arez0u
کاربر فوقفعال

- ارسالها
- 142
- امتیاز
- 693
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- شاهرود
پاسخ : سرکار گذاری !
ناظم : هی تو تو وایسا بهت میگم چرا نمیری تو کلاست اسمت چیه؟؟ با توام وایسا بهت میگم وایسا ( و دختر وارد کلاس شد)
ناظم : آرزو
- بله؟
- تو مال این کلاسی؟
- بله
- اون رو میشناسی؟
- بله
- اسمش چیه؟
- کی خانوم
-همون که گفتی میشناسیش
- خانم من همه رو میشناسم شما آدرس بده
- اون
- کدوم خانوم؟
- همون دیگه
- کدووووووووووم؟؟
-بابا اونی ک اونجا وایساده
- آهان اون؟
- آره
- برا چی میخواین؟
- کاریت نباشه
-چشم خدافظ
- خدافظ
دوباره ناظم :چی چی خدافظ؟ اسمش رو بگو؟
- کی رو؟
- اون رو
- آهان اون
- آره
-
-بگودیگه
- چی رو

- اسمش رو
- کی رو ؟
- اونی که ایستاده
- فریماه
-مرسی
- خواهش
-ع مگه چند تا فریماه داریم؟
- یکی
-خب فریماه ک اونه
- آره دیگه
- بابا اون ن که اون
- کدوم؟
- همون سمت چپی
-
سمت چــــــــــــــــــــــــپ؟
- آره فهمیدی کی رو میگم؟
- سمت چپ
- آره بگو اسم سمت چپی رو
-( یه نگاه به دستا) مبینا سمت چپ کدوم وره؟؟

مبینا: نمیدونم ( بعدش جیم شد عوضی
)
ناظم
یه نگاه وحشت ناک به من و با حس اوسکول شدن اقدام به کوبیدن در کلاس کرد
)
بچه ها:
:-\ :-\

و در کلاس دوباره باز شد و ناظم به وسط کلاس هجوم آورد
بچه ها

ناظم : آرزو اسم ت چی بود؟؟ X-( X-( X-(
من: فریماه
ناظم حسابت رو میرسم
و با عصبانیت رفت که از کلاس خارج بشه ولی
- عامری مگه من هم سنتم؟؟ X-( X-( X-( X-( X-( گفتم اسمت؟
- خانوم همین الان اسمم رو همراه فامیلم گفتین
- مـــــــــن؟

- بعله بفرمایین خانم اردکانی( مدیر) گفتن کارتون دارن
-
( بعدم از در کلاس رفت بیرونو کلاس این جوری شد
)
کلا آخرش نفهمید چی شد فک کنم فقط نمیدونم چرا این اسم پرسیدنا تو مدرسه سرایت کرده!! اول اردکانی به من میگه آرزو کو بع این ناظم میگه آرزو اسمت رو بگو
خدا بقیش رو ب خیر کنه

ناظم : هی تو تو وایسا بهت میگم چرا نمیری تو کلاست اسمت چیه؟؟ با توام وایسا بهت میگم وایسا ( و دختر وارد کلاس شد)
ناظم : آرزو
- بله؟
- تو مال این کلاسی؟
- بله
- اون رو میشناسی؟
- بله

- اسمش چیه؟
- کی خانوم
-همون که گفتی میشناسیش
- خانم من همه رو میشناسم شما آدرس بده

- اون
- کدوم خانوم؟
- همون دیگه
- کدووووووووووم؟؟
-بابا اونی ک اونجا وایساده
- آهان اون؟
- آره
- برا چی میخواین؟
- کاریت نباشه
-چشم خدافظ
- خدافظ
دوباره ناظم :چی چی خدافظ؟ اسمش رو بگو؟
- کی رو؟
- اون رو
- آهان اون
- آره
-
-بگودیگه
- چی رو

- اسمش رو
- کی رو ؟
- اونی که ایستاده
- فریماه
-مرسی
- خواهش
-ع مگه چند تا فریماه داریم؟
- یکی
-خب فریماه ک اونه
- آره دیگه
- بابا اون ن که اون
- کدوم؟
- همون سمت چپی
-
سمت چــــــــــــــــــــــــپ؟- آره فهمیدی کی رو میگم؟
- سمت چپ
- آره بگو اسم سمت چپی رو
-( یه نگاه به دستا) مبینا سمت چپ کدوم وره؟؟

مبینا: نمیدونم ( بعدش جیم شد عوضی
)ناظم
یه نگاه وحشت ناک به من و با حس اوسکول شدن اقدام به کوبیدن در کلاس کرد
)بچه ها:
:-\ :-\

و در کلاس دوباره باز شد و ناظم به وسط کلاس هجوم آورد
بچه ها

ناظم : آرزو اسم ت چی بود؟؟ X-( X-( X-(
من: فریماه
ناظم حسابت رو میرسم
و با عصبانیت رفت که از کلاس خارج بشه ولی
- عامری مگه من هم سنتم؟؟ X-( X-( X-( X-( X-( گفتم اسمت؟
- خانوم همین الان اسمم رو همراه فامیلم گفتین
- مـــــــــن؟

- بعله بفرمایین خانم اردکانی( مدیر) گفتن کارتون دارن
-
( بعدم از در کلاس رفت بیرونو کلاس این جوری شد
) کلا آخرش نفهمید چی شد فک کنم فقط نمیدونم چرا این اسم پرسیدنا تو مدرسه سرایت کرده!! اول اردکانی به من میگه آرزو کو بع این ناظم میگه آرزو اسمت رو بگو
خدا بقیش رو ب خیر کنه





( بیچاره 65 تومن تو کیفش داشت) مایه داریا خوبه خدافظ



