• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

سوال‌های فیزیک

بچه ها
لطفن راکتورهای هم جوشی موجود و در حال ساخت رو معرفی کنید


کم هزینه ترین راهش اینه که اول یه واکنش فروپاشی هسته ای معمولی (تبدیل جرم به انرژی) یا همون نوع اول میشه و چون انرژی آزاد شده خیلی زیاده ، فرآیند همجوشیم آغاز میشه
در واقع برای به دست آوردن انرژی مورد نیاز واکنش همجوشی ، از انرژی حاصل از واکنش فروپاشی استفاده میشه
 
چجوری ثابت پلانک رو میشه بدست اورد؟چجوری سرعت الکترونها و تکانه اونها رو بدست میارن؟​
 
دستتون درد نکنه
حقیقتش باید حدود 3 صفحه مطلب در مورد فیوژن بنویسم بنابر این هر اطلاعاتی برام مفیده و با اجازتون ازش استفاده می کنم :D
یه راکتوری هست تو آلمان فک کنم پارسال افتتاح شد اما نفهمیدم دقیقن کار می کنه یا نه :/ یا اصن چی کار می کنه
اطلاعات در مورد فیوژن توی ستاره ها هم می تونید استفاده کنید.

چجوری ثابت پلانک رو میشه بدست اورد؟چجوری سرعت الکترونها و تکانه اونها رو بدست میارن؟​
برای الکترون ها فک نکنم سرعت تعریف بشه.
 
آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد:
ولی تکانه زاویه ای چی؟
نه به معنای کلاسیکی،بلکه "اسپین"دارن که "تقریبا" شبیه همونه.
https://fa.wikipedia.org/wiki/اسپین
برای اندازه گیریش،ازمایش اشترن-گرلاخ:
https://fa.wikipedia.org/wiki/آزمایش_اشترن-گرلاخ
البته توجیه ریاضیاتیش که خیلی کاربردی تره توسط ماتریس های پائولی انجام میشه.
https://fa.wikipedia.org/wiki/ماتریس‌های_پاولی
 
بعد یه سوال دیگه شاید یکم یعنی زیادی مسخره باشه اساس شکست نور اختلاف سرعت نور در 2 محیط متفاوته بطوری که ضریب شکست نسیت سرعت نور در خلا به یک محیط دیگه هستش خوب با توجه به اینکه اساس تشکیل رنگین کمان هم تجزیه فرکانسهای متفاوت نور با زوایای متفاوته و داریم v=lambda×f خوب مثلا نور قرمز از یک طرف فرکانسش کمه اما طول موجش زیاده و نور آبی فرکانسش زیاده و طول موج کمه در نتیجه سرعتش یکیه در هر حالت پس ضریب شکست شون یکسان هستش خوب با توجه به یکسانی سرعت رنگهای مختلف نور چرا با زوایای متفاوت میشکندد؟:D
 
بعد یه سوال دیگه شاید یکم یعنی زیادی مسخره باشه اساس شکست نور اختلاف سرعت نور در 2 محیط متفاوته بطوری که ضریب شکست نسیت سرعت نور در خلا به یک محیط دیگه هستش خوب با توجه به اینکه اساس تشکیل رنگین کمان هم تجزیه فرکانسهای متفاوت نور با زوایای متفاوته و داریم v=lambda×f خوب مثلا نور قرمز از یک طرف فرکانسش کمه اما طول موجش زیاده و نور آبی فرکانسش زیاده و طول موج کمه در نتیجه سرعتش یکیه در هر حالت پس ضریب شکست شون یکسان هستش خوب با توجه به یکسانی سرعت رنگهای مختلف نور چرا با زوایای متفاوت میشکندد؟:D
سرعت انواع امواج الکترومگنتیک همیشه برابر c است و شاید کارساز نباشد که شکست نور را به تفاوت سرعت نور در دو محیط تعبیر کنیم. نور در شیشه هم با سرعت نور حرکت می کند تا هنگامی که به یک اتم(مولکول) برخورد می کند و سپس این اتم(یا مولکول) ناپایدار و پر انرژی این نور را پس می دهد لذا تفاوت ظاهری سرعت نور(سرعتی که ما صرفا بر اساس لحظه ورود نور اولیه و خروج نور از سمت دیگر یک ماده اندازه گیری می کنیم و تحت شرایطی که به احتمال زیاد نور ثانویه اصلا آن نوری که ما وارد محیط کرده ایم نیست) نه به علت تفاوت سرعت نور و یا رنگ های مختلف آن در محیط های متفاوت بلکه سرعت جذب و دفع آن توسط اتم ها و مولکول های مزاحم است.
حالا درک علت پدیده شکست که نمایانگر تفاوت رنگ های نور مرئی (و غیر مرئی) است بسیار ساده است. رنگ های متفاوت نور سرعت برابر دارند اما تفاوت طول موج یا معادلا فرکانس آن ها باعث تفاوت میزان تداخل آن ها با ذرات مزاحم ماده و همچنین جذب و دفع متفاوت است.
 
