- ارسالها
- 683
- امتیاز
- 5,639
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- ن.ج.ب.ا.د
- سال فارغ التحصیلی
- 94
پاسخ : سوتیها
دیروز با بروبچ رفته بودیم پارک جهت رفع عقده های سنگین امتحان
بعد توپ بردیم تا با هم بازی کنیم ولی توپش زیادی باد داشت دستمون درد میگرفت .خلاصه اون طرف پارک دیدم دوستان دیگر میرند توپاشونو میدند براشون بادکنه منم به دوستم گفتم:
مریم بریم توپمونو بدیم خالی کنه؟؟
مریم:بریم :)
فی الجمله رفتیم پیش اون پسره که توپارو باد میکرد.
من:عاقا میشه این توپه ما رو خالی کنین
عاقاهه:میشه منم باهاتون بازی کنم؟؟
آخه کتفام خیلی درد میکنه میخوام حال بیان!! 
دوستم:

حالا جالبیش اینجاست که من فک کردم میگه:میشه من بادش نکنم؟؟آخه کتفام خیلی درد میکنه
بعدش من گفتم:نه ما میخوایم خالیش کنیم نه پر!!
عاقاهه:
دوستم:

تو راه برگشتنه دوستم یکی زد توسرم گفت:الو!!گوشات میشنوه؟؟
من:چطور؟
اصل ماجرا رو رو که شنیدم به این حالت شدم
دوستم:ولی ناخواسته خوب ضایش کردی!!یابو آب دادی ناجور
من:

دیروز با بروبچ رفته بودیم پارک جهت رفع عقده های سنگین امتحان
بعد توپ بردیم تا با هم بازی کنیم ولی توپش زیادی باد داشت دستمون درد میگرفت .خلاصه اون طرف پارک دیدم دوستان دیگر میرند توپاشونو میدند براشون بادکنه منم به دوستم گفتم:مریم بریم توپمونو بدیم خالی کنه؟؟

مریم:بریم :)
فی الجمله رفتیم پیش اون پسره که توپارو باد میکرد.
من:عاقا میشه این توپه ما رو خالی کنین

عاقاهه:میشه منم باهاتون بازی کنم؟؟
آخه کتفام خیلی درد میکنه میخوام حال بیان!! 
دوستم:

حالا جالبیش اینجاست که من فک کردم میگه:میشه من بادش نکنم؟؟آخه کتفام خیلی درد میکنه

بعدش من گفتم:نه ما میخوایم خالیش کنیم نه پر!!

عاقاهه:

دوستم:

تو راه برگشتنه دوستم یکی زد توسرم گفت:الو!!گوشات میشنوه؟؟

من:چطور؟

اصل ماجرا رو رو که شنیدم به این حالت شدم

دوستم:ولی ناخواسته خوب ضایش کردی!!یابو آب دادی ناجور

من:












