• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

يكي از بچه ها داشت كتاب دين و زندگي رو ميخوند. به صورت زير!!!
...كتاب من لا يحضره الفقيه نوشته ي شيخ صندوق!!
ميخواس بگه صدوق!
 
پاسخ : سوتی‌ها

صبح دیرم شده بود با عجله گوشیم رو از رو میزمون که جلوی مبله بر داشتم که برم بیرون از خونه؛حس کردم یک چیز سنگینی بهم وصله ولی چون دیر بود سریع کفشم رو پوشیدم و پریدم تو کوچه و شروع کردم دویدن؛همینجوری که میدویدم حس میکردم یک چیز شبیه آونگ بهم آویزونه
یک دفه یکی از همسایه هامون که یک آقایی بود بهم گفت این چیه پشتتون‏!؟
یه چند دور دور خودم پیچیدم بعد خود یارو اومد از پشت کیفم یه چیز جدا کرد؛داد دستم دیدم کوسن مبلمونه:‏د
گیر کرده بوده به کیفم‏!‏
تصور کنید صبح یک دختری رو در حال دویدن که یه کوسن بهش آویزونه :))
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه حاج آقایی هست هرروز موقع نماز میاد مدرسمون
بعد این داشت از سمت نماز خونه برمی گشت که بره پایین نماز تموم شده بود،یکی از این دوما هم که عشق حرکات موزونه،با یه حالت فجیعی از تو کلاسشون اومد بیرون حالا میخواد یه جو باحال تو سالن راه بندازه شروع کرده:دست دست!دست دست!(پشتش به حاج آقا بود)بعد ا همون وضع برگشته سمت حاج آقا:دست دس.....
مام از اون سمت سالن شاهد تمام این صحنه ها بودیم.....
پکیدیم از خنده....
خودمونو انداختیم تو همون کلاس اون دومه حالا نخند کی بخند....
 
پاسخ : سوتی‌ها

خو ما كه سوتي نميديم مگه دل نداريم خو مايم لايك ميخوايم خو ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

مامانم داشت یه متن طنز رو از تو فیس بوک برا ما میخوند که یه تیکه ش نوشته بود:"...کشتی گیر گردن کلفت ایرانی...." ولی مامانم خوند :"...کشتی گیر کلفت ایرانی...." :)) :))
بعد خودش یه لحظه مکث کرد و گفت :" وا!منظورش چیه?مگه کشتی گیر,نازک و کلفت داره?!?!" :-/ :-?
ما: :))
بعد یه بار دیگه خوندش و فهمید چه سوتی ای داده,این شکلی شد!!!===> :-[ :-"
 
پاسخ : سوتی‌ها

پارسال :

معلـم دینی : ببینید بچه ها ، فرض کنید یه چیزی هست که شما خیلی دوسش دارین ، مثلا یه خوراکی .. ممم .. چه خوراکی‌ی دوست دارین ؟

بچه ها : آیس پک 8-^

معلم دینی : خب ، فرض کنید الآن روی ِ اون میز یه آیس پکه شما میخواید بخوریدش ، اگر یکی ( که همون پیامبره ) بیاد به شما بگه توی آیس پک زهر ه بازم میخورینش ؟

بچه ها : بــعله خـانوم ! پولش ُ دادیــم 8-^ 8-^

چند دقیقه بعد :

معلم دینی : بچه ها ویژگی پیامبرا چیـه؟

_ : خانوم بنده ها برگزیده ی خدان 8-^

_ : خـانوم ! معصومـن ! 8-^

ملیکا : خانوم ظاهرا آیس پکم دوست ندارن 8-^
 
پاسخ : سوتی‌ها

ساعت 7:05 دقیقه صبح !

رادیو ورزش !

داره درباره بسکتبال گزارش میده

امروز تیم مِهران تهران به مصافِ فلان تیم خواهد رفت :دی

مِهران نیست مَهرام ـه :دی

:)) =))
 
پاسخ : سوتی‌ها

یه روز داشتم راجع به ناظممون بد می گفتم بعد دیدم که پشت سرمه

یه بار دیگم داشتم با بچه ها mobile forceبازی میکردم که معلم کامپیوترمون از راه رسید وتمام زنگ تفریح پشت سر ما واساده بوده مارون گاه می کرده ما هم نفهمیدیم
 
پاسخ : سوتی‌ها

امشب یکی از دوستایه بابام به اتفاق خانواده اومده بودن خونه ی ما. بعد همه نشسته بودیم که صحبت از موسیقی شد و این حرفا که دوست بابام برگشت گفت آقا میکائیل راستی شما چه سازی میزدی؟ :-? منم گفتم بیس. بعد برگشت گفت امیرعلی (پسرش) هم 1 سالی هس داف میزنه! (منظورش دف بود بیچاره! :)) )
بنده خدا تا لحظه ای که میخواستن برن اینجوری بود :-[
منم این یارو رو میدیدم یاد حرفش میوفتادم بدتر خندم میگرفت! :))
 
Back
بالا