• اگر سمپادی هستی همین الان عضو شو :

    ثبت نام عضویت

خاطرات سوتی‌ها

  • شروع کننده موضوع شروع کننده موضوع tamanna
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پاسخ : سوتی‌ها

سوتي بزرگه شهرداري شهرمون:

سر چها راه نوشتن:

جناب آقاي ...... كسب رتبه ي اول كنكور سراسري رياضي فيزيك را به شما .. خانواده محترمتان
و.... مركز آموزشي فرزانگان (مدرسه ما رو ميگه ) تبريك ميگوييم

:)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) :))
يعني توپ خندســـــــــــــــــــــــآ ;D

خوبه كه به مانم تبريك گفتن
+
همين الآن با دوستام رفتيم پياده روي ديدم پاكش كردن ( كاملن روشو سياه كردن :)) )
خوبه كه حداقل خودشونم فهميدن سوتي دادن ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

سوتی شبکه ورزش:دیشب واسه یه چیزی به جای اینکه بنویسن 13 مرداد نوشتن 13 تیر اینا هیچکدوم حواس ندارن؟
 
پاسخ : سوتی‌ها

ديرروز ظهر از كلاس زبان بر ميگشتم بعد اومدم تو خونهميرم سر يخچال بابام ميگه اااا هليا مگه تو روزه نيستي تازه يادم اومده روزه ام بعد مي بينم خونه تاريكه اصلا حواسم نبود ك عينك افتابيمو از چشم برنداشتم B-) رو ب بابام ميگم بابا :-/ چرا انقدر خونه تاريكه چراغارو ذوشن ميكني؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ديدم بابام =)) اين شكليه من :-/ B-) :-?? بابا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بابام :جانم ؟؟؟؟؟؟؟ چرا مي خندي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بابام دختر حالت خوب نيست گشنگي روت اثر كرده ها اون عينكو بردار تا همه جا روشن شه :)) بعد از 20 ثانيه فهميدم عينك افتابيمو بر نداشتم براي همين همه جا تاريكهههههههههه! خب ديگه گرسنگي روم فشار اورده بود! :-s
 
پاسخ : سوتی‌ها

داشتیم وزنه برداری می دیدیم با خانواده ، یه دفعه از اتاق صدای شمشیر و فریاد و اینا اومد اصلا هممون چشامون گرد شد یه لحظه ، فکر کردم نینجاها واقعا حمله کردن بعد خواهرم یهو یادش اومد لپ تاپش رو خاموش نکرده صدای فیلمه بوده ، ما رو می گی :| خواهرمو می گی >)
 
پاسخ : سوتی‌ها

دیشب ساعت 1 تو اتاقم چراغا خاموش در بسته هیچ کی پیشم نبود با هندزفری اصن یه وضی یه فیلم ترسناک گداشتم ببینم ;

بعدش فیلمش اینجوری بود که وسط عروسی یه هو یه زامبیه میاد همه زامبی میشن و ارین داستانا. اما واقعا ترسناک بودو بعد منم که تنها اومدم با هزار ترس و لرز و این داستانا تا آخرش دیدم و
گرفتم خوابیدم.

صُب مامانم برگشته بم میگه مونا دیشب پاشدی آب بخوری منم بیدار شدم اوومدیی گفتی من زامبیم من زامبیم.

من: X_X :))

مامانم: :))

قابل توجه دوستان باشه که من بچه که بودم پیش مامانم میخوابیدم بعد یه بار دوتا کرم پیدا کرده بودم و اینا کلی اذیتشون کردم. خلاصه شب شد و ما اومدیم بخوابیم که شورو کردیم خواب کرم دیدن. بعدشم هی از خواب میپریدم بمامانمو بیدار میکردم میگفتم: مامان کرم داری؟ مامان کرم داری؟

:))


همچین آدم سالمی هستیم ما ها!!
;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

اگه دقت کرده باشین تا همین چندروز پیش اولِ تیتراژِ سریالِ " خداحافظ بچه " :

شهرام حقیقت دوست

در

مهواره شریفی نیا

بعد الان:

مهراوه شریفی نیا

شهرام حقیقت دوست

در





# فک کنم مهواره و مهراوه رو اشتباه نوشتم #-o کدومش درسته خو؟! :-< :-"""

با توجه به پایینی: گویا شریفی نیا در حقیقت دوست بوده :-"""

منفیَم خوددی ، چی بگم خو؟! #-o :-""""""""""""""""
 
پاسخ : سوتی‌ها

ما که ندیدیم ولی رفقا میگن 4راه عکسِ استاد محمدی(رتبه 1 ریاضی فیزیک) رو زده بودن بعد زیرش نوشتن به دبیرستانِ فرزانگان تبریک میگوییم =))
ینی شهیدبهشتی رو از فرزانگان نمیتونن تشخیص بدن :)) =))


# عاقا حذف شه لدفن.. :-"" الان دیدم چنتا بالاتر گفتن X_X
 
پاسخ : سوتی‌ها

به نقل از melika :) :
اگه دقت کرده باشین تا همین چندروز پیش اولِ تیتراژِ سریالِ " خداحافظ بچه " :

شهرام حقیقت دوست

در

مهواره شریفی نیا

بعد الان:

مهراوه شریفی نیا

شهرام حقیقت دوست

در



منفیَم خوددی :-""""""""""""""""
:-"
28324690563775408923.jpg
 
پاسخ : سوتی‌ها

این سوتیه مال همین الانه! :)) ;D کل زمان مسابقه کشتی المپیک فکرمیکردم لباس آبیه حمیدسوریانه قرمزه امیددلاور!! :-"
آخرش گفتم اااه باختیم. :(( بعد دیدم همه پرچم ایران رو دستشون گرفتن دور سالن میچرخن! بعد پسرخالم میگه چرا فوش میدی؟بردیم دیگه.من: :-[ :-" ;D :))
پسرخالم: :)) :)) :)) :)) =)) =)) =)) ;D
 
پاسخ : سوتی‌ها

سوتیِ معلممون در حدِ بوندسلیگا!
معلم ریاضیه اومده ب قولِ خودش مساله رو از دو روش خلاقانه ب دس بیاره؛آخرِ کار میبینه جواباش فرق داره!!
***
این شبکه ی خبر داش سوتیایِ خبرنگاری پخش میکرد:
یارو خبرنگاره از زنِ تو بیمارستان ک تازه زایمان کرده بودو بچش تو بغلش بود میپرسه:
شما بچه ی خودتونو با شیر مادر تغذیه میکنین یا خودتون بش شیر میدین؟
 
Back
بالا