سر کلاس المپیاد من واس اون روز کلی خر زدم و نزدیک 30 یا 40 تا مسئله راجب اصل لانه کبوتری حل کردم !
اومدم سر کلاس ، استاد یه سوال گفت ، گف هر کی ایده ی اینو بگه جایزه داره !
منم عین این نابغه ها گفتم : آقــــا اجـــــازههههههه ؟؟!! ایدش که خعلی ضایس ؛ لانه ی اصل کبوتریه دیگه !!
کلاس رفت هوا !!
رفتیم تو دل طبیعت با خاله اینا !
بعدش از آدامس بحث افتاد منم که خوراکمه همش نظریه میدم دیگه !
شوهر خالم وسطش گفت چای میخوری؟گفتم بریز بی زحمت !
دوباره بحث از سر گرفته شد که دیدم چایم سر شده ! قندونم کنار پای شوهر خالم بود !
میگم عمو از کنار پات تو قندون یه آدامس میدی !!؟
کسی نموند اون وسط نخنده بهم ! :-[
رفته بودیم رستوران با دوستام.رفتم فاکتورو گرفتم آوردم که حساب کنیم.شده بود 51800 تومن اینا هم خیر سرشون پول گذاشتن روهم...ورداشتن 52200 تومن بهم دادن منم که اصلا تو یه فضای دیگه برداشتم ببرم قشنگ اومدم پولا رو به ترتیب از زیاد به کم گذاشتم اون 200 تومنیه هم رو همشون بود شیک فاکتور هم گذاشتم روش دادم تحویل مرده...اول که گفت فاکتور رو بگیرید مال خودتونه من بله ببخشید پولا رو شمرد گفت این 200 تومنیه واسه چیه؟من:ها؟این؟این نمیدونم از کجا اومده... من که نزاشتم! مرده: اینم 200 تومنیتون...اینم یه دویستی دیگه.بفرمایید میگم براتو بیارن غذا رو...
ماجرا مال یه ماه پیشه...دیگه نرفتم اون رستورانه...
داشتم با دوستم کیمیا چت میکردم (فینگیلیش )
بعد یک چیزی گفتم حالت دعا و آرزو و اینا داشت آخرش گفتم آمین (amin )
کیمیا : اَمین کیه ؟؟ (amin)
من :
کلی براش توضیح دادم تا فهمیده منظورم آمین بوده نه اَمین
آخر دیگه براش فارسی زدم
علی و رفیقم مُچ مینداختن بعد علی باخ میگه قبول ندارم باد ب نفع تو میاد...
****
با یکی رفتم بیرون بعد از سرِ برگشت میخاستیم سوار ماشینمون شیم میگه :
خوبه الان بریم ببینیم ماشینو بردن زیرش آجر گداشتن
****
دختر عموم ی پسر داره ؛بعد هر وخ کار بدی انجام میده میگه بش:نکن پسرِ بدی شدیا!!!
بعد ی روز نوشابه (یا ب قولِ خودش شوبایه )میخاس مامانش بش نداد؛بعد ورداش ب مامانش گف:
نکن پسرِ بدی شدیا!!!