خاطرات سوتی‌ها

پاسخ : سوتی‌ها

آرم قلم چی رو که دیدین.
وقتی من خیلی بچه بودم تبلیغ قلم چی رو اولین بار با تلویزیون خونه ی مامان بزرگم دیده بودم. خاله ی منم اون موقع برای کنکور درس می خوند. بعد تو تبلیغ داشته می گفته با درس خوندن رد قلم چی هر جا میخواید قبول شید و این حرفا... منم به خالم گفته بودم"خاله چرا نمیرو تو اتاق برگه درس بخونی؟"(دست اون آقاهه که تو آرم قلم چی هست به اتاق بزرگه ی خونه ی مامان بزرگم اشاره می کنه.) {-8 {-8 تا دو ساعت کل خونواده داشتن فکر می کردن که من چی گفتم بالاخره بعد از کلی تلاش می فهمن
 
پاسخ : سوتی‌ها

یکی از بچه ها تو سرویس می خواس بگه داریم به سرعت گیر می رسیم

گف سرعت گیر داره میاد!!! :D
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از .!؟ :
در نگاه اول فك كردم لپ جلويي يه جايي از بدن يك فرد ميتونه باشه!!!!
مث لپ چپ، لپ راست :)) :))

از يكي پرسيدم كه لپ جلويي كجاست؟!؟! :)) :)) :))
بعد ديگه خودم فهميدم منظور اين نفر جلوييش بوده... :-" :-" :-"
آقا خُب درست بنويس :-"
واقعا؟ :O خوب شد گفتید منم همین اشتباهو کردم :-[ :-[ :-" خیلی نمیخواد از خودتون نا امید بشید. :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

سركلاس زبان فارسي معلممون گفت (( كتاب نامه اي به پسرم پرويز ناتل واسه دخترش نوشته))

معلم داشت كمبريج درس ميداد گفت قديم مردا نان اور خونه بودن ...پس زنا چيكار ميكردن؟؟؟
يكي لز بچه ها گفت زنا بچه آور بودن :D
 
پاسخ : سوتی‌ها

رفتم پیش نرگس میگم اون سوتیتو برام تعریف کن، همون سهیلو... :D
بعد میگه:
من گفتم یه سهیله و یه لذت لیسیدنش، یهو همه بچه ها زدن زیر گریه!
من: گریه چرا؟ :-?
نرگس: آهان، خنده :-" :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

ببخشیدا اما سوتی جالبی بود...این برادر محترم ما سبحان تو اکانت جدید سن رو زده 15 فارغ التحصیلی رو زده95!!!دیگه از بس اکانت ساخته قاطی کرده انگا...شایدم 2سال واسه پشت کنکوری بودن برنامه ریخته...کسی چه میدونه !!!!خو دادش من یه نگا بندا به سال یه حساب سر انگشتی بکن خو :D
 
پاسخ : سوتی‌ها

عمه ی عزیزم،2 سال پیش فوت کرد. :(
امشب ذکر خیرش بود،منم می خواستم یکم ابراز همدردی کنم با اعضای خانواده می خواستم بگم خدا رحمتش کنه،گفتم:خدا لعنتش کنه!!!!! X_X X_X
بقیه: X-( X-(
من:دشمناشو... . :-" :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

خاله ام می خواست بگه لاغری و چاقی ، گفت لاغری و چاقری.......
 
پاسخ : سوتی‌ها

یکی از بچه ها سر ورزش داشت تمرین می داد بعد میخواس بگه دستاتونو بیارین پایین گفت : حالا بکشین پایین =))

بیچاره هول شد دودقیقه بعد تمرین های کششی بود گفت خب بچه ها حالا اینورو کردین برین اونورم *** ،
ما: =))
بعد معلم ورزشه X-( تا یه ربع میگف شما مادران آینده اید چرا همه چی رو بد برداشت میکنین و....
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیروز یه گروهی کنفرانس اجتماعی داشتن بعد یه قسمت رو اصلا نگفتن ( که باید میگفتن) بعد معلممون خودش درس داد اون قسمت رو وسط کنفرانسشون حرفاش که تموم شد یکی از اعضای گروهشون تازه شروع کرد همون قسمت رو گفتن انگار نه انگار همین الان معلممون درس داده همین جا رو! آخه آدم چه قدر میتونه شوت بزنه؟! X_X
 
پاسخ : سوتی‌ها

پارسال سر مشاعره می خواستیم با "غ" شعر بگیم بعد 5 MIN قبلش با "غ" شعر حفظ کردیم
بعد موضوع کلی شعر یادم بود
البته با کلی اشتباه و سوتی
به معلمه می گیم یه چیزی تو این مایه ها بود
"غرق خون بود و نمی خوابید فرهاد داستان لیلی رو خوندم خوابید " :D
بعد اصلا یه وضعی بود داورا کلی خندیدن

