• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

خدارو شکر این یکی سوتی رو من ندادم یکی از اقوامه عزیز داده.....یه بار من و مامانمو مامانشو خودش داشتیم تی وی نگاه میکردیم که آقا اینم اومد تا مامانش ندیدتش دستشو بکنه توو دماغش و .... هیچی دیگه دستشو کرد توو دماغش قشنگ داره میچرخونه منم داره نگاه میکنه منو میگی :|..آقا یهو این مامانش برگشت اینم تا میخواست دستشو از دماغش بیاره بیرون دید نه نمیاد بیرون هل شد یهو دماغشو از توو چنگ گرفت خون اومد ;D ;D :)) :))...منو میگی =))..مامانم :| مامانش :-w :|اما چون دماغه بچش خون اومده بود یه خوردم :-s خودش ^#^ :-ss :((...دوباره من :))(کاملا واقعی)
 
پاسخ : سوتی‌ها

همین الان تلفن زنگید رفتم بردارم اسم دوستم بود فک کردم اونه گفتم سلام خره نگو مامانش بود کارم داشت!!
من :-[ #:-S
مامان دوستم :-" 8-| :-\
 
پاسخ : سوتی‌ها

صبح ناظممون اومد برگه هارو پخش کرد
گفت ناراحت شدید من اومدم اینجا؟!
من: بله آقا از کجا فهمیدید!؟
----------------------
یه پیر مرد: خدا عاقبتتونو بخیر کنه
من: خدا عاقبت شمارو هم بخیر کنه!
----------------------
نمیدونم کجا بود
طرف میخواست دعا کنه
بلند گفت
خدایا، مارو، این جوونارو خانواده هامونو بفرما!!!
----------------------
سوتی نیست این یکی
نماز جماعت میخوندن یه جا
بعد امام رفته بود رکوع
بعد ماهی الکی داد میزدیم یاالله یالله والله مع الصابرین
اونم فکر میکرد یه عده میخوان بیان هی موند تو رکوع هی موند تو رکوع
یبار دیگم که امام همون طرف بود
میرفتم هی بهش سلام میدادیم وسط نماز!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

آغا من اونروز هی یادم می رف "ر"رو بزنم البته تو برخی کلمات خاص به جان خودم عمدی نبود ;;) داشتم تن تن مینوشتم خب :-"حالا چت منو دوستم(زیاد هم صمیمی نبودیم!)
-خب شما کی میرید واسه مسابقه؟
من:هر وقت گروههای(حذف ر)پسرا تموم شه...
-چی؟ :o :o :o :o :o
من:بابا میگم هر وقت نوبت گروههای(حذف ر)مدرسه خودمون شد دیگه....
-نه بابا تو هم آره :>
من حالا چون چار تا گروه(حذف ر)از پسرا شرکت کردن اینطوری میگی؟
-تو حالت بده مثه اینکه امروز ;D
من:رفتم بالاترو نیگا میکنم :P :P :-[ :-[ :-[ :-[ :-[ :-[ :-[ :-[
تا دو هفته نت نرفتم :-[ :-[ :-[ :-[ ;D ;D ;D ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از Enerjiiiiii :
امروز بعد امتحان زیست دوستم میگه تو امتحان اسید معده همون HCl دیگه نه؟
من::o
کلا پایه های علم شیمی رو با این حرفش لرزوند!! ;D

ولی توی مبتکران دقیقا ذکر شده که هیدروکلریک اسید نام دیگش اسید معدست ...
 
پاسخ : سوتی‌ها

نگو پس سوشرتم پاره شده یکمش بعد دستمم زخم بود!!
خالم:فرشته چیشده؟؟؟ :-/(منظورش سوشرتمه)!!!
من:نمیدونم چیو میگه حوصله ندارم دستم زخم شده کوچولوئه خوب میشه!!!
خالم:ها؟؟؟؟ 8-|
من:خودش درس میشه!!! ;;)
بعد خالم هنوزم تو کفش بود!!! ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

سرِ زیست داشتیم کتابو میخوندیم...یکی از دوستان داشت بُلند تو کلاس میخوند..

یهو به یه کلمه رسید نمیفهمید چیه..معلمه ام حواسش نبود؛

پرسید:خانوم این کلمه چیه؟من نمی دونم معنیشو تلفظشم نمیتونم بکنم!:-؟

معلم:کدوم؟

اون:ســـــوسـَـَـَـَــک!یعنی چی؟

معلم:سوسَک ؟نمیدونم..:-؟{خیلی جدی}

یهو یکی گف اینکه همون سوسکه خودمونهههههههه!

کلاس ترکید اصن!=))
 
پاسخ : سوتی‌ها

توی مجلس عروسی میخواستم عمه ی دخترخالم رو به یک فرد غریبه معرفی کنم ناگهان به دخترخالم اشاره کردم گفتم ایشون عمشون مامانشونه! :‏|‏‏
:))
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
داشتم یک مقاله ارائه میدادم
بعد یک جا نوشته بود" شایانِ گفتن است"
من خوندم "شایان گفته است" :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

کلاس دوم یأ سوم دبستان بودیم

سوال امتحانمون این بود:

به ................. پشتِ شتر "کوهان" میگویند.

آقا ما هرچی‌ فکر کردیم کلمه "بر آمدگی" به ذهنمون نرسید

نوشتیم "قلمبگی"
 
Back
بالا