• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
بنده تو کارسوقی که برگزار شد، موقع تشریح موش یه سوتی بدی دادم
اینطوری شد که موش ما بعد از مُردن، ادرار کرده بود
بعد من استادمونو صدا زدم و با لحن متعجب پرسیدم: "آقای ف. یچیز زردی از این موشه اومده بیرون، این چیه؟!"
بعد استادمون درحالی که منو پوکر نگاه میکرد، با یه لحنی که داشت جلوی خندشو میگرفت، گفت: "مهسا، بنظرت چیز زردی که از بدن بیرون میاد، چیه؟"
و خب من تازه فهمیدم چه سوتی‌ای دادم و فقط جلوی خودمو گرفته بودم که بلند نخندم:))
یدونه سوتی دیگه هم موقع تشریح موش دادم که متاسفانه قابل پخش نیست...:rolling_on_the_floor_lajghing:
 
به مادرم گفتم:
مامان میشه دو تا گوش پاک کن ازت قرض بگیرم؟
مادرم:
البته پسرم؛ ولی ازشون که استفاده کردی بذارشون سر جاش =))
 
عسل : عه مگه آقای ح. عربی هم بلده ؟ مگه دبیر ادبیات نیست؟
من : آره بابا دکترای عربیات ادبی داره
(ادبیات عربی)
 
"بیاین بگین من تنها کسی نبودم که به معلمم اشتباهی گفتم مامان 😂"
-پ.ن: البته راجب پسرا رو نمی‌دونم 😀
 
همین ۱۰ دقیقه پیش از تاکسی پباده شدم و متوجه شدم گوشیم رو تو تاکسی جا گذاشتم! بدو رفتم اولین مغازه‌ای که سر راهم بود، سراسیمه بهش توضیح دادم که گوشیم رو جا گذاشتم، شماره‌م گرفت و صدای زنگ گوشیم از تو کیفم بلند شد. خیلی شرمسار شدم...
 
تا حالا اسنپ اشتباه سوار شدید؟
اونم تو اولین امتحان نهایی؟
راننده هم متوجه نشه؟
((((:
 
Back
بالا