• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

سرکار گذاری!

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع Samaneh.Z
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سرکار گذاری !

چرم صدلی رو پاره کردیم توش آب ریخیمپوقتی معلمون نشست شلوارش کاملا خیس شد
بیچاره دیگه جرات نکرد درس بده
بعدش سریع رفت بیرون
 
پاسخ : سرکار گذاری !

ما با مدرسه فرزانگان دیوار به دیواریم .وقتی میریم تو زمین بستکبال کلا س های طبقه بالاشون رو میبینیم . امروزز دیدیم معلم هندسمون سر کلاس دخترای داره درس میده. بعد با بچه ها رفتیم یه لیزر آوردیم . معلمه درس میداد ما هم رو سر معلمه با لیزر نور مینداختیم ;D دخترا فهمیدن ولی معلمه نمیفهمید تا این که برگشت یه دفعه نور لیزر دقیقاً تو چشماش بود . هر وقت روش اون ور بود نور روش مینداختیم . اون قدر خندیدیم . :)) =)) =)) =))
 
پاسخ : سرکار گذاری !

به نقل از سَعیده :
آخرای پیش دانشگاهی بودیم،امتحانات پیش 2 شروع شده بود. امتحان که تموم شد یک ساعت بعد با بچه های مدرسه زدیم بیرون؛10 نفر شده بودیم.
از جلوی مدرسه تا اولین پل روگذرش که پل آزادگانه چند بار سیستم حرکتیمونو عوض کردیم ;D 4-4-2 یا 3-5-2 میرفتیم ;D
رسیدیم جلو پل میخواستیم از خیابون رد شیم،دوستم گفت که از این بریدگی جلوی پل نریم زیادیم.بریم از زیر پل.گفتیم بیخیال بابا بریم.
از اون بریدگیه ماکسیمم 2 نفر بتونن با هم رد شن.ما ده تا هم نامردی نکردیم صف بستیم،دونه دونه از خیابون رد شدیم.آخ راننده هایی که توقف کرده بودن ما رد شیم حرص میخوردن ;D سرعتمونم انقدر بالا بود که تقریبا 5 تا ماشین پشت هم ایستاده بودن و ما ها هم اصلا اعتماد بنفسمونو از دست ندادیم و رفتیم. ;D
رسیدیم به آزادگان،راه منو دوستم با هم بود.گفت بیا تا چهارراه تاکسی سوار شیم بریم.گفتم نه!!!فقط پیاده.قشنگ بیچاره رو دووندم تو خیابون تا رسیدیم اون از فرط گرما X-( شده بود من از لذت پیاده روی و الافی اونروز ;D .بیچاره دیگه با من اونوری نیومد بریم خونه! :))
×بیچار دوستت ;D
×بازم دوست دارم اون مسیرو بریم :x
 
پاسخ : سرکار گذاری !

یه مشت تخم مرغ میذاشتیم جیبمون
سر چهاراه به پنجره ماشینایی که از کنارمون رد میشدن تخم مرغ پرت میکردیم!!!

عالی بود

البته از شانس گند من یه بار طرف پنجره ش باز بود
بعد به محض اینکه لباساش به اف رفت، چراغ قرمز شد!

من موندم و اون فرد مذکور!
3 تا خیابون دنبالم کرد!

-------------------------------

شاخ ترین مردم آزاری ها هم که با تلفنه! البته اونقد بحث جامعیه که باس تاپیک جدا بزنی واسش
یکی از کارایی که الان یادم میاد این بود:

زنگ میزدیم به شماره ناشناس :
من: جانم؟
طرف: (گیج! نمیدونه چی بگه)
من: بفرمایین
طرف: شما زنگ زدی!
من: آقا مریضی؟ مرتیکه گوسفند برو خودتو خر کن. این روش احمقانه دیگه قدیمی شده. مردم آزار آشغال
طرف: آقا به خدا...
من: خفه شو. گوسفند سادیستیک روانی. مریض مازوخیسمی. میمون صفت مردم آزار
طرف: تو دیوونه ای بابا
من: به من میگی دیوونه؟ زنگ میزنی کرم میریزی طلبکارم هستی؟ شمارتو که دادم مخابرات هفت جدتو آوردن جلو چشات حالیت میشه
مرتیکه بیشعور اجتماعی. یه بار دیگه هم زنگ بزنی دهنتو صاف میکنم مردم آزار
طرف: :(( ^#^ :((

دوستان: =)) =)) =))
 
پاسخ : سرکار گذاری !

بچه که بودیم،زنگ در خونه های مردمو می زدیمو................. >)
بچه های مردمو می گرفتیم تا می خوردن می زدیمشون و................. >)
وسیله های خونه رو خراب می کردیم و بعد می ذاشتیمش رو داداشمون که مامان بابام اونو................. >)
عجب نامردی بودم من تو اون زمان!!!!!! >) >) [-( [-(
 
پاسخ : سرکار گذاری !

سر کار گزاری دوستان هم حالی میده بس خوب! ;D

مثلا با sms خودتو جنس مخالف جا میزنی! :-" بعد طرف (رفیقمون) برات 10 تومن شارژ می فرسته! =))

ما اینو با بچه ها روی یکی امتحان کردیم ته خنده بود! ;D
 
پاسخ : سرکار گذاری !

یه روز همینطوری که وارد مدرسه شدم وقتی کلاس دوم بودم
گفتم اژمون جامع داریم معلما هم نمرشو تاثیر و چون من رییس شورا بودم و این موضوعو فقط به من گفته بودن و اتفاقن شبش سیم کارت مدرسمونم شارژش تموم شده بود
بیچاره بچه های کل مدرسه باور کرده بودن و مثل خر میخوندن
زنگ دوم یکی رفت از معاونمون ازمونو کی میگیرن پرسید اونم سر صف گفت که آزمون چاخان بود منم تا یه هفته چهره جذاب بودم سوما سایمو با تیر میزدن ;D ;D ;D ;D
همه بچه ها تهدیدم میکردن ;;) ;;) ;;)
ولی خیلی حال داد

دوم راهنمایی اینا بودیم که تو سرنگ آب یا شیر یا آب پرتقال میکردیم از پشت به حالت سوزنی میریختیم رو معلما و مردم تو خیابو
یه بار خمیر دندون با آبقاطی کرده بودم ریختم لای موهای یه پسر فشن گند خورد تو موهاش
طفلک آسمونو نگا میکرد ببینه پرنده گند زده به سرش یا نه ;D ;D ;D ;D
 
پاسخ : سرکار گذاری !

به نقل از The Magnate :
دوم دبستان از یکی از بچه های کلاسمون خییییییییییلی بدم میومد.
یه روز غایب شد بعد تکالیف رو از من پرسید.
منم همشو بهش عوضی دادم!!!!!! :)) :)) :)) ;D
فردا معلم حسابی دعواش کرد ولی اون هیچ اسمی از من نبرد... . :( =((
الآن از کار اونموقع خودم خیلی خجالت می کشم. :(( :( =(( :-[

آدمای با مرام تو دوم ابتدایی هم هستن =(( =((
 
پاسخ : سرکار گذاری !

یه بار از طریق اینترنت یه دختری منو سرکار گذاشت!
گفته بود که پسره و کلی هم با هم حرف زدیم و اینا. 8-}
بعد 1 هفته بهم گفت:خیلی اسکلی بچه!!!!!! :-w :-w :-w
هنوز از اعصابم خورده از دستش.
 
پاسخ : سرکار گذاری !

یه بار زنگ زدیم 118 گفتیم:خانوم خونه ی ما اتیش گرفته ما چیکار کنیم؟؟
[size=8pt]خانوم: :-w
ما: :)) ;))
[/size]
 
Back
بالا