یه همکلاسی داریم ما که پسر عمو و داداششم قبلنا تو مدرسمون بودن.
حالا امروز معلممون موقع حضور غیاب ازش پرسید با اونا چه نسبتی داری؟؟
دوست ما:یکیشون داداشمه و اون یکی عم برادرمه.
داشتیم راجع به گروه خونیامون میحرفیدیم بعد هی هرکی میگفت اهمیت گروه خونی من بیشتره و اینا . منم گفتم من او منفی ام . بعد همه گفتن خاک تو سر منفی ات و اینا منم دگ کلافه شدم تهش بلند گفتم " بَده به همتون میدم؟ " هیچی دگ .. ملت از خنده کبود شدن منم در اون لحظه فهمیدم چقد ب خیره شدن ب افق علاقه مندم
چندروز پیش حاظر شده بودیم بریم بیرون تو ماشین بودیم که یهو آبجی کوچیکم(هنوز سه سالش نشده ) برگشت به مامانم گفت مامان به منم لب میدی؟؟؟
مامانم:چییی؟؟
آبجیم: به منم لب بزن عروسی بشم دیگه
منظورش رژ بوده بچمون
روز اول دانشگاه..رفتم سمت این جماعت نسوان گفتم"آقا شما نمایندتون کیه؟" خلاصه دخترا ب روم نیاوردن منتها دوستان پسر تا الان اینو سوژه کردن خب این آقا آقای ندا بود