• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

دوره آموزشی دفاعی _ میدان تیر

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع eyekay
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

خب...! بالاخره ما هم رفتیم!

اول اینکه یه معلم واسمون گذاشته بودن کمتر از ما حالیش بود! میشه گفت چیزی حالیش نبود اصلا! فکرشو نمیکرد اینایی که قراره بگه رو ما از قبل بلد باشیم.
1 ساعت و نیم خودشو کشت ضامن ، رگبار ، تکتیر رو بگه!

بعدشم گفت "جنس مرمی از فولاد میتونه باشه و مس." من گفتم "سرب نیست؟!" ( آخه تو کتاب خودمون سرب و فولاد گفته)

معلمه اول گفت "خب مس همون سربه دیگه" من کپ کردم!! بعد گفت " نه، جنسش مسه ولی رنگ سرب داره !!! " من با خودم گفتم اولین سازنده مرمی هر کی بود تو گور لرزید!

بعد گفت " و یه نوع هم فولادی." بغل دستی من با یه حالت خیلی تمسخر و تحقیر آمیز گفت "حتما اونم جنسش آهنیه!"

معلمه به من گفت " پاشو برو از کلاس بیرون! " یعنی خیلی....!!! گفتم "من نگفتم." گفت "کی گفت پس؟؟!" گفتم "من نمیدونم." بغل دستیم گفت "من بودم!"

معلمه شروع کرد که شما فرزانگانیا فکر میکنین خیلی حالیتونه و از همه بالاترین و خیلی مغرورین و... خلاصه هر چی تونست بارمون کرد بعدم قهر کرد رفت بیرون!
اون یکی مدرسه هم ، غیر انتفاعی بودن انگار، کلی ذوق کرده بودن که داره به فرزانگانیا فش داده میشه!!!

ما هم تو این فاصله که نبود افتادیم به جون کلاشنیکف!!! 5 دقیقه بعد راضیش کردن دوباره اومد.

بعدشم باز هی سوتی میداد ولی خب ما دیگه چیزی نمیگفتیم

بعد هم یکی از دوستان (!! ) پافنگ و دوشفنگ و طریقه تیراندازی و ...رو عملی اجرا کرد.

برای باز و بسته کردن اسلحه هم دو تا کلاشنیکف آورد یه دور توضیح داد هنوز تموم نکرده بود ما اون یکی کلاشنیکف رو یه دور باز کردیم و بستیم! ;D

خلاصه خیلی حال داد... ;D ;D ;D
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

به نقل از peg0a2h1 :
بعد هم یکی از دوستان (!! ) پافنگ و دوشفنگ و طریقه تیراندازی و ...رو عملی اجرا کرد.
;D ;D ;D ;D
اسم منو یاد گرفته بود عین چی!!هیم میگفت!! که من مثلا حافظم! شانسم نداریم که!
کلی به این زنه گفتم یه مشقی چیزی بدین بزنیم عقده ای نشیم!گفت باعث رعب و وحشت اذهان عمومی میشه!!!تو یه چوبه 7 8 تا فشنگ پپیچیده بودند با سیم یکیشو باز کردم که عملی یاد بده بعد گذاشت رو میز و چشمک میزد!! و طی یه حرکت انتهاری برشداشتم گذاشتم تو جیبم ژ!!بعد طی اون چیزی که منو میشناخت(برا همین میگم شانس ندارم که!!) گفت اون فشنگه کوگفتم دست ایناس که کلاشینکف دستشونه رفت پیش اونا من به بچه ها گفتم صداشو در نیارین بعد اومد بم گفت نیس گفتم شاید دست اوناس که خشاب دستشونه!! رفت پیش اونا! بعد دوباره پیش من! گفت مسئولیت دارم و ...! ایم مراحل تکرار میشد و طی ون چیزی که گفته بودین فیها خالدونو...! و از اونجایی که از بد شانسی عین چی!! مجبور شدم طی یه حرکت پادانتهاری بردارمو بندازم زیر میزش بگم : eee اوناهاش!! حیف شد.میشد بزنیش ولی خب...
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

