• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

اشعار peihaghi

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع peihaghi
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : اشعار peihaghi

چرا هر قسمتش اينقد با قسمت بعدش ارتباط معنايي نداره؟
وزنشم جالب نيست.
انتخاب كلماتت هم خوب نبود
كلا شعرت جالب نبود
 
پاسخ : اشعار peihaghi

خیلی ممنون :)
امید دادی
البته این دفعه طبعم کم بود
بد شد مقادیری
انتخاب کلمات هم خوب مگه چقد واژ] داریم ؟
باید وزنو عوض کنیم
بعد هر قسمت برای خودش کار نمیکنه
 
پاسخ : اشعار peihaghi

به نقل از 谢谢白兰学生 :
خرامان خرامان
چه گوید برامان
رفیقارو ببین
سرجات بنشین
شرمنده ها ..ولی این جا بد جوری مشکل وزنی داره.روش کار کن
 
پاسخ : اشعار peihaghi

سعی میکنم دور بعدی بهترش کنم
ممنون ;D
 
پاسخ : اشعار peihaghi

به نقل از negar73 :
شرمنده ها ..ولی این جا بد جوری مشکل وزنی داره.روش کار کن
بستگی به نوع آهنگش داره، اما اگه بخوایم تنها بخونیمش میشه "جات" رو کرد "جایت"، حرف "ا" توی رفیقات و جایت هم کشیده بشه، حله
 
پاسخ : اشعار peihaghi

این یکی از بهترین شعر های من تا حالاست . می دونم خیلی آرایه و ... نداره ولی وزن و قافیش درسته اگه که نشانه هاش رو رعایت کنید . امیدوارم خوشتون بیاد




الی ای ماست زاینده به مدح تو چه حیرانم کنون از وضع تو گویم منی کز اهل سیلانم
تو آن باشی که من در هجرت(هجر تو) از دور تو می میرم و گر یک روز نخّورم تو را بنده پریشانم
تو را من میخورم حتی درون گرم تابستان چرا که تو کنی من را خنک کز گرم ویرانم
تو باشی قوت غالب در تمام فصل زم سستان(زمستان) به (در) حال خوردن تو در بهار و بلکه خزّانم
همانا کشک و دوغ و شیر و کرّه زیردستانند تویی کز بهر تو گویند آن ها بنده لرزانم
من مخلص تو را هر روز در یک کاسه می ریزم و از رنگ سفید تو من بیچاره خندانم
تو را هر هفته از شیر بز و گاو و شتر سازم که شیر زیردستت را به دیگی من بجوشانم
پس از جوشیدنت بنده تو را ولّرم بنمایم پس از آن در تو مایه ریزم و دَرِّ تو بستانم
به دورادور تو من لنگ و ابریشم همی بندم که تو باشی خوش و من از خوشی های تو شادانم
پس از یک روز و اندی من تو را بندم در یخچال که بعد از یک دو سه روزی همی خوردن (ساکن) تو بتوانم
یکی لایه به روی تو همی باشد که بس چرب است ولی در خوردنش من کیف وهزّاران صفا مانم
پس از آن آب داری تو که آن هم لطف ها دارد به جوشانیدن آن هم سرِ در گم و حیرانم
که از کجای این آب سفید خوش قد و بالا پدید آید چنین خمّیر سیاهی تو مامانم !
تو داری و صد هزار و نهصد و پنجاه و هفت خوبی ولی با این وجود از یک عدد عیب تو نالانم
تو را گر من خورم بیش از حدود و مرز اندازه کنم سردی و با دل درد من دست به گریبانم
ولی گر من بمانم در حدود و پا نذارم بیش تو همواره دهی صیقل در و دیوار رودانم(روده های بزرگ و کوچک)
 
پاسخ : اشعار peihaghi

تو رو خدا نظر بدین . مردم از انتظار
 
پاسخ : اشعار peihaghi

روز ها سر بزنم بر پستم
تا ببینم که کسی چیزی نگفته
 
پاسخ : اشعار peihaghi

اولش بگم که خیلی خوبه که اینقدر علاقه به شعر و متن ادبی داری
---------------------------------------------------------------------------
شعرت یه چیز باحال داشت که موضوعش متفاوت بود ولی آخه واسه گفتن شعر ماست دیگه خیلی ضایس
و همچنین وزن در بیشتر شعرت رعایت نشده بود-
ولی اگه تلاش بیشتری کنی و روی نقاط ضعفت بیشتر کار کنی 100 در 100 شعرات بهتر میشه
--------------------------------------------------------------------
در کل آفرین =D>
 
پاسخ : اشعار peihaghi

به نقل از reza-handsome :
اولش بگم که خیلی خوبه که اینقدر علاقه به شعر و متن ادبی داری
---------------------------------------------------------------------------
شعرت یه چیز باحال داشت که موضوعش متفاوت بود ولی آخه واسه گفتن شعر ماست دیگه خیلی ضایس
و همچنین وزن در بیشتر شعرت رعایت نشده بود-
ولی اگه تلاش بیشتری کنی و روی نقاط ضعفت بیشتر کار کنی 100 در 100 شعرات بهتر میشه
--------------------------------------------------------------------
در کل آفرین =D>
ممنون
امیدوار شدم
در ضمن وزن داره . وزنش رو باید با تشدید و مکث رعایت کنی. رو قافیش ولی دیگه شکی نیست
 
Back
بالا