• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

:-"کلی داشتم فک میکردم.....


به یه پست مثبت دادم یه هو امتیازش از سه پرید به پنج!,

اخرش فهمیدم قبلا بش منفی داده بودم اشتباهی ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

سرما خورده بودم ، صبح رفته بودم دم در منتظر سرویس وایساده بودم.گلوم درد میکرد برگشتم خودمو تو شیشه در نگاه کردم زبونمو تا جایی که میتونستم اوردم بیرون که گلومو ببینم ، بعد از چند لحظه درو باز کردم دیدم همسایمون وایساده هاج و واج داره نگام میکنه!یعنی اون موقع که زبونمو اورده بودم بیرون چه فکری کرده بود؟ [-o< :-?
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز با یه بنده خدایی کلی پ.خ دادیم بعدم تو یاهو خیلیم صمیمی شدیم!
من مطمئن بودم که دختره برا همین اصلا به خودم زحمت ندادم برم تو پروفایلشو بخونم!
ما کلی به هم پیام دادیم و اینا :-"
حالا جالبیش اینه که من دیگه زیادی صمیمی شدم با این آقا حالا اونم کم نمی اورد پسره ی *** :-L
بعد یه دفه ای یه حرفی زد من رنگم پرید! :-\
گفتم:بــــــله؟؟مگه شما پسری؟؟ :o
-پــــــ نه پــــــ دخترم!حالت خوبه تو؟ ;D
رفتم تو پروفایلش دیدم بــــــعله!ایشون پسرن اونم چه پســــری! ;D
من در این حالت: :o :-[ :o :-[ :o :-[ :o :-[ :o :-[
آقا ببخشید انگار اشتباه شده!
بیچاره تعجبکرده بود!میگفت تو فک کردی من دخترم؟ :-?
من دیدم خیلی آبرو ریزیه بگم آره! ;D
گفتم نــــــــــــــــــــه بابا !!این چه حرفیه؟؟؟ ;D
مکافاتی داشتیم ما امروز! #:-S #:-S
خب نام کاربریتونو یه جوری بذارین که جنسیتتون معلوم باشه دیگه! :-L
;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از farmi1r :
دیروز شب داشتم از پنجره خیابونو نگاه میکردم 8-^یه موش دیدم به گندگی یه گربه بود بدو بدو اومد شیرجه رفت تو جوب آب(ببخشید آب جوب) ;D
این موشا اونقد گنده شدن که گربه هام ازشون میترسن . ;D
;Dدیروز شب
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه سریالی هست ، مرلینه مثکه اسمش ، پی ام سی نشون میده ، بعد امروز سر ناهار داشتم میدیدم با داداشم ، یهو یه اژدها اومد (من دومین قسمتی بود که میدیدم ولی اون کامل دنبال میکنه) ، گفتم این کیه ؟ بعد توضیح داد ، بعد یه صحنه معلوم شد که اژدها نقش منفیه داستانه (البته تا اینجای کار) ، بش گفتم : ئــــــــــــــه ؟ دیدی ؟ اژدها آدم بدیه ... :دی

در لحظه سکوت کردم ، ره اتاق پیش گرفتم ، خزیدم سمت کامپیوتر :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

به مامانم میگم:مامان این کیسه ها خیلی سنگینه من تنهایی نمیتونم بردارمشون!
میگه:اووووووو!هرکدومش یکیه دیگه!ببرشون!
میگم:اهااااا!من فک کردم هرکدومشون دوتایه.پس یکیه من نمیدونستم ;D

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امروز دوستم میگه : اون فیلم کرّرّه ای رو که دو سال پیش میزاش یادته؟
من:جاااان؟کرّرّه ای؟
میگه اره دیگه.همون که شبکه ی سه، دو سال پیش میزاشت
(بعد گرفتم منظورش کره ای بوده )
من:خوب.اره، ادامه بده ..... ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز رفتم مدرسه
مدیر خواس نصیحت کنه هنگ کرد
سارا جان عکساتو پشتشو چیز کن
آهان بعلـَـَـــه امسال امیدوارم ساله خوبو چیـَـَـــزی باشه
با معلما چیز باشین
در واقع راه بیاین
کادر مدیریتیتون چیزه خیلی عالـَـَـــی
منم خندم گرفته بود
گفتم خانوم برگه سرویسو چیـَـَـــز کردم چک بابامم گذاشتم رو چیـَـَـــزتون ببخشید میزتون
اونم بنده خدا به روی خودش نیاورد

گفتم با این چیز چیزی که این کرد صلوات بفرستین که امسال چیز تو چیزه ناجـَـَــــَـَـــور
 
پاسخ : سوتی‌ها

ما یک بار یه مهمون از تهرون! ;Dداشتیم!
منم خواب بودم...بعد مامانم اومد تو اتاقم به زبان ترکی گفت((دا.دی.دوو.دا.دی!!!!!!!!))
الان پارس زبان های محترم فهمیدم من چی گفتم؟! ;D B-)
خو نفمیدن....اون مهمون ما هم یه لحظه به این حالت شد :o :o :o :o :o
خو الان ترجمه اش میکنم چی بود....دا دی دوو دا دی=د دیگه پا شو د دیگه!!!!!!!!!!!!!!!! :)) ;D
متوجه شدین!!!!!
حالا بیا اینو به اون مهمونمون بفهمون!! ;D
اصن بد بخت یه وضی شده بود!!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

اون روز رفته بودم پيش دوستم
بهم ميگه:پدرام،ميدوني حال ميده چي كار كني؟
من:نه نميدونم!
- الان حال ميده يه مرسدس بنز داشته باشي بري تو خيابوناي ونيـــز گاز بدي!
- جاااان؟تو خيابوناي ونيز با مرسدس بنز گاز بدي.از غرق شدن نميترسي؟ ;D
 
Back
بالا