• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

روز آخر امتحانا،دقیقا روز آخر،قرار بود با 7-8 نفر از بچه ها سرویسو بپیچونیم و خودمون برگردیم.
واسه همین کلی واسه خداحافظی با کسایی ک دارن میرن دبیرستان موندیم و اصلا اهمیتی ندادیم ک سرویس بره.
این معاونِ گیرِ ما هم هی میومد میگفت: سحر!تو چرا نرفتی؟بدو برو.الان سرویسا میرنا
من:خانوم مامانم میاد دنبالم.تا ی جایی خودم میرم بعد میان دنبالم
-ب هر حال برو دیگه.الان از وقت تعطیلیتون گذشته
-چشم خانوم!

یه ربع نیم ساعت دیگه ـم موندیم و آخرش ک دیدم معاون داره همه رو دنیال میکنه ک برن رفتم جلوی در واستادم ک مثلا دارم میرم :دی
یه خورده بعدش حسابی عصبانی شده بود و کلا اولایِ زیادی تو مدرسه نمونده بودن.منم منتظر یکی از سوما بودم ک بیاد و بریم.بعد 4-5متر ک باهام فاصله داشت بلند داد زدم:بدو4 بدو!الان اِخی(مخفف فامیلی معاونمون:دی) بیرونمون میکنه.

این دوست منم ماشلا رشید!سرشو خم کرد دیدم اخی یه متر عقب تَرِش واستاده داره با اخم خیلی زیاد نگام میکنه

من: :دی :-اس
فرار!
 
پاسخ : سوتی‌ها

به دوستام گفتم زنگ بزن بوف دو تا فرانکفورتر بگیر بخوریم!

زنگ زده میگه ببخشید دوتا ترانسفورلیتور میخاستم! بعدشم سریع قطع کرده! =)) =)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

من غرق در فکر به یه مسئله ریاضی بودم که یهم یکی زنگ زد!
من:بله بفرمایید
اون:سلام منزل آقای هاشمی
من:سلام ، بله
اون:خانوم فرنوش هاشمی هستن؟!
من:نخیر اشتباه گرفتید خدافظ! :-"
بعد رفتم دوباره رو سواله فکر کنم بعد مامانم از تو اتاق:فرنوش کی بود؟
من:هیچی اشتباه گرفته بود با فرنوش هاشمی کار داش!:-"
مامانم اومده بالاسرم میگه : یه بار دیگه بگو؟!
من:اومد بگم تازه فهمیدم چه سـوتی ای دادم!!!طرف با خود من کار داشته!!! :-" :-" :-"
پ.ن:2 اسمه نیستما!!!(از اینا که تو شناسنامه یه اسم دارن 1چی دیگه صداشون میکنن!!!)اسمم یادم رفته بود خـو!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیشب خالمو دختر خالم اومده بودن خونمون بعد من و دختر خالم داشتیم راجب اینکه ازین به بعد بچه ها دوباره قراره برن ششم حرف میزدیم بعد دیگه حرفمون تموم شده بود و اینا خالم یه دفه برگشت گفت سارا پس تو سال بعد قراره بری چهارم راهنمایی دیگه؟من و مامانمو دختر خالم همه اول این شکلی :o شدیم.بعد مامانم اومد حرف خالمو درست کنه برگشت گفت منظورش پنجم راهنماییه!من و دختر خالم دیگه اینجوری =)) =)) شدیم.
 
پاسخ : سوتی‌ها

تا حالا شده جک ناجور برای خانوادتون که همه جمعند اشتباهی تعریف کنید!؟
من کردم: با اعلام روز پدر موجی از سردرگمی رشت را فرا گرفت که پدر کیست!
اینم میگم ولی دیگه اونجا تعریف نکردم! : به دلیل سردرگمی هموطنان رشتی روز پدر یک هفته تمدید شد!
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز خونه دوستم داشتيم عكساشونو نگاه مى كرديم بد يه دفه منو سحر زديم زير خنده بد سنا گفت به چى مى خنديد!!!؟ :o :oمنو دوستم اين پير زنه كيه!؟ =))چه قدر بد نگاه مى كنه از تو عكسم مى خواد آدمو بُخوره از اين پيرزن عصبانيا و ....است سنا [-( X-( X-( X-( >:pاين مامان بزرگمههههههههه ما :-" :-[ :-" :-[ :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیروز دختر عمم گیر داده بود به خواهر کوچیکم تینا می گفت: من نمی تونم رازمو بهت بگم. تو می ری لو می دی به همه [-( (هر دو کوچیکن)
تینا هم می گفت نه من لو نمی دم. بگو دیگه و ازین صحبتا. حالا همه فامیل و مامان و بابامم نشسته بودن اونجا.
دخترعمم هی می گفت نه. تینا می گفت بگو. آخرش خواهرم عصبانی شد گفت: ای بابا! من رازتو به هیشکی نمی گم! اصن اون سی دی هایی که هانیه یواشکی می گرفت هم به مامان بابا نگفتم!
من: وای تینا! #-o X_X
مامانم: این چی می گه؟ ^-^
من: هیچی هیچی. شما توجه نکن :-" :-ss
 
پاسخ : سوتی‌ها

کامپیوترم خیلی ویروس داشت
رفتم تو سرچ ;D انگلیسی (بازم خوبه)نوشتم ویروس B-)
چیزی پیدا نشد.رفتم از دوستام پرسیدم چرا چیزی نمیاد!!!!
=))

یه روز سر کلاس ریاضی اصلا حواسم نبود دبیرمون بردم پای تخته
اینو داد:
cos2x+cosx=1
منم با اعتماد بنفس از cosx فاکتور گرفتم نوشتم
cosx(1+2)=1
=))
تازه میخواستم تو مرحله بعدی پرانتزو خط بزنم بنویسم =3
:-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

يكي از دوستامون با دوستش(!) يه وبلاگ درست كرد اسمشو گذاش رومئو و ژوليت!!!تريپ لاو و اينا! :-&
بعد يه روز يكي از بچه ها رفت توي نظراش نوشت:براي ژوليت :-* >:D<
اونم اومد زيرش نظر داد:خيليييييي نامردي ببينمت مي كشمت آدم اينقد بي معرفت؟!!! X-(
ما ها همه :o كه اين جو گير واسه چي ناراحت شده!

پس فرداش اس مي ده بهش مي پرسه:ژوليت دختره بود يا پسره؟!!؟
:))
 
پاسخ : سوتی‌ها

سوتی من در مکالمه تلفنی با دختر عمم :
.
.
.
اون : خب دیگه فقط زنگ زدم حالتو بپرسم
من : منم همینطور
اون : چی تو ام همینطور ؟! :))
من : منظورم اینه که منم خوشحال شدم :-"

(از سوتی که دادم نفهمیدم چه جوری خداحافظی کردم :-" :)) )
 
Back
بالا