آخرین ویرایش:
سرعت انواع امواج الکترومگنتیک همیشه برابر c است و شاید کارساز نباشد که شکست نور را به تفاوت سرعت نور در دو محیط تعبیر کنیم. نور در شیشه هم با سرعت نور حرکت می کند تا هنگامی که به یک اتم(مولکول) برخورد می کند و سپس این اتم(یا مولکول) ناپایدار و پر انرژی این نور را پس می دهد لذا تفاوت ظاهری سرعت نور(سرعتی که ما صرفا بر اساس لحظه ورود نور اولیه و خروج نور از سمت دیگر یک ماده اندازه گیری می کنیم و تحت شرایطی که به احتمال زیاد نور ثانویه اصلا آن نوری که ما وارد محیط کرده ایم نیست) نه به علت تفاوت سرعت نور و یا رنگ های مختلف آن در محیط های متفاوت بلکه سرعت جذب و دفع آن توسط اتم ها و مولکول های مزاحم است.
حالا درک علت پدیده شکست که نمایانگر تفاوت رنگ های نور مرئی (و غیر مرئی) است بسیار ساده است. رنگ های متفاوت نور سرعت برابر دارند اما تفاوت طول موج یا معادلا فرکانس آن ها باعث تفاوت میزان تداخل آن ها با ذرات مزاحم ماده و همچنین جذب و دفع متفاوت است.
هرچه فرکانس بیشتر باشه تداخل با ذرات هم بیشتره درسته؟برای همینه نور آبی در منشور وقتی میشکنه به خط عمود نزدیکه یا زاویه شکستش کمتر از نور های دیگس
 
نیرویی الکتریکی میشه انتگرال سطح میدان الکتریکی؟ با فرض یکسان بودن توضیع بار.
 
نیرویی الکتریکی میشه انتگرال سطح میدان الکتریکی؟ با فرض یکسان بودن توضیع بار.
اگه منظور قانون گاوسه،نه.انتگرال سطح بسته میدان الکتریکی میشه «شار» .
نیرو میشه میدان ضربدر بار
 
اگه منظور قانون گاوسه،نه.انتگرال سطح بسته میدان الکتریکی میشه «شار» .
نیرو میشه میدان ضربدر بار
نیروی الکتیریکی برای جسم منظورمه نه یه بار نقطه ای. بار توی سطح پخش میشه.
 
نه...
میدان اسکالر
مشاهده پیوست 353
رو توضیع بار در نقاط مختلف در نظر می گیریم.
و اگر میدان الکتریکی
مشاهده پیوست 354
و مشاهده پیوست 355 سطح بسته ی اون جسم باشه.
باشه. نیرو الکتریکی باید یه چنین چیزی بشه.
مشاهده پیوست 356
 
آخرین ویرایش:
حرکت بار چه تاثیری روی میدان الکتریکی داره؟
 
نه...
میدان اسکالر
مشاهده پیوست 353
رو توضیع بار در نقاط مختلف در نظر می گیریم.
و اگر میدان الکتریکی
مشاهده پیوست 354
و مشاهده پیوست 355 سطح بسته ی اون جسم باشه.
باشه. نیرو الکتریکی باید یه چنین چیزی بشه.
مشاهده پیوست 356
اون Q و E ثابت نیستن بلکه تابعین از r .به همین دلیل باید جزئی دیفرانسیلی از اونهارو در نظر گرفت و بعد انتگرالگیری کرد(جمع همه المانهای دیفرانسیلی).
از طرفی میدونیم که F=Eq
هر جزء دیفرانسیلی نیروی الکتریکیش اینه و از طرفی چون میخوایم روی کل سطح حساب کنیم،بای همه اجزای دیفرانسیلی باهم جمع شن.به عبارت دیگه،انتگرالگیری برحسب سطح(ds).اینجوری میرسیم به معادله اخرتون.
اون علامت دایره که یعنی نشانه انتگرالگیری روی کل سطح بسته،ولی اینکه دوتا انتگرال گذاشته،بخاطر اینه که معادله اخری درواقع این شکلیه*: انتگرال سطح بسته Q برحسب ds ضربدر انتگرال سطح بسته E برحسب ds.
* چون میدونیم که: Ant Ant s.f dx=Ant s dx . Ant f dx

حرکت بار چه تاثیری روی میدان الکتریکی داره؟
راستش درست متوجه نشدم.اخه وقتی یه بار رو بزاریم تو میدان الکتریکی حرکت میکنه.میدان عامل حرکت باره.
 