بعد فک می کنی شعر اصلی چی بود

غرق خون بود و نمی خفت ز حسرت فرهاد
خواندم افسانه ی شیرین و به خوابش کردم
 
پاسخ : سوتی‌ها

تا حالا شده یکی از یه نفر تعریف کنه و شما به خودتون بگیرید؟ #-o
آره برای من اتفاق افتاده:
یه روز توی مدرسه دوستم بِهِم گفت: درباره ی تو، توی "حرف بزن" یه چیزی نوشتم که نمی تونم رو در رو بهت بگم :-?
اومدم سمپادیا دیدم نوشته دوست دارم و x:.... از اینجور حرفا!!!!
منم جوابشو دادم *-:
فرداش تو مدرسه کلی خندید =)) =)) و گفت:
اینو که نگفتم :O. مالِ تو، تو رو ص1180 نوشتم :D
.
.
.
هیچی دیگه کلی ضایع شدیم :D
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز سر کلاس فیزیک بحث از شهاب سنگی شد که از کنار زمین عبور کرد...
معلم فیزیکمون گفت که ناسا محاسبه کرده و گفته اگر که این به زمین برخورد میکرد...یک زلزله 13.5 ریشتری درست میشد به مرکزیت اقیانوس اطلس...
یک دفعه ای یکی از بچه ها با صدای بلند گفت که... ااااااااااااه!!!13.5 متر!!!!!!!!!!!
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از kousar73 :
تا حالا شده یکی از یه نفر تعریف کنه و شما به خودتون بگیرید؟ #-o
آره برای من اتفاق افتاده:
یه روز توی مدرسه دوستم بِهِم گفت: درباره ی تو، توی "حرف بزن" یه چیزی نوشتم که نمی تونم رو در رو بهت بگم :-?
اومدم سمپادیا دیدم نوشته دوست دارم و x:.... از اینجور حرفا!!!!
منم جوابشو دادم *-:
فرداش تو مدرسه کلی خندید =)) =)) و گفت:
اینو که نگفتم :O. مالِ تو، تو رو ص1180 نوشتم :D
.
.
.
هیچی دیگه کلی ضایع شدیم :D
ا
من دقیقا این پست شما یادمه اون لحظه فک کردم شما چون دوستتونه به شوخی جوابشو دادین:D
 
  • لایک
امتیازات: JB
پاسخ : سوتی‌ها

پارسال یه بار که من غایب بودم

ناظممون زنگ زده که مثلا اطلاع بده به مامانم که من غایبم! :D

گوشیو برداشتم جواب دادم, گفتم خودمم! ;;)

ناظممون برگش گف دخترم می خواستم بگم امروز نیومدی!!! :D
 
پاسخ : سوتی‌ها

:-ss
سر صف دوستم گفت : پرند....
منو زهرا .ک باهم گفتیم : پرند کدوم خریه؟ :-??
دختره که جلو من بود گفت من پرند هستم! ^-^
منو زهرا : X_X
 
پاسخ : سوتی‌ها

اونروز واسه سنجش شنوایی رفتیم خانمه گوشی را گذاشته تو گوش دوستم(پگاه) بعد هی این کلیدا را میزنه نگا میکنم میبینم پگاه داره اینور اونورو نگا میکنه :D
به دوستم گفتم نگا کره :D
بعد خانمه گف:نمیشنوی دخترم؟؟؟
دوستم:چرا میشنوم (هیچ عکس العملی نشون نمیداده واستاده نگا میکرده)=)) =)) =)) =)) =)) =))

امروز به دوستم گفتم چقد تو دفترتو تزئین میکنی مثه من ساده بنویس!!!
دوستم:برو بابا حوصله داری!!! {-8
 
پاسخ : سوتی‌ها

امروز رفته بودیم تئاتر
خلاصه کلی آدم با قیافه های هنری اومده بودن و نشسته بودن :D
سالن شلوغ شلوغ بود ، ما هم همه اینجوری: :D
نمایششون شروع شد
توی یه صحنه آقاهه داشت با دوستش حرف میزد یه جا دیالوگش این بود: انجام نمیده که نده این همه گیر دادن نداره که
بعد طرف اشتباه لفظی داشت توی یکی از کلمه ها "گ" رو یه چیز دیگه گفت :-"
کل سالن رفت رو هوا
بیچاره خودشم خندش گرفت
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه سوتی تو شبکه خراسان دادن خفن ، + :-"18
یه مسابقه ای میذاره تو شبکه خراسان اسمش مسابقه ی هشت ِ
یه یکی زنگ زدن بعد مجری گفت تا مسابقه شروع میشه من یه سوال بپرسم
گفت جوهر مردانگی چیه ؟(کار میشه) ;))
بعد یارو گفت :
خب ... چی بگم ... راستش نمیتونم بگم ...
اولش "ک" ؟
بله افرین ...
آخرشم "ر" ؟
درسته ...
بعد یارو گفت : راستش نمیتونم بگم خو ... حرف زشتیه ...


دیگه بقیش بوق ... :D
 
Back
بالا