به نقل از 3ggerman :
;D ;D ;D ;D
اسم منو یاد گرفته بود عین چی!!هیم میگفت!! که من مثلا حافظم! شانسم نداریم که!
کلی به این زنه گفتم یه مشقی چیزی بدین بزنیم عقده ای نشیم!گفت باعث رعب و وحشت اذهان عمومی میشه!!! گذاشتم تو جیبم بعد طی اون چیزی که منو میشناخت(برا همین میگم شانس ندارم که!!) گفت اون فشنگه کوگفتم دست ایناس که کلاشینکف دستشونه رفت پیش اونا من به بچه ها گفتم صداشو در نیارین بعد اومد بم گفت نیس گفتم شاید دست اوناس که خشاب دستشونه!! رفت پیش اونا! بعد دوباره پیش من! گفت مسئولیت دارم و ...! ایم مراحل تکرار میشد و طی ون چیزی که گفته بودین فیها خالدونو...! و از اونجایی که از بد شانسی عین چی!! مجبور شدم طی یه حرکت پادانتهاری بردارمو بندازم زیر میزش بگم : eee اوناهاش!! حیف شد.میشد بزنیش ولی خب...
بعد یه تیکه چوب بود روش 7 8 تا فشنگ بسته بودن.یکیشو باز کردم دادم بش عملی بگه بعد که گذاشت رو میز طی یه حرکت انتهاری برداش

:)) :)) اون سکانسی که داشت دنبال فشنگ میگشت خیلی خنده دار بود!!! بیچاره خیلی ترسیده بود فکر کنم! ;D
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

اون یکی مدرسه هه که با ما بودن هنرستان بودن غیر انتفاعی نبودن ;D
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

به نقل از coral :
اون یکی مدرسه هه که با ما بودن هنرستان بودن غیر انتفاعی نبودن ;D
آره!
اونام یه کار باحالی کردن! از اونجایی که هنرستانی بودن قلمو رو که دورشم روزنامه پیچونده بود دست به دست دادن جلو به زنه و از اونجاییم که مربی زیا حالیش نبود! بچه ها میگفتن این چیه زنه هی بش نگا میکرد! بعد یه نگا به کلاشینکف! هنگ!! بعد یکی گفت قلموه!! وای بیچاره کلی سرکار بود...!
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

به نقل از 3ggerman :
آره!
اونام یه کار باحالی کردن! از اونجایی که هنرستانی بودن قلمو رو که دورشم روزنامه پیچونده بود دست به دست دادن جلو به زنه و از اونجاییم که مربی زیا حالیش نبود! بچه ها میگفتن این چیه زنه هی بش نگا میکرد! بعد یه نگا به کلاشینکف! هنگ!! بعد یکی گفت قلموه!! وای بیچاره کلی سرکار بود...!
فکر کرده بود اون یاروس که باش لوله تفنگو تمیز میکنن! :))
بیچاره کف کرده بود می گفت این که سر جاشه!!!!! ;D
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

!!!!!
خدا عقلتون بده!
اینقدر بنده های خد ارو اذیت میکنین که چی؟!
پارسال یه سری مزخرفات محض به ما گفتن که همه مون کپ کرده بودیم!!!!!!ولی به روی مبارک نیاوردیم!
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

به نقل از coral :
فکر کرده بود اون یاروس که باش لوله تفنگو تمیز میکنن! :))
بیچاره کف کرده بود می گفت این که سر جاشه!!!!! ;D

"سمبه" !!! میگفت این سمبه اس؟!؟!! :))
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

به نقل از peg0a2h1 :
"سمبه" !!! میگفت این سمبه اس؟!؟!! :))
آره!سمبه! ;D
حالا اونو بیخیال !دعا کن که خدا برات ملکه بفرسه تو روز قیامت! :))
 
پاسخ : دوره آموزشی دفاعی- میدان تیر

به نقل از 3ggerman :
;D ;D ;D ;D
اسم منو یاد گرفته بود عین چی!!هیم میگفت!! که من مثلا حافظم! شانسم نداریم که!
کلی به این زنه گفتم یه مشقی چیزی بدین بزنیم عقده ای نشیم!گفت باعث رعب و وحشت اذهان عمومی میشه!!!تو یه چوبه 7 8 تا فشنگ پپیچیده بودند با سیم یکیشو باز کردم که عملی یاد بده بعد گذاشت رو میز و چشمک میزد!! و طی یه حرکت انتهاری برشداشتم گذاشتم تو جیبم ژ!!بعد طی اون چیزی که منو میشناخت(برا همین میگم شانس ندارم که!!) گفت اون فشنگه کوگفتم دست ایناس که کلاشینکف دستشونه رفت پیش اونا من به بچه ها گفتم صداشو در نیارین بعد اومد بم گفت نیس گفتم شاید دست اوناس که خشاب دستشونه!! رفت پیش اونا! بعد دوباره پیش من! گفت مسئولیت دارم و ...! ایم مراحل تکرار میشد و طی ون چیزی که گفته بودین فیها خالدونو...! و از اونجایی که از بد شانسی عین چی!! مجبور شدم طی یه حرکت پادانتهاری بردارمو بندازم زیر میزش بگم : eee اوناهاش!! حیف شد.میشد بزنیش ولی خب...



تو پادگان که نبودید؟
آخه اینا فشنگ از پادگان بیرون میارن می شمرن برگشتن باید به همون تعداد تحویل بدن
 
Back
بالا