• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

بچه ها این عکسو ی جایی دیدم
خب؟
اصن خیلی خفنه :)) :))
بعد نوشته کدوم از گزینه های زیر درس است؟؟:::::


1- ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺗﻮ ﺟﻮﺏ ﺳﺮﭘﺎﺵ ﮐﺮﺩﻥ ؟ :))
2- ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻪ ﻣﺎﺷﯿﻨﻮ ﺗﻮ ﺟﻮﺏ ﺑﺸﻮﺭﻩ ؟ :))
3- ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺍﺯ ﺟﻮﺏ ﺑﭙﺮﻩ ﭘﺎﺵ ﻟﯿﺰ ﺧﻮﺭﺩﻩ ؟ :(
4- ﺭﺍﻧﻨﺪﺵ ﺯﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻪ ﭘﺎﺭﮎ ﺩﻭﺑﻞ ﮐﻨﻪ؟ :-"
5- ﺍﺯ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺟﺎﯼ ﭘﻞ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯿﮑﻨﻦ ؟ :-"
971834_648979711784053_1591966433_n.jpg




ولی جوبشم جوبه ها خداییش :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از shery :
سوتي شوهرخاله ي منه! 8-}

اون روز عروسي دعوت بوديم کل خاندان بعد شوهرخالم نيومد گفت ديرتر ميامو اين حرفا

بعد خالم زنگ زد بهش گفت بيا اونم گفت اومدم الان دارم شام ميخورم ;;)

بعد خالم گفت خب کجايي و اينا؟ چرا نيستي؟اصن شام ندادن هنوز

بعد کاشف به عمل اومد که شوهرخاله ي گرامي رفته اشتباهي يه تالار ديگه خيلي شيک شامم خورده ;D :)) ;D :-$

فقط مونده بوده بره به عروس داماده ديگه تبريک بگه ;D

هيچي ديگه بعد از فهميدن سوتي خيلي شيک از جاش بلند شد اومد تالاري که ما بوديم ;))
هیچی دیگه به شدت فک میکنم تکراری میباشد.......
یکی دیگه تو چن صفحه قبل این سوتی رو با نام داییش نوشته بود :> :>
 
پاسخ : سوتی‌ها

سوتی آقای ولایتی تو مناظره:مسائل کم اهمیت دار تر!!!
سوتی آقای حداد عادل:سلام میکنم بر امام موسی کاظم و سلام بر همه مردم ایران!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

داشتم زنگ میزدم به بابام. مامانم از اون ور گفت به بابات بگو پنیر، وانیل و یه چیز دیگه که یادم نیست چی بود بگیره.
داشت بوق میخورد منم داشتم مرور میکردم که بگم : سلام بابا، پنیر وانیل و ... بخر.
یهویی گوشیو برداشت منم هل شدم گفتم : سلام پنیر، بابا وانیل و...بخر اومدنی! ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیشبــــ داشتیم تلوزیون نگا میکردیم ... داداشم برگشته میگه آجی چرا هوش زیـــآدُ نمیذاره ...
من : :o :)) :))
اون : :-/ ^-^

( خودتو مسخره کن :|.. بچه هفت سالشه خووو !!)
 
پاسخ : سوتی‌ها

ی برنامه ای میداد ماه رمضون ک حالا اسمش یادم نیس(مخصوصه ماه رمضون نبودا) بعد یارو مجریه گف خب بینندگانه عزیز شما ی ووله ببینین مام ی لیوان آب بدیم ب شما(خطاب ب مجریه) و ادامه ی برنامه رو داشته باشیم ;;)
بعد این یارو ـه گف البته الان ماهه مبارکه رمضانه و بنده روزه هستم! ;D ی همچی مجریایی داریم ما ;;)
 
پاسخ : سوتی‌ها

این سوتی ماله یکی از دوستامه
سر کلاس دینی میخواست در مورد خواب حضرت یوسف صحبت کنه ،دید هر کی داره یک چیزی میگه.هول شد
گفت:گاز لاغر ، گاو چاقر !!
بچه ها: =)) =)) =)) =)) =))
منظورش این بود که 7 تا گاو لاغر ، 7 تا گاو چاق رو خوردن!
 
پاسخ : سوتی‌ها

شوهر خالم اومده خونه به خالم میگه برو کلیدای منو بیار.خالم:کجان؟؟
-تو یخچال!
اخه کی کلی میذاره تو یخچال؟؟؟؟ :o
ـ حالا برو بیار کار دارم
ـ نگفتی غذا ها تو یخچال بو میگیرن؟؟ :-L :-"
بعد خالم میره و بعد از مدتی گشتن در یخچال با نا امیدی نیسن که!!!!
و شوهر خالم با عصبانیت:کی تو اشپزخونه دنبال کلید میگرده؟؟؟؟گفتم تو گاو صندوق!!!
و خالم: :|
=)) :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

[ از اثرات محو شدن توی افق ...] 8-^


خواهرم اومده منو بیدار کنه برم کلاس :

- سارا پاشو ، مگه تو کلاس نداری ؟!
- من : نه ، من باید اینا رو آماده کنم بفرستم " افق " !!! :-" ;;)

یه دفه دیگه مامانم اومده منو بیدار کنه :

- بچه پاشو چقد میخوابی ؟!
- من : متانول فرار میکنه ... ! :-"


اصلا هم یادم نمیاد چه جوری همچین چرندیاتی پروندم ... #-o
 
Back
بالا