• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها


روز ولنتاین بود. ما راهنمایی بودیم.

بعد یه آخوندرو آورده بودن بهمون بگه دوس پسر خطرناکه و اینا... ( خطر بلعیدن :-" )

بعد تو کیف همه کلی کادو های جورواجور. خلاصه اصن ما بهش گوش نمیدادم.

اونروزم میکروفون مدرسه خراب شده بود. میگرفت ول میکرد :-قطع و وصل

بعد آخوند پا شد که خدافظی کنه بره. میکروفون خراب بود دیگه . گفت :

من خانوم مدیر شما رم از همینجا میبوسم =)) ( خانوم مدیر 2 سانت باهاش فاصله داشت. فیس تو فیسم بودن :-" )

نگو این میخاسته بگه من دست خانوم مدیر شما رو از همینجا میبوسم. قسمت دستش پخش نشده بوده و قطو وصل شده بود....

خلاصه بچه هام جوگیر :

آقا خانومو ببوس یالا... ولنتاین مبارک.... همه باهم تکرار میکردن. دست جیغ قر . تکون دادن شونه ... <:-P <:-P <:-P <:-P <:-P <:-P <:-P

ما : \:D/ \:D/ <:-P <:-P

آخوند : :-s ~X( :-[ :-h :-h :-h (همونموقع در رفت)

خانوم مدیر : [-( :-& X-(

ولنتاین و کادو های درون کیف : >) =))


و خانوم مدیر و آقای آخوند در درون دلشان : :x :x :x :-* :-* :-* :-*
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیشب دوستم با پسره تو اف بی می چته
پسره:خوبی شما؟امروز دیدمت تو خونه ی شیما نه؟
دوستم:آره
پسره:از خودت بگو
دوستم:من؟
چی بگم خو؟
یارو:خودتو توصیف کن
دوستم:
خوشگلم ;D
با معرفتم
با شعورم
زن زندگی ام ;D
اصن میدونی؟عروس تعریفی میگن همون منم!
پسره و من: =))
دوستم به من:این چرا میخنده؟
من:خره اینجوری که نمیگن یاد ضرب المثله افتاده خو!
دوستم:کدوم ضرب المثل؟ :o
اصن یه وعضی! :))
...
همین دوستم شماره ی یه یارویی رو میخواس
اس داده به دوستش:
سلام بهار
شماره ی میلادو داری؟از سینا خواستم بگیرم نداشت...
بعد از اون جا که داشت با من حرف میزد حواسش پرت شد
زد send to baba
هیچی دیگه!باباشم رو مبل نشسته بود
یهو باباش:فلاااااااانی؟!میلاد که شاگرد منه X-(
دوستم: ^#^ X_X
به چه سختی ای گندشو جم کردیم با هم! ;D
سیم کارتم شکست آخرش! ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

اندر احوالات کلاس شیمی:

معلم: واقعا برای این مدرسه متاسفم . مثلا تیزهوشانه. حیفه این مدرسه که شما توشین. برداشتن یه عده جونور آوردن تو مدرسه گفتن اینا تیزهوشن . هیچی تو کلتون نیس ...

دانش آموزان: :| :| :|

من :نظر لطفتونه ;D

معلم: :-L :-L :-L ~X( ~X( ~X(

پ.ن: نمی دونستم اینقد وضعیت خطریه وگرنه ژیپش میکردم
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز تو راه فهیمه برگشته میگه:
مورمالَک
(منظورش مارمولک بود) ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

چند روز پیش حالم خوب نبود و رفته بودم قدم بزنم! بعد هندزفری تو گوشم بود! رفتم سوپری,تا یه شارژ بخرم و کمی خوراکی و برم خونه!

تا رسیدم سوپری, آهنگ وقتی دلت شکست اومد!

بعد منم گفتم چی میخوام و نمدونم آقاهه چی گفت که منم الکی سرم و تکون دادم!

کلا مشغول بودم,وقتی برگشتم دیدم رو میز یه بسته سیگار گذاشته!

گفتم: ببخشید! میشه خریدایی که گفتم و بدین,من برم!!

آقاهه: خانوم شما گفتین سیگار بدین دیگه!!

من: من گفتم؟؟؟

آقاهه: آره!!! گفتم یه بسته بدم,شما هم سرتون و تکون دادین!!!

من: آقای محترم شوخیتون گرفته؟؟؟ به قیافه ی من میخوره سیگاری باشم؟؟؟

آقاهه: چه میدونم!!! خودتون گفتی!!

منم فهمیدم مشکل از کجاست و برا اینکه ضایه نشم,گفتم: ببخشید! مثل اینکه شما اصلا حالیتون نیست! خدانگهدار!


+توضیح: آهنگ وقتی دلت شکست, یه تیکش میگه, دور خودت همش دیوار میکشی/افسوس میخوری,سیگار میکشی!
منم داشتم با خودم آهنگ میخوندم! آقاهه فک کرده بود سیگار میخوام!! =))

++وقتی در عالم خودم سیر مسکنم نمیدونم چیکار دارم میکنم!!! =)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

با داداشم کار خیلی مهمی داشتم
بعد مامانم بهش زنگ زد ببینه کجاست و کی میاد خونه
اونم گفت من ناهار نمیام خونه
منم اعصابم خرد شد یک دفعه از دهنم پرید تو روح باباش . یعنی چی نمیاد خونه؟
یکدفعه دیدم بابام به خالت :| :-w داره نگام میکنه X_X
افتضااااح بود
یعنی میخواستم برم تو زمین فقط X_X
 
پاسخ : سوتی‌ها

مجری تو برنامه ساعت25 گفت که

یه برنامه شسته شفته براتون تدارک دیده شده ;D ;D

بعدش درستش کرد گفت شسته رفته ;D ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

ديروز تو حرم بوديم،يه عربه رو ديديم.به بچه ها گفتم:بياين الكي عربي بحرفيمو عكس العمل بقيه رو ببينيم‏‏ ‏↳‏
بعدش رفتيم كفشداري كفشامونو بديم(همونجوري داشتيم مي حرفيديم)كفشامونو داديم به كفشداره،يهو برگشت گفت:كلكم؟(منظورش اين بود كه همتون با هم هستين؟)‏↳‏

منم گفتم:آره بابا هممون باهميم :‏))‏

 
پاسخ : سوتی‌ها

سوتی همسایمون
همسایه =سلام دخترم ،خوبی؟ :)
من=ممنون شما خوبین؟ >:D<
همسایه =دخترم کدوم مدرسه میرفتی؟ :-/
من=فرزانگان
همسایه= خاک برسرت ،تیزهوشان قبول نشدی
من= X_X
 
Back
بالا