• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

ادبیات داشتیم،درس تپه برهانی.اولش که کلی با بچه ها تو سر و کله هم زدیم سر اینکه کی از رو درس بخونه.آخرش نوبتی ش کردیم.من داشتم میخوندم،یه جمله ش بود :«بهت زده و با حالت ناباوری او را نگاه میکردیم».من خوندم : بهت زده و با حالت ناباروری،او را نگاه میکردیم».کلا کلاس رفت رو هوا.داشتم میمردم از خجالت :-[ :)).

یکی از بچه ها موبایلش تو کیفش بود.دستش خورده بود بهش،از حالت سایلنت در اومده بود.باز هم دستش خورده بود بهش،رفته بود تو اس ام اس ها.باز هم دستش خورده بود بهش،برای اولین کانتکت که شماره خودش بود اس ام اس فرستاده بود.جالب اینجاست که سر کلاس هم صدای اس ام اس اومد هم صدای دلیوریش :)).

دبیر پرورشی : عزیزم ساعت یه ربع به یک یه سر بیا بالا جلسه داریم.
من : یه ربع به یک :(؟من یک و نیم میان دنبالم میخوام برم.نمیتونم یه ربع به یک بیام.
_ چرا نمیتونی بیای؟خیلی طول نمیکشه.ربع ساعت بیشتر طول نمیکشه.
_ خب آخه یک و نیم میخوام برم.چه جوری یه ربع به یک بیام جلسه؟
_ خب میتونی بیای دیگه.مگه یک و نیم نمیخوای بری؟خب یه ربع به یک بیا دیگه عزیزم.
_ نه دیگه من میگم یک و نیم میان دنبالم میخوام برم.نمیتونم بیام دیگه.
_ عزیزم مگه یک و نیم نمیخوای بری؟ X-(خب من میگم یه ربع به یک بیا #-o.
_ آهان...یه ربع به یک قبل از یک و نیمه؟باشه میام 8-}.
 
پاسخ : سوتی‌ها

زنگ شیمی بعد از زنگ حسابان یه خطکش پیدا شد که ظاهرا مال معلم ریاضی بود
معلم خطکش رو برداشت گذاشت تو کیفش
بچه ها گفتن آقا این مال آقای ... هست!
_من و آقای ... نداریم که!
_نه آقا فقط یکم جسه هاتون فرق داره.
_من نگفتم من و آقای ... فرق نداریم.گفتم من و آقای... نداریم!
 
پاسخ : سوتی‌ها

سز كلاس هندسه بوديم يه بچه ها ي رديف اول داشت به دوستش پيام ميداد
دبيرمون كه فهميده بود يه تيكه انداخت وگفت :از اين به بعد كسي سركلاس به دوست پسرش پيام نده... :))
دوستم خودشو زد به اون راه و گفت :كي خانوم؟بدين خودم خدمتش ميرسم ! :-"
بعد دبيرمون گفت همون كه گوشيش قرمز مشكيه و يه نگاهي به يارو كرد كه ديگه طرف ازبس سرخ شده بود نميتونست سرشو بلند كنه :)) ;D
كلا معلم باحاليه مچ گير خوبيم هست =D>
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز نمی دونم این دبیر شیمی مون چش شده بود لکنت گرفته بود..3تا سوتی داد کرکر خنده ;D
...
می خواست بگه من به درک...درک و جهنم قاطی شد گفت "جرک" :))
مییخواست بگه کیا فاینال دارن...فاینال و فینال رو قاطی کرد گفت "فینیال" :))
آخرشم میخواست بگه استثناء که گفت"استشناء" :))
و با این سوتی آخرش بود که دیگه کلاس مثه بمب منفجر شد
;D ;D ;D ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه درس تو ادبیات 3 هست به اسمه گاو( ;D)
خانم امروز گفت که بیهقی شخصیت ها و اتفاقات رو خیلی خوب توصیف می کردو این همه این مدلی نمی نویسنو اینا
یکی برگشت گفت خانم مثله گاو؟؟؟؟؟؟؟؟؟(اهام داشتاااا)
:)) :)) :)) :))
همه غش کردیم بعد معلم کم نیاورد گفت نه عزیزم مثله آدم! ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز تو آزمایشگاه زیست بحث سلول شد!!

معلممون گفت یکی از سلول هایی که با چشم دیده و بزرگترین سلوله تخمک هست مثله تخم مرغ!

بعد یکی از بچه ها گفت مگه میشه؟ این باید با یه چیزه دیگه قاطی شه تا بشه جوجه!

معلممونم گفت فکر کردی کنار همه ی مرغ ها..خروس هست که تخم میزارن!!!!!:)) :))

بعد یه چیزه دیگم گفتیم که نمینویسم دیگه!!

شرمند اگه یکم ناجور بود شما به باجنبگی خودتون ببخشید!;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

يكي از بچه ها گير داده بود كه اول نيروي عمل وارد ميشه بعد عكس العمل معلم فيزيك ميخواست قضيه مرغ و تخم مرغ رو بگه و يهو پرسيد اول تخم بوده يا تخم مرغ ؟؟؟ ;D دوستم هم گفت هيچكدوم آقا اول مرغ بوده :)) طفلك معلمه سرخ شد !!!!



دبير شيمي گفت آب نيشابور سختيش زياده برا همين آب زياد بخورين تا ساكن نشه ! و گفت كه آب زياد خوردن باعث بد خوابي ميشه و شك نكنين نصف شب بيدار ميشين !
يكي از بچه ها اومد تيكه بندازه گفت آقا اگه بيدار نشديم چي ؟؟؟
يكي ديگه از بچه ها بهش گفت تو نگران نباش آقاي .. (اسم دبير ) بيدارت ميكنه !!!
همه كلاس زدن زير خنده ولي معلم گفت اونكه زشته به درد نميخوره ، باز اگه تو بودي يه چيزي 8-}
طفلك خودش هم ضايع شد !! :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

ما تو کلاس بودیم که معلم محترم هندسه در حال سخنرانی بود که یهو در پنجره اومد تا بخوره تو سرش
بعد ما همه جیغ زدیم خانوم مواظب باشین!​
چنان ترسید که با کله پخش شد
ما هم که از خنده ترکیدیم​
بیچاره تا اخر زنگ ساکت موند!!! :))
-------------​
اون روز هم مدیرمون اومد حرف بزنه گفت زمان انقلاب که شما از دنیا رفته بودید یا بچه بود ید
یه سری میدان دار عرصه بودن :)) :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

معلم ریا ضیه یه مثلث کشید پا تخته گفت این چیه؟یکی گفت:اقا خط دیگه.یکی دیگه گفت: این نیم خطه.اخرش یکی گفت :نه بابا این که نقطس هیچی معلمه قهر کرد رفت :)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

سر کلاس سر و صدای یکی از بچه ها در اومد ... دبیر گفت چی شده ؟؟ چرا انقدر سر و صدا میکنی ؟؟
پسره ردیف جولو نشسته بود گفت : آقا از پشت اذیت میکنن ...
دبیر زیست: بچه ها از پشت اذیت میشه ... کاریش نداشته باشید

همین دوست بالایی با دبیر ادبیات کل کلش شده بود گفت : آقا میشه شما بذارید ما بگیم ؟؟؟
دبیر ادبیات(خیلی تیز هوشه) : من ک نه ...ولی میشه بچه ها بذارنت تو بگی


داستان تحریف شده ... :
اولی : بچه ها قد من 190 سانته
دومی: دروغ نگو بابا ...یعنی قد تو 190 سانته ؟؟
اولی : به خدا 180 سانته

سوتی خودم ... :
داشتیم صحبت میکردیم بحث "غلیون کشیدن" و "زهرماری خوردن " بود من گفتم : یعنی فلانی با خونوادش غلیون میخوره ؟؟
 
Back
بالا