• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

چراغ اتاقم خاموش بود اتاق تاریک بود ، اومدم روشن کنم حواسم نبود رفتم تو پذیرایی چراغ اونجا رو روشن کردم :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

ترم یک یه استاد ریاضی داشتیم این بنده خدا زن بود...

یه جلسه این داش درس میداد از اونجایی که استادای دانشگاه همه علاقه وافری به درس دادن از رو پاور پوینت دارن تصویرو انداخته بود رو پرده داشت درس میداد.... و از اونجایی که این پرده ها حالت فنری دارن یهو پرده هه یکم رفت بالا....
بعد یکی از بچه بلند شد با صدای بلند گفت:
استاااااد؟بکشید پایین!!! :-" ینی یه وضعی بودا...

یکی دیگهمیخاس درستش کنه گفت استاد پردتون رفته بالا بکشیدش پایین... :| :| :| :| :| :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

تا الان فک میکردم تیم کوک اسم یه تیم اصلی شرکت اپله
ولی نارنجی متوجهم کرد تیم کوک اسم یه نفره
 
پاسخ : سوتی‌ها

تو نمایشگاه کتاب با دوستم و مامانش بودیم

بعد گفتیم بریم کتابا رو بذاریم تو ماشین

مامان دوستم پرسید میدونین ماشین کجاست؟

منم یک لحظه حس اون دختر کوچولویه تو کلاه قرمزی بهم دست داد بلند گفتم بعععععععععلهههه :-" :))

هیچی دیگه :-"

همه ملت سمتم برگشتن با دهنای باز نگام کردن :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

هیچی دیگه فک کنم شما هم اشتباه گرفتن کبد و جگر واستون پیش اومده!

اومدم از دوستم زیست بپرسم گفت در کبد چنین اتفاقی می افته یه ساعت باش بحث کردم که تو کتاب گفته جگر تو گفتی کبد ! (دیگه سوتیه!)

میگن از یه سوارخ دو بار نیش نمیخوری دروغه !​

بار دوم رفتیم ازمایشگاه زیست ماکت اندام های بدن هست نشونم داد گفت : این هم جگره! و من : نه بابا این کبده ! ;D ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

اسم خودمو رو موبایل خالم عوض کردم گذاشتم 200090 بعدش به خالم پیام دادم
"مشترک گرامی همراه اول با عرض تبریک شما برنده ی جایزه ی 25 میلیون تومانی ما شده اید لطفا کد پستی 10 رقمی خود را به همین شماره ارسال کنید و یا *بقیه متن موجود نیست*"
بعدش خالم برداشته اسم فرستنده رو دیده میگه فردوسی پور پیام داده باز کرده میگه انگار همراه اوله خونده از ذوقش پیامو به همه نشون داده کدشو فرستاده
... 10 بار فرستاد هربار گفتم اشتباهه اخر سر میگه اخه وقتی پیام من ناقص میاد فارسی نمینویسه عربی مینویسه..
بعد بهم زنگ زد گوشیم صدا کرد فهمید منم
ولی کلی حال کردم
 
پاسخ : سوتی‌ها

طرف تو بانگش نوشته" ب سلامتی اونایی ک لب مرز شهید شدن" :|
بابا اون بنده ها خداها زیر خاک سلامتی میخوان مگه :-" :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه بار یه معلمی بود ، گفته بود این جلسه فلان کتابو نیارید راتون نمیدم سرِ کلاس؛
منم کتابرو آورده بودما ، بعد یهو غیب شد انگار .:اُ
بعد گفتم الان اینو بگم باور نمیکنه که ، رفتم خیلی مظلومانه گفتم دیروز دادم مامانم سیمی کنه ـو اینا ، اونم باور کرد . دقیقا همون موقه یکی گف:
"ریحانه ، مرسی ، بیا بگیر کتابتو." {ورداشته بود از رو میزم} X_X X_X

× یعنی معلّمه میخواس منو بزنه . خیلی بد بود . X_X :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

داشتیم با بچه ها سرـه اهنگُ اینا بحث میکردیم
بعد یکی از یچه خاس بگه مثن من خیلی بلدم
اون : من اصن اهنگایه یاس ـو دوس ندارم
من: چرا؟
اون: چون دختر ک نباید رپ بخونه ک ;;)
من : یاس پسره :|

دیگه واقعن نمیدونم چی بگم.
 
پاسخ : سوتی‌ها

تبلیغ تلویزیووووووون:
هیچ چی مث بیک;بیک نمیشه
یعنی دقیقا این: :-/
 
Back
بالا