• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

X_X فک کنم امروز تو امتحان نوشتم مهدی (ص) :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

منو دوستم تو پارک بودیم یهو یه دختره ... از افق سمت راست داشت میومد سمت ما :-"
دوستم:هی اونو نیگاه کن 8-^
من:زشته پسر این کارا چیه
-نمیگم مخشو بزن که فقط نگاه کن :-"
-نه
....
یهو دیدم سرشو آورده پایین تا دختره رد شد(نامرد بوی دختره هم آدمو... هیچی از بحث منحرف نشیم بهتره)
من: چرا اینجوری شدی :-?
اون: نزدیک تر شد دیدم خواهرمه X_X

نامردا این آرایش چه با دخترا می کنه که برادر خواهرو باید از فاصله نزدیک تشخیص بده
 
پاسخ : سوتی‌ها

دو ماه پیش تقریبا ؛ سر کلاس بودیم داشتیم امتحان ریاضی مستمر می‌دادیم ؛ آقا منم غرق حل کردن سوالا بودم، یهو دیدم یه چیز سیاه اومد خورد به کفشم ؛ پریدم بالا و یه جیغ بنفش کشیدم :-" دبیرمون گفت : چی شد ؟ گفتم : خانوم ؛ سوســــــــــک !!!!
یهو همه از جمله همون دبیرمون زدن زیر خنده. اون موجود سیاه پاکن یکی از بچه ها بود. :| تا اخر امتحان سرمو از برگم بالا نیوردم از خجالت :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه بار از فشار دستشویی داشتم میترکیدم
تا رسیدم خونه پریدم توی توالت و شروع کردم به باز کردنِ دکمه های مانتوم!
به دکمۀ آخر که رسیدم یادم افتاد نباید مانتومو دربیارم!!!
هیچی دیگه…انقد خندیدم که همون یه ذره مقاومتی هم که داشتم از بین رفت و …. بگذریم! =))
اصن وقتی یادم میاد =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه بار مامان ِ دوستم بهش می‌گه من دارم می‌رم بیرون، رُب و نمک و آب‌غوره بریز تو آبگوشت، بعد نیم ساعت زیرشو خاموش کن.

دوست ما هم میره عرق بادرنجبویه رو برمی‌داره، خالی می‌کنه تو آبگوشت. ;;)
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه دوست عزیزی داریم،سمپادی هم هستن ایشون،به تازگی عضو سمپادیا هم شدن :-"
بعد این دسوت مورد نظر سی روز استفاده رایگان IDM اش تموم شده،گفته بزار بخرم دیگه رفته دیده عه چه خوب شیش تومنه لاینسس دائمیش گفته شیش تومن میدم یه عمر دانلود منیجر دارم دیگه،هیچی سرخوش خریده بعد اومد برا منم تعریف کرد،من گفتم مطمئنی؟احیانن کرکشو نخریدی :)) گفت نه بابا تو خود برنامه لینک داده بود یه جاییو ازونجا خریدم،منم با گفتم باشه :| ولی خب باورم نمیشد :-" حالا دیروز کاشف به عمل اومد که بعله،آقا شصت هزار تومنو شیش هزار تومن دیده :)) حالا با کارت مامانش هم خریده بوده،بعد مامانش چک داشته سر این داستان بخاطر بیس تومن کمبو وجه برگشت خورده :)) من نمیدونم چی بگم به این بشر :-" حالا بماند که چه عواقبی تو خونه براش داشته :دی :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

رفتم http://www.sampadia.com/forum/index.php/topic,104168.msg1210497.html#msg1210497
این اسکرول بار عکسشو تکون میدادم و غر میزدم که چرا موس اینجوریه ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

یکی از فامیلای ما خیلی به این برنامه ی "به خانه برمیگردیم" علاقه نشون میده :-??

بعد دیروز خانم راد : ما بیننده های ویژه ای داریم که همیشه برناممونو میبینن !

ایشون : مثل من ... >:D<

خانم راد : خانوم های باردار عزیزی که ... ;;)
 
پاسخ : سوتی‌ها

کانون زبان تیچر موقع حل تمرین ازیکی از بچه ها معنی کلمه ای رو بپرسید
بلد نبود ما بهش هی میگیم دنس...دنس(dance(
نفهمید :-?
یکی ازبچه ها 1 خورده حرکات موزون با دستش در اورد ;D
حالا این دوست ما:some thing made by hand..(چیزی که با دست ساخته شده..) <:-P
تیچره هم فهمید ما بش رسوندیم این نفهمیده [-(
 
پاسخ : سوتی‌ها

دوستان بنده تا همین الان خواب بودم
بعد از اونجایی که صبح هم بعد از امتحان گرفتم خوابیدم،اگر مامانم می فهمید که تا 6 خوابیدم ، خوابم به مرحمت خدا ابدی میشد!!!!،حالا بزارید بگم چی شد که من بیدار شدم
تلفن 5 دقیقه داشت زنگ میزد تا اینکه بنده ی گیج خواب از خواب بیدار شدم و رفتم جواب دادم
یارو:سلام
من : سلام
یارو:ببخشید شما ته فامیل تون اندرزجانیه؟؟
من:نه آقا
آقاهه:برازجانی نیست؟
من:چی؟
آقاهه: ته فامیتون برازجانی نیست؟
من:نه
آقاهه:پس ته فامیل ندارید؟
من:نداریم
_:پس فامیلتون پورشیخعلی خالیه،اندرزجانی نیست
منم که خوب گیج میگم:بله
میگه پس ته فامیلتون اندرزجانی نیست؟؟
(مدیونید اگر فکر کنید ذره ای اغراق کردما،سه بار پرسید پس اندرزجانی نیستید؟؟؟؟؟؟ :| )
من:نه آقا ما اصن پورشیخعلی نیستیم ! چی میگید شما؟؟
یارو:ا؟؟من این شماره رو از 118 گرفتم
_:خوب اشتباه گرفتید
یارو:پس ببخشید خداحافظ
خواهش میکنم خداحافظ
من: :|
به هر حال واستم از این تریبون از همون بنده خدایی که یا خودش خیلی اسکله،یا نیم ساعت منو اسکل کرده بود تشکر کنم
خدا پدر و مادرتو بیامرزه
الهی خیر از جوونیت ببینی
ببخش دیگه تورو خدا من مغزم هنوز راه نیافتاده بود داشت لودینگ میشد زنگ زدی
 
Back
بالا