angry girl
کاربر نیمهحرفهای

- ارسالها
- 183
- امتیاز
- 2,490
- نام مرکز سمپاد
- فرزانگان
- شهر
- کرمان
اندر احوالات عروسی
عروسیه خواهرم بودو خب مسلما همه اومدن کادو دادن واینا بعد حالا یه بنده خدایی از فامیلای نسبتا نزدیک زنگ زده خونه که عاغا من برای ریحانه جون کارت هدیه گرفته بودم واین صوبتا اما خب اخر سر که اومدم بذارمش تو پاکت که بدم عابر بانکمو گذاشتم جاش و دادم و کارت هدیه هنوز دست خودمه .
خودش :

مامانم:
:-s
من:
مامان,مامان بگو جای کارت هدیه رمز عابرشو بده بسه 
عروسیه خواهرم بودو خب مسلما همه اومدن کادو دادن واینا بعد حالا یه بنده خدایی از فامیلای نسبتا نزدیک زنگ زده خونه که عاغا من برای ریحانه جون کارت هدیه گرفته بودم واین صوبتا اما خب اخر سر که اومدم بذارمش تو پاکت که بدم عابر بانکمو گذاشتم جاش و دادم و کارت هدیه هنوز دست خودمه .
خودش :

مامانم:
:-sمن:
مامان,مامان بگو جای کارت هدیه رمز عابرشو بده بسه 








.....
....وایسین.... 

