- ارسالها
- 908
- امتیاز
- 2,878
- نام مرکز سمپاد
- دبیرستان شهیداژه ای 1
- شهر
- اصفهان
- سال فارغ التحصیلی
- 92
- دانشگاه
- صنعتى اصفهان
- رشته دانشگاه
- مكانيك
پاسخ : سوتیها
مراسم محرم مدرسمون بود
من سردیگ بودم
غذا ها رو میکشیدم(خورشت){8تا دیگ بود)کلیم ادم تو اون اتاقه بودن 
تو فازه غذا و اینا بودم،بعد یه معلمامون اومد،یه بچه بغلش بود!
به معلم گفتم : اقا دست پخت خودتونه؟
بعد دیگه من تو اون فاز بودم ، جز سکوت و نگاه از روی تعجب چیزی حس نکردم
بعد ها فهمیدم :-[
مراسم محرم مدرسمون بود
من سردیگ بودم
غذا ها رو میکشیدم(خورشت){8تا دیگ بود)کلیم ادم تو اون اتاقه بودن 
تو فازه غذا و اینا بودم،بعد یه معلمامون اومد،یه بچه بغلش بود!
به معلم گفتم : اقا دست پخت خودتونه؟

بعد دیگه من تو اون فاز بودم ، جز سکوت و نگاه از روی تعجب چیزی حس نکردم
بعد ها فهمیدم :-[





.یه متر دیگه که رفت احساس کرد یه کمی دیر اومده و معلم اونجا وایساده بوده(فعلو برم) 









