس باید طوری صحبت کنم شما هم متوجه بشی.والا میشه سفسطه .شما به هیچ چیزی نمیتونی تمسک کنی چون شاید چیز دیگه ای مد نظرش باشه.
به نقل از Sylar :
البته من اینارو مطابق باورهای خودت از خدا گفتم.
مطرح کردن این سوال مثل این میمونه که بگی قابلمه بزرگ تره یا ۵!
۵ و قابلمه هیچ ربطی به هم ندارن که من و تو ازش مطلع باشیم٬ مگر اینکه خودت بینشون رابطه فرض کنی.
رفقا اگه وجه شبه ها رو هم بفرمایند ما هم استفاده میکنیم.و همچنین ملک ارتباط بین پدیده های عالم رو.
 
پاسخ : اختیار

اون که برامون اتفاقایی میفته که احساس میکنیم قبلا انجام دادیم واسه منم 1000بار پیش اومده برای هر آدمی میاد
مثلا کسی و میشناسم که صدای اذان میشنید با اینکه وقتش نبود ...
شاید به جهان موازی بر می گرده که تو اون جهان هم اتفاق افتاده
یا خاطراتی که از زندگی قبلی در ذهن داریم(همون که می گن قبلا زندگی کردیم
یه نظریه هم هست که میگن ما وقتی میمیریم هرکی بخواد و خدا قبول کنه میتونه برگرده به دنیا اما همه چیز یادش میره.
ممکنه ما برگشته باشیم و اون چیزا یادمون باشه مثلا اون صدای اذان تو زندگی قبلی نزدیک مسجد بودهوو
 
Back
بالا