اون Q و E ثابت نیستن بلکه تابعین از r .به همین دلیل باید جزئی دیفرانسیلی از اونهارو در نظر گرفت و بعد انتگرالگیری کرد(جمع همه المانهای دیفرانسیلی).
از طرفی میدونیم که F=Eq
هر جزء دیفرانسیلی نیروی الکتریکیش اینه و از طرفی چون میخوایم روی کل سطح حساب کنیم،بای همه اجزای دیفرانسیلی باهم جمع شن.به عبارت دیگه،انتگرالگیری برحسب سطح(ds).اینجوری میرسیم به معادله اخرتون.
اون علامت دایره که یعنی نشانه انتگرالگیری روی کل سطح بسته،ولی اینکه دوتا انتگرال گذاشته،بخاطر اینه که معادله اخری درواقع این شکلیه*: انتگرال سطح بسته Q برحسب ds ضربدر انتگرال سطح بسته E برحسب ds.
* چون میدونیم که: Ant Ant s.f dx=Ant s dx . Ant f dx
اونو که خودم نوشتم ولی توضیحی که در موردش دادی یه تیکش ناقص و یه جورایی غلطه. دوتا علامت انتگرال به خاطر اینه که انتگرال سطح می گیریم حالا بعدش تبدیل میشه به انتگرال دو گانه که ممکنه بشه تبدیلش کرد بع ضرب دوتا انتگرال ساده به این کار میگن ایتریشن.

چون میدونیم که: Ant Ant s.f dx=Ant s dx . Ant f dx
این از کجا اومده؟؟ غلطه ها خیلی هم غلطع

راستش درست متوجه نشدم.اخه وقتی یه بار رو بزاریم تو میدان الکتریکی حرکت میکنه.میدان عامل حرکت باره.
منظورم اینه که باری که میدانو ساخته حرکت کنه. میدان چی میشه؟

منظورتون تاثیرش بر میدان مغناطیسی نیست؟:)
نه
 
آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد:
این از کجا اومده؟؟ غلطه ها خیلی هم غلطع
ببخشید یه اشتباه تایپی بود.میخواستم همون انتگرال دوگانه رو نشون بدم اشتباهی هردوتاشونو dx گذاشتم.یکیشون باید مثلا dy باشه.
اونو که خودم نوشتم ولی توضیحی که در موردش دادی یه تیکش ناقص و یه جورایی غلطه. دوتا علامت انتگرال به خاطر اینه که انتگرال سطح می گیریم حالا بعدش تبدیل میشه به انتگرال دو گانه که ممکنه بشه تبدیلش کرد بع ضرب دوتا انتگرال ساده به این کار میگن ایتریشن.
بله درسته.من اون تیکه اشتباه تایپی داشتم.انتگرال دوگانه سطح میتونه نسبت به dx ,dy تو دکارتی یا تتاdr , d تو قطبی و...باشه.
درباره مسئه شما،اگه مثلا فرض بگیرم: تتاds=dr.d...انتگرال اخری که نوشتید میشه اینجوری:
تتاAnt Ant Q(r).E(r) dr d
اینجا بهتره بجای شکستن انتگرال،یه بار نسبت به r از E.q انتگرال بگیرید و از حاصلش،دوباره نسبت به تتا انتگرالگیری کنید.چون هردوی اینها طبق مسئله فقط تابعین از r ، پس انتگرالشون نسبت به تتا تغییر خاصی نمیکنه بلکه جواب انتگرالگیری نسبت به r در یک تتا ضرب میشه.
منظورم اینه که باری که میدانو ساخته حرکت کنه. میدان چی میشه؟
رو خود میدان الکتریکی فک نکنم تاثیر خاصی داشته باسه،ولی باعث میظه یه میدان مغناطیسی،عمود بر میدان الکتریکی،به وجود بیاد.
 
آخرین ویرایش:
ببخشید یه اشتباه تایپی بود.میخواستم همون انتگرال دوگانه رو نشون بدم اشتباهی هردوتاشونو dx گذاشتم.یکیشون باید مثلا dy باشه.
بله درسته.من اون تیکه اشتباه تایپی داشتم.انتگرال دوگانه سطح میتونه نسبت به dx ,dy تو دکارتی یا تتاdr , d تو قطبی و...باشه.
نه لزوما dx dy نیستش (توی دکارتی) و توی قطبی هم dr dth نیست.
dA می نویسن معمولا. البته dA مساوی dx dy هست ولی ۹۹ درصد مطمعنم اشتباه گرفتی انتگرال دو گانه رو با یه انتگرال که توی یه انتگرال دیگس. دامنه اون محدوده ولی دامنه ونتگرال دو گانه می تونخ هر زیر مجموعه از R2 باشه. پیشنهاد می کنم یه نگاهی به یه کتاب بندازی مثلا ادامز ویکی پدیا نرو انقدر.:D
375

منم یه دوره ای اینا رو اشتباه گرفته بودم.
 
Back
بالا