- ارسالها
- 2,802
- امتیاز
- 9,197
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- 4d
- سال فارغ التحصیلی
- 1390
- مدال المپیاد
- دارم.
- دانشگاه
- تهران
- رشته دانشگاه
- داروسازی
پاسخ : سوتیها
الان یاد یه خاطره ای افتادم،،
سر کلاس بودیم تو دانشگاه،،استادش خیلی پراکنده درس میده.تقریبا هیشکس گوش نمیده از کلاس 60 نفری جز دو یه نفری که دارن برای خودشون جزوه مینویسن،،،منم با این که دستم جزوه ساعت سوم هست و دارم برای کوییزش میخونم که قبلا باید میخوندم و همه شب قبلش میخونن، در هر حال هم یه درس دیگه رو میخونم هم درسو گوش میدم،،،اخرای ساعت بود که استادم میبینه همه خوابن هی مطالبو رد میکنه، داشت در مورد یه دستگاه ساخت یه فرم دارویی توضیح میداد که عملا خیلی مبهم گفت و منم گفتم استاد یه بار دیگه میشه توضیح بدین?? اثن استادو میگی??انگار دنیا رو بهش دادن،،،گفت بهلع بعله،،،اصن چون شماها تازه به درس علاقه مند شدین،،
بعد یه دقزقه نشده بود که شروع کرده بود که گوشیم داشت زنگ میخورد و سایلنتم بود...رفتم بیرون جواب بدم (هیچ کس حتی نفهمید گوشیم زنگ خورده) همه فکر کردن مرض دارم،،،یعنی داشتن درو دیوارد گاز میگرفتن،..

الان یاد یه خاطره ای افتادم،،
سر کلاس بودیم تو دانشگاه،،استادش خیلی پراکنده درس میده.تقریبا هیشکس گوش نمیده از کلاس 60 نفری جز دو یه نفری که دارن برای خودشون جزوه مینویسن،،،منم با این که دستم جزوه ساعت سوم هست و دارم برای کوییزش میخونم که قبلا باید میخوندم و همه شب قبلش میخونن، در هر حال هم یه درس دیگه رو میخونم هم درسو گوش میدم،،،اخرای ساعت بود که استادم میبینه همه خوابن هی مطالبو رد میکنه، داشت در مورد یه دستگاه ساخت یه فرم دارویی توضیح میداد که عملا خیلی مبهم گفت و منم گفتم استاد یه بار دیگه میشه توضیح بدین?? اثن استادو میگی??انگار دنیا رو بهش دادن،،،گفت بهلع بعله،،،اصن چون شماها تازه به درس علاقه مند شدین،،
بعد یه دقزقه نشده بود که شروع کرده بود که گوشیم داشت زنگ میخورد و سایلنتم بود...رفتم بیرون جواب بدم (هیچ کس حتی نفهمید گوشیم زنگ خورده) همه فکر کردن مرض دارم،،،یعنی داشتن درو دیوارد گاز میگرفتن،..




میرفتم..و خوب یه چیزی تو مایه های خوارزمی بود بچه ها باید طرح میدادن...و مربیا کمک میکردن طرحا عملی بشه
متشکرم 


