خیلی وقته شعر نگفته بودم . یه دونه دلخوشی بگم
بر فراز قله های سربلند
پرنده ها جولان میدهند
بر فراز آسمان کشورم
لاشخورچو مور ملخ میجهند
بر زمین جلگه های سبز و ربز(اصطلاح جدیده D:)
گله های اسب و اهو میپرند
بر زمین و خاک و خل کشورم
تا دلت بخواد کفتارا میپرند
زیر خاک سرزمین خوشگلی
حیوونای ناز و باحال میروند
زیر خاک سرزمین و کشورم
سوسکای ناز و گوگول می چرند
توی همه دشت اونا آهوان
توی همه دشتای ما مار وان(D:)
گوشه گوشه شهر اونا درخته
بر کنار شهر ما هم گاداوان( گدای خودمون)
مزرعه هایشان هم پر ثواب
مزرعه های ما همش هدهدان
روستای اونا همه شاد و خوش
روستای ما همه هم نگران ( بد شد نه؟)
بسه دیگه
بعداً شاید ادامه دادم