• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

شعرای بچگیمون

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع vahidd
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : شعرای بچگیمون

تو که ماه بلند آسمونی..

وااااااااااااااااااااای منم دیوووونه ی این شعرم..انقدر باهاش خاطره دارم....قشنگترین خاطراتم دوباره برام تداعی شد.. :x

زود بگو حالا دست کی بالا؟ بستنیا بستنیا...من شعر این برنامه رو هم خیلی دوست داشتم!!!
 
پاسخ : شعرای بچگیمون

الا یا ایها الساقی(مامان جونم ادبیات میخوند اینم اولین شعرمه که یاد گرفتم
 
پاسخ : شعرای بچگیمون

تپلویم تپلو-صورتم مثل هلو-قدوبالام کوتاهه-چشم و ابروم سیاهه-مامان خوبی دارم-میشینه توی خونه-میبافه دونه دونه-میپوشم خوشگل میشم مثل یه دسته گل میشم!(بعضیام ورژنای دیگشو بلدن!مال ما اینجوری بود...)
منم مثل خیلیای دیگه این اولین شعری بود که یاد گرفتم ;D
عاشق شعرای بچگیم ;D یادش بخیر 8-|
 
پاسخ : شعرای بچگیمون

اهویی دارم خوشگله فرار کرده ز دستم
دوریش برایم مشکله کاشکی اونو میبستم
ای خدا چی کار کنم اهومو پیدا کنم
وای چه کنم وای چه کنم
کجا اونو پیدا کنم :x
من الانم اینو میخونم! :-"
 
پاسخ : شعرای بچگیمون

یه چیز دیگه اونروز یادم اومد...
از اینجا تاشیرااااااااااز راه درازیست...
میون جنگلا مار درازیست ...
هی !
صبحا میخوریم کره مربا به به ...کره مربا :))
ظهرا میخوریم ...( :())
شعرش خیلی خنکه ! ~X(
 
پاسخ : شعرای بچگیمون

برنده ی نازمن بالش شکسته دلم براش میسوزه...بقیش یادم نیست!!!!
 
پاسخ : شعرای بچگیمون

اولش رو نمیدونم
...
من که جیک و جیک میکنم برات/تخم کوچیک میکنم برات...بذارم برم؟؟؟
من که قد و قد میکنم برات/تخم بزگ میکنم برات...بذارم برم؟؟؟نه بذارم برم؟؟!....
.....
آخرشم نمیدونم:دی
کلیپ صوتیش هم با صدای خودم موجوده!!!(در سن 16 سالگی البته:)) )
یه دونه دیگه هم بود:

بابام رفته اداره /با کراوات پاره/یه قرون پولم نداره!!!!

اینم کاستش هست با صدا خودم!ولی پیش من نیست:دی!(در همون 6 سالگی!)

دیگه این که:

حسنی نگو بلا بگو/تنبل تنبلا بگو...

اینم دوس داشتم!یکی نوشته بودش اینجا!

دیگه...

عروسک قشنگ من هم دوس داشتم!
 
پاسخ : ...

حسني بي دندون شده/زار و بريشون شده

بي احتياطي كرده /حالا بشيمون شده

قندونو خالي كرده/واي كه جه كاري كرده

با دندوناش شكسته/بادومه سختو بسته

هي جويده آبنبات/مك زده به شكلات

دونه دونه دندوناش/خراب شدن يواش يواش

تا خونه همسايه ها/مياد صداي كريه هاش
 
پاسخ : شعرای بچگیمون

صبح سحر تو پارک شهر
همه جا ساکت همه جا آروم
نه سر صدا نه جنب و جوش
نشسته زیر اون درخت بید
تنهای تنها نیمکت سفید!

و
عروسک قشنگه من قرمز پوشیده
تو رخته خواب مخملش آروم خوابیده
.
.
....
 
پاسخ : شعرای بچگیمون

یه شعر بود که
ربط به یه موش و دندون و قند و اینا داشت
میگفت:
انقد نخور شیرینی/شب خواب بد میبینی
خواب یه موش گنده/که دندوناتو خورده!!!!


کسی اول اینو یاد هست لطفا بگه!
یادم نیست چی بود اصلا فقط یادمه دوسش داشتم
 
Back
